| خانه > رادیو سیتی > کارگردانها | |
کارگردانهاموفقیت جهانی سینماگران ایرانیِ دور از وطنمحمد حقيقت: در سال ۲۰۰۸ چند سینماگر ایرانی که در آمریکا و اروپا فعال هستند، با ساختن سه فیلم، موفق شدهاند به جشنواره های مهم جهانی راه یابند. امیر نادری که از سال ۱۹۸۸ بعد از توقیف آخرین فیلمش «آب، باد، خاک» ایران را ترک کرد و در آمریکا اقامت گزید، تا کنون پنج فیلم بلند سینمایی ساخته که آخرین آن «رؤیای لاسوگاس» نام دارد و در بخش مسابقه بینالمللی جشنواره لوکارنو پذیرفته شده است. گفتوگو با محمد رسول اف، کارگردان فیلم مستند «باد دبور» «دیشها را جمع میکنند؛ مردم دوباره میگذارند»پانزدهمین جشنوارهی بینالمللی فیلم مستند در کانادا از ۱۷آوریل ۲۰۰۸در شهر تورنتو شروع شد. شش فیلم ایرانی در این جشنواره حضور دارند. از این شش فیلم، فیلم «باد دبور» ساختهی محمد رسولاف در بخش مسابقه شرکت کرده است. محمد رسولاف در گفت و گو با محمد تاجدولتی میگوید: «با برخورد سلبی که نمیشود کاری با آن کرد، اینها دائم میزنند، میکوبند، میآیند دیشها را جمع میکنند و مردم دوباره دیشها را میگذارند، در اینترنت از فیلتر شکن استفاده میکنند. فیلمها را بهصورت دیویدی قاچاق میکنند.» گفتوگو با ندا سرمست در باره فیلم مستند هیچکس دشمن نیست «هیچکس دشمن نیست» مستندی از جوانان ایرانیندا سرمست کارگردان فیلم مستند «هیچکس دشمن نیست» در گفتوگو با شعله آذری میگوید: «همیشه میگفتم آن ایرانی که من میشناسم و ایرانی که در رادیو تلویزیونهای آمریکایی نشان میدهند، یکی نیست و دوست داشتم بتوانم ایران را در شکل و صورت دیگری معرفی کنم. هم برای غرور خودم و هم اینکه واقعاً و همان طور که اسم فیلمم است، نشان دهم که مردم ایران دشمن هیچ کسی نیستند. هدفم این بود که ایران و مردم ایران و بهخصوص جوانها را با یک غرور مثبت نشان دهم.» گفت و گوی گاردین با مرجان ساتراپی، نویسنده و فیلمساز مشهور ایرانی: «جامعهای که لذت را پس میزند، بیمار است»گاردین/ ترجمهی نینا وباب: ساتراپی که ۱۲ سال در پاریس زندگی کرده، میگوید در دنیای امروز چیزهای زیادی برای ترسیدن وجود دارد. ایرانِ دارای پتانسیل تولید سلاحهای اتمی، سلاحهای اتمی فعال در آمریکا؛ ایمان کورکورانهی بوش و احمدینژاد، که بیشتر از جریان سیاسی به خدا توکل میکنند. با لحن تحقیرآمیزی میگوید؛ حتی فرانسویها که به ترس و تنفر رای میدهند. تجلیل مجله «نیو استیتسمن» از رخشان بنیاعتمادکاوه اسفندیاری: «رخشان بنیاعتماد فیلمساز زن برجسته ایرانی است. ۲۰ سال است که او وضعیت موجود کشورش را بیهیاهو به چالش کشیده است.» این جمله آغازین تجلیل مجله انگلیسی «نیواستیتسمن» از خانم بنیاعتماد در آستانه گرامیداشت وی و بررسی آثارش در مؤسسه فیلم بریتانیاست. گفت و گو با پرویز شهبازی، کارگردان: مهمترین اتفاق سال ۸۶ ، فیلم ساختن خودم بودآلا نعمتی: پرویز شهبازی که او را با فیلم "نفس عمیق"اش می شناسیم انگار خودش را به عمد از جریان اخبار و رسانهها دور کرده تا راحتتر بیندیشد و یا اینکه مسیر تفکرش لابلای همه چیزهایی که در این هیاهو گیجمان میکند به هم نریزد. عباس کیارستمی پلان پایانی فیلم سینمایی جدید شهبازی "عیار ۱۴"را به درخواست خود او طراحی و كارگردانی كرده است. او در گفت و گو با زمانه میگوید: «عباس کیارستمی آمده بود به من سر بزند و سر فیلمبرداری هم بود. من از او خواهش کردم