| خانه > ِیک سر و هزار سودا > شخصی > بر باد رفته | |||
بر باد رفتهفایل صوتی ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |
| خانه > ِیک سر و هزار سودا > شخصی > بر باد رفته | |||
بر باد رفتهفایل صوتی ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |
نظرهای خوانندگان
حکایت، حکایت من است و دستم در پارک در یکی از شبهای زمستان. شبانه پاتیل بودم و سیگار کشان وارد پارکی در حوالی خانه شدم. حوالی 8-9 شب بود به گمانم. مردی روی نیمکتی نشسته بود و من اجازت دخول خواستم و سکوت را نشان رضا گرفتم. خلاصه اندر کم کردن سخن بعد از کمی گپ سیاسی و اجتماعی در حال خودم، نظر وی را جویا شدم. صدایی از او در نیامد. سقلمه ای آرام نثارش کردم برگشت و با زبان بیزبانی فهماند که ناشنواست!!
-- مسعود ، Sep 13, 2007