جنگ صدا


«مردگیران»، روز عشاق در ایران باستان

استاد جلال خالقی مطلق: «در ایران کهن، یک جشن بهاری زنان بوده که در آن روز، زنان از آزادی بیشتری برخوردار بودند و به ویژه دختران «دم بخت» به همسرگزینی تشویق می‌شدند و از این رو این جشن را «مردگیران» می‌نامیدند. سپس‌تر، با نفوذ بیشتر مذهب، این جشن، نخست تغییر ماهیت داده و جشن زنان شوهردار شده و این دسته‌زنان در آن روز از شوهران خود به پاس یک سال پارسایی، خانه‌داری و شوهردوستی «مزد» می‌گرفتند، تا این که همین نیز رفته رفته فراموش شده‌است.»



از: یک‌وجب خاک اینترنت

به عنوان یک اصل کلی باید پذیرفت کسانی که راهی خارج از کشور می‌شن، شامل چند گروه هستن.
گروه اول، گروهی هستند که . . .



زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران (9)

دیگر به طنز کشیدن زنان، دیگر برای حجاب و عقاید خرافی آن‌ها نبود. آن‌چه را که مردان در مورد زنان به سُخره می‌گرفتند، حق برابر طلبی زنان با مردان بود. این کار، در اجتماعی که سنت را بر این گذاشته بود که وظایف ویژه‌ای را شایسته‌ی زنان بدانند، گران می‌آمد.



وبلاگ‌خوانی در «جُنگ صدا»
معرفی وبلاگ «آوازهای خار بیابان»

معماراصفهانی که همسر تیمور را در چنان وضع و حالی می‌بیند، شرط به موقع تمام کردن مسجد رادر گرو گرفتن بوسه‌ای از گونه‌ی همسر تیمور می‌داند و به جز آن هیچ تقاضای دیگری ندارد. بی‌بی‌خانم که خود را در گیرودار بسیار سرنوشت‌سازی اسیر می‌بیند راضی می‌شود که معمار اصفهانی گونه‌ی او را ببوسد.



زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران
زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران (8)

یکی دیگر از کسانی که در آثار خود دید منتقدانه به رفتار نادرست مردان نسبت به زنان دارد، «علی اکبر دهخدا»ست. گفته می‌شود که «دهخدا» در طنزنویسی از نوشته‌های روزنامه‌ی «ملانصر‌الدین» تأثیر پذیرفته و در «چرند و پرند» نه تنها در مورد رفتار نادرست مردان به زنان، که در باره‌ی خرافه‌پرستی زنان نیز مقالات بسیار نوشته‌است.



وبلاگ‌خوانی در «جُنگ صدا»
معرفی وبلاگ «دلتنگستان»

وبلاگ تلاش دیگری است برای یادآوری همه آنچه همیشه به بقیه می‌گفتی و خودت نمی‌دانستی؛ شاید اینبار خودت بخوانی و بفهمی.



زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران
زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران (7)

«صابر» بسیاری از اشعار خود را به موضوع زنان اختصاص می‌دهد و با طنز لطیف خود تصویر جانداری از بی‌عدالتی‌های اجتماعی نسبت به آنان به نمایش می‌گذارد. موضوعاتی را که «صابر» برای اشعار خود انتخاب می‌کند در آن زمان بسیار بکر و جالب بوده‌است. مثلاً دختری کم سن و سال را به شوهری پیر داده‌اند که همسن پدر اوست. دختر نه تنها او را دوست ندارد که از او و قیافه‌اش وحشت دارد و می‌ترسد. وصف شاعر از زبان دختر شنیدنی‌ است.



وبلاگ‌خوانی در «جُنگ صدا»
معرفی وبلاگ «لیلای لیلی»

توی همون سن كم «خرمگس» را كه خواندم فهمیدم كه اینو از روی مرد من، یعنی تو، با الهام از شجاعت تو نوشته بودن. از روی آنچه تو هستی. «ژان كریستف» رو می‌خواندم و هی بیشتر به سادگی و آزادگیت ایمان می‌آوردم و توی «شیطان و خدا» از تنهاییت گریه‌ام می‌گرفت. در «سیذارتا» از هوش زیادت نگران بودم و توی «مسیح باز مصلوب» از سنگینی باری كه داشتی پشتم شكسته می‌شد و تو «صد سال تنهایی» از نفرین سرنوشت محتومی كه ازش رهایی نداشتی از هراس به خودم می‌پیچیدم.



زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران
زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران (6)

کتاب «عقاید‌النساء»، به صورت رسالات فقهی است که مراجع تقلید، جهت راهنمایی مقلدین می‌نویسند. در این مقوله «کلثوم‌ننه» جای مجتهد را گرفته و همراه سه گیس‌سفید کارکشته، در باره‌ی آیین شوهرداری، حمام رفتن، آرایش‌کردن، مقابله با مادرشوهر، هوو، و غیره نصایحی به زنان می‌دهند.



مجلۀ گفتاری جُنگ صدا
یادمان «بیژن مفید» و یادی از «شهر قصه» (3)

در ادامۀ روایت از «نیستان جدا افتادن» و غربت و غریبی فیل که روزگاری نه از پی حشمت و جاه، که از اتفاق روزگار گذرش به «شهر قصه» افتاد و از بدِ حادثه دندانش شکست، بعد از اضمحلال شخصیت و باروها و اعتقادات او، به مهمانی شوم «مرگ هویت» و از دست‌رفتگی فیل می‌رویم. «فیل» حالا نه تنها «یک چیز هشهلفت» شده است، بلکه حتی دیگر نامش هم «فیل» نیست. «منوچهر» است!