که پلان آخر را کارگردانی کند. به هرحال ما با هم دوستیم و ایشان هم قبول کردند.» انتظار غربیها از هنر شرقیموفقیت غیرمنتظره شیرین نشاط در عرصه بینالمللی هنر در سال ۱۹۹۴، هنگامی که او ۳۷ سال داشت، رخ داد. فیلم او «زنان خدا/پاسداران انقلاب» مملو از ارجاعات ناسازگار بود. خطوط و نوشتههای عربی همه جا روی صورتها، دستها و پاهای زنهای جوان ایرانی حک شده و با پیرایهای از حنا که در عروسیها از آن استفاده میشود، آراسته شده بود. مانیا اكبری جایزه «جشنواره نانت» را به امیر نادری تقدیم كردفیلم 4+10 ساخته مانیا اکبری، جایزه بهترین فیلم از نگاه هیات داوران جوان را در بیست و نهمین جشنواره فیلم سه قاره نانت به خود اختصاص داد. مانیا اکبری هنگام دریافت جایزه با یاد و احترام امیر نادری که سالها پیش با فیلم دونده برای نخستینبار جایزه اصلی جشنواره نانت را برده بود، جایزه خود را به او تقدیم کرد. گفتوگو با کیومرث پوراحمد پوراحمد: «مردم کرمان به لهجه اصفهانی مجید اعتراض داشتند»«قصههای مجید پروژهای بود که سالها در تلویزیون معطل مانده بود. تا بالاخره به من پیشنهاد شد. من قصههای هوشنگ مرادی کرمانی را خواندم و دیدم خیلی قصههای خوبیست و باب کار من است. پس از پخش سریال قصههای مجید با لهجه اصفهانب، مردم کرمان، خیلی به مرادی کرمانی اعتراض داشتند وقتی سریال مطرح شد و خیلی گل کرد، از استانداری کرمان پیشنهاد شد که من بروم «مجید کرمانی» بسازم.» به مناسبت پخش فیلمهای هنرمند در ماه نوامبر از تلویزیون اروپایی آرته - بخش نخست نگاهی به زندگی، آثار و جهانبینی استنلی کوبریکاستنلی کوبریک، شخصیت اسطورهای جهان سینما، یکی از بزرگترین کارگردانهای معاصر است که توانست با تلاش و پشت سر گذراندن انواع محدودیتهای شناخته شده، به جایگاه والایی در این هنر دست یابد. جک نیکلسون، بازیگر مورد علاقهاش، میگوید: «سؤالی که در مورد کوبریک مطرح است، این است که او چگونه به زیبایی از پس کارهایی بر میآید که ما هرگز نمیتوانیم آنها را انجام دهیم؟» کارگردان کتاب مقدس و سیاستآموس (عاموس) ژیتای یکی از برجستهترین سینماگران معاصر اسراییل است. گر چه بستر فیلمهای ژیتای، اسراییل و درونمایهی آنها یهودی است، اما او تلاش میکند با هر یک از فیلمهایش پرسشهایی برانگیزد که در هر جای دیگر و در هر موقعیت انسانی مشابه دیگری نیز پرسیدنی و تأمل برانگیزند. آن چه در ادامه میآید، مصاحبهی او با پیر مارک دو بیاسی در تازهترین شماره «مجلهی ادبی» چاپ پاریس است. گفتوگو با عباس کیارستمی، به مناسبت برگزاری نمایشگاه آثارش در پاریس من مدعی ادبیات نیستمگفتوگوی زمانه با عباس کیارستمی به مناسبت برگزاری نمایشگاه آثارش در مرکز ژرژ پمپیدو: «الان در کشوری مثل فرانسه، که مهد هنر است و مدعی سینما، بیش از ۹۰ درصد از سینماهایش فیلمهای پیچیده، تکنیکی، پرهیجان و بشدت توخالی را نشان میدهند. میتوانم بگویم فیلمهای هالیوودی تمام سینماهای جهان را تسخیر کردهاند». گفت و گو با ابوالفضل جلیلی، فیلمساز: ابوالفضل جلیلی و چهارده فیلم بی مجوز"من فکر میکنم که یک سوء تفاهم از همان اولین فیلم من پیش آمده و هم چنان گریبانگر ماست چون وقتیکه مسوولین فیلم مرا میبینند، مثلا با تک تکشان که صحبت میکنم میگویند ما هیچ مشکلی نداریم مشکل خاصی هم ندارد. ولی همین تک تک افراد، وقتیکه جزو گروه میشوند شاید دچار معذوریتها و محدودیتهