| خانه > ِیک سر و هزار سودا > اجتماعی > قرض | |||
قرضاوضاع خیلی بدی ست...حوصله خودم را هم ندارم...واقعا آدم بدی شده ام...یکی از بهترین دوستانم دیروز پیش من آمد و گفت که به مشکل مالی برخورده است و نیاز مبرم به سیصد هزار تومان پول دارد...پول داشتم اما به او قرض ندادم...به او گفتم که پول دارم اما قسم خورده ام که دیگر به کسی پول قرض ندهم...برایش ماجرای پول قرض دادنم را گفتم...گفتم که دو سال پیش یکی از دوستانم پانصد هزار تومان پول زبان بسته من را گرفت که یکماهه پس بدهد و نشان به آن نشان که هنوز نصف پول را هم پس نداده است...دو سال است که دارم پول خودم را ذره ذره از او گدایی میکنم...! گفت یعنی تو به من اعتماد نداری؟ گفتم چرا...اما به آن رفیق سابقم هم اعتماد داشتم که پولم را دو دستی تقدیمش کردم...! ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |







