|
رادیو زمانه
>
خارج از سیاست
>
داستانی
>
سوسک
|
سودای 211
سوسک
وقتی صدای فرياد همسرم را شنيدم وحشت نکردم فقط پرسيدم کجاست؟ در حالی که به سمت اتاق خواب میدويد روی ديوار سوسک پروازی چاق و چلهیی را نشان داد. چند لحظه بعد، از پشت در نيمه باز اتاق خواب فرمان قتل سوسک را صادر کرد! من طبق عادت هميشهگی کفشی از دم در برداشتم و به قصد کشتن سوسک به طرفاش رفتم. "با کفش نه؛ ديوار کثيف میشه!" اين را همسرم از پشت در نيمهباز اتاق خواب گفت. دستمال کاغذی برداشتم و با جهشی ناگهانی سوسک را گرفتم. شوخی کنان آن را به طرف اتاق خواب بردم و چند فرياد ديگر از همسرم گرفتم! در اين حيص و بيص سوسک پروازی چاق و چله يواش يواش خودش را بالا کشيد و با شاخکهایاش دستام را نوازش داد... همسرم گفت: "تا در نرفته برو با کفش بزن روش و لهش کن!" اما من ديگر نمیتوانستم "او" را بکشم! حتا نوعی احساس صميميت بينمان به وجود آمده بود. اگر دست خودم بود در خانه رهایاش میکردم و شايد اتاقکی برایاش درست میکرد... اما خب نمیشد... رفتم توی بالکن و آزادش کردم تا پرواز کنه و بره...
حالا که دارم اينها را مینويسم دل ام براش تنگ شده... نمیدونم با آن شاخکهای ظريف که بر روی دست مشت شدهام کشيد چه در جانام سرازير کرد که اينگونه دلبستهاش شدم.
شبح

|
نظرهای خوانندگان
اینجا چند سوال پیش می آید :
-- جمشید ، Apr 23, 2007 در ساعت 09:44 PMاولا ، سوسک مونث بوده یا مذکر ؟ از شاخک داشتن به نظر می رسد که مذکر است چون سوسکهای مونث شاخک ندارند . بنابراین شوهر شما حق داشته که غیرتی شود و دستور اعدام سوسک مفسد فی الارض را صادر کند .
ثانیا شما هم باید بیشتر مسائل اخلاقی را رعایت کنید . خانم حسابی ! می دانید زنی که اجازه بدهد سوسک با شاخک او را نوازش کند بر اساس شرع سزایش سنگسار است ؟
ابن دفعه را با تسامح و تساهل چشم پوشی کردم ، دفعه دیگر خودم شما را سنگسار خواهم کرد .