|
رادیو زمانه
>
خارج از سیاست
>
داستانی
>
تی شرت
|
سودای 248
تی شرت
همکارم ایستاده و زیر لب غر می زنه، علتشو که می پرسم انگار داغ دلش تازه شده باشه، گله می کنه از خانم اش که هر چی می خره زود دلشو می زنه ، میگه : خانم میریم خرید، بلوز تنش میکنه می پسنده می خره، پاشو میزاره تو خونه شروع میکنه به ایراد گرفتن ، میگم خوبه خودت خریدی ، چند روز پیش رفتیم فروشگاه رفاه، یه دونه از این شُرت ها خریده که یه آستین بلند زیر داره و یه تیکه رو داره و تا بالای نافه ، بعد اومدیم خونه میگه من از این خوشم نمیاد .....
داشتم تصور می کردم این چه مدل شورتیه که هم آستین داره هم زیر و روئه هم تا بالای نافه که بک دفعه دوزاریم افتاد، گفتم: منظورتون تی شرته دیگه ؟
گفت: آهان آره همون تی شرت
باغ بی برگی

|
نظرهای خوانندگان
سلام صبحتون به خیر
-- mimi ، May 24, 2007 در ساعت 08:50 PMنه اینکه قشنگ نباشه ها نه، اما خیلی دلم یه جورایی شد که چرا اخه بی برگ... برگ دلتون همین داستانهای شیرینی هست که می گین... راستی عکسی که بالای صفحه در دو حالت انداختین کار قشنگیه.
موفق باشین
شايدعيال با همان گويش زيباي گيلكي (واحتمالي)خودشان و بهجاي شِرت، مرقوم فرمودهاند: شُرت؟
-- ح.ش ، May 24, 2007 در ساعت 08:50 PMاگر اين دومي درست باشد، بايد ديدني باشد.