| خانه > ِیک سر و هزار سودا > اجتماعی > ارث پدری | |||
ارث پدریچند وقت پیش در یک برنامه (فرض کنید یک ورکشاپ یا سمینار علمی) شرکت کردم که قرار بود هزینهی رفت و آمد شرکت کنندگان آن توسط ارگان مربوط پرداخت شود. طبق قرار قبلی باید بلیط یا قبض وسیلهی نقلیه را همراه میبردیم. نکتهی نسبتاً خوب ماجرا وجود اعتماد از طرف این ارگان نسبت به شرکت کنندهها بود که با گرفتن امضایی از شرکتکنندهها مبنی بر ارسال بلیط یا قبض، هزینه را به آنان پرداخت میکرد و در عین حال هزینهی برگشت را هم بر اساس همین امضا پیشاپیش پرداخت مینمود. نکتهی بد و خندهدار ماجرا این بود که وقتی یکی از بچهها به مسئول مربوط گفت که برای رفت 4500 تومان پرداخته و برای برگشت احتمالاً کمتر لازم است ولی مطمئن نیست و نمیداند چه کند، مسئول محترم با افتخاری برآمده از احساس عمیق دست و دل بازی گفت "این که ارث بابام نیست! بیا این 11000 تومان مال تو." ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |







