تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
سودای 282

در اینجا چار زندان است

فایل صوتی
هیچ فرقی نمی‌کند. همه ما زندانیان یک زندان پهناور هستیم. و آنقدر آفتاب آزادی به صورتمان نخورده که رنگ پوستمان سفید شده و دندان‌هایمان پوسیده. آنقدر در این سلول‌های کوچک چرخیدیم که مجنون شدیم. گاهی چنگ می‌زنیم به صورت یکدیگر و گاهی تا یکی‌مان حرف می‌زند به سمتش حمله می‌کنیم. غذای کافی بهمان نمی‌دهند اما تریاک هست و گراس و بنگ و کرک. برای آنها بهتر است ما معتادانی سر به راه و خمیده، گوشه‌ی دیوار باشیم تا اینکه یک روز آفتابی با مشت‌های گره کرده لولا‌ی دروازه‌ی این زندان را از جا برکنیم.

سرزمین رویایی

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)



موضوعات