وبلاگ‌خوانی در «جُنگ صدا»
معرفی وبلاگ «میکدۀ کوهستانی»

هر از گاهی نام آلات تناسلی را همینطور ببرید. لازم نیست که جایی و دلیلی داشته باشد یا نه. همۀ ملت در اینترنت اول دنبال همین چیزها می‌گردند



زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران
زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران (5)

یکی از ده‌ها نمونه، داستانی است که در دفتر چهارم مثنوی آمده‌است. داستان زنی‌ که شوهر خود را به باغی می‌برد که قبلاً معشوق خود را در آنجا مخفی کرده‌است. زن بالای درخت گلابی می‌رود و از آن‌جا شوهر خود را مورد خطاب قرار می‌دهد که . . .



مجلۀ گفتاری جُنگ صدا
یادمان «بیژن مفید» و یادی از «شهر قصه» (2)

پرده دوم «شهر قصه» با یک قطعۀ مونولوگ یا تک‌گویی شروع می‌شود. آنجا که «خر» شهر قصه پیش میمونِ عریضه‌نویس، دارد نامه‌ای را دیکته می‌کند. «آره! داشتیم چی می‌گفتیم؟ بنویس!» تکیه کلامی که او در این واگویه به کار می‌برد یعنی «حالیته؟» را بعدها در بسیاری از متن‌ها و قطعه‌های نمایشی و به‌خصوص در ترانه‌های ایرانی به کار گرفتند که هنوز هم کاربرد دارد و شنیده‌ایم و می‌شنویم.



وبلاگ‌خوانی در «جُنگ صدا»
معرفی وبلاگ «سایه»

فکر می‌کنم دیشب دختر چهارساله درون من بود که بغضش ترکید. هنوز هم به خاطر ندیده گرفته شدن بغض می‌کنم. هنوز هم دلم نمی‌خواهد که کسی سفارش‌ من را بکند. هنوز هم راحت بغضم می‌ترکد، خیلی راحت. . .



زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران
زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران (4)

زنان مقدس یا قدیسه و صوفی در ادبیات و تاریخ کشورمان در جایگاهی بالاتر از زنان معمولی قرار داشته‌اند. با وجود کمبودها و مشکلاتی که بر سر راه تحصیل و آموزش زنان وجود داشته، افرادی پیدا می‌شدند که از لحاظ دانش، فضیلت و تقوا شهره بودند



مجلۀ گفتاری جُنگ صدا
یادمان «بیژن مفید» و یادی از «شهر قصه» (1)

«بیژن مفید» روز 21 آبان‌ ماه سال 1363، دو سال بعد از ورودش به آمریکا، در لوس ‌آنجلس در گذشت. با مرگ او ایران یکی از بهترین هنرمندان دوران اخیر را از دست داد. نمایشنامۀ «شهر قصه» در بخش‌های چهارگانۀ خود، به نوعی روایت‌گر مسخ شدن و بی‌هویتی آدمی‌ست در غربت که در این حکایت «فیل» نماد آن است.



وبلاگ‌خوانی در «جُنگ صدا»
معرفی وبلاگ «روزهایی به طعم آلوچه»

یه‌روز که مامانش اومده بود خونۀ ما و گرم صحبت با مامان من بود، دستشو گرفتم و بردمش توی حیاط زیر درخت توت. خیلی با ناز قدم بر می‌داشت و منم سعی می‌کردم خیلی مردونه باشم.



زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران
زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران (3)

در «ارداویراف‌نامه» که موضوع سفر روحانی زردشتی به دنیای دیگر، یا دنیای پس از مرگ است، آمده که او در دوزخ به زنی می‌رسد که نافرمانی و بدزبانی کرده و در مورد آن‌چه دیده چنین می‌نویسد: «دیدم روان زنی که زبان به گردن همی‌کشید و در هوا آویخته بود. پرسیدم این روان از که است؟ سروش پاک و ایزد آذر گفتند که این روانِ آن بدکار زن است که به گیتی، شوی و سرور خود را پست انگاشت، نفرین کرد و دشنام داد و پاسخ‌گویی کرد.»



وبلاگ‌خوانی در «جُنگ صدا»
وبلاگ یک خلبان هواپیماهای جنگی

در يكي از همين ماموريت ها، كه قرار بود به «عمان» پرواز كنيم . روز قبلش اطلاع يافتيم در اين پرواز، يک گروه هنري شامل خوانندگان و نوازندگان از جمله «گوگوش» هم مسافران ما هستند. . .



زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران
زن در ادبیات طنز‌آمیز ایران (2)

تصویری که در ادبیات فارسی از معشوق داده شده، این بارهم باورنکردنی است. شاعرانی که چنان نظریات تحقیرآمیز و دردناکی در مورد زن داشتند، این بار بالحنی پر از ستایش و خاشعانه از دلبر و معشوق خود گفتگو می‌کنند و خود را خاک پای او، بنده‌ی حقیر او و گرفتار سلسله‌ی موی او می‌دانند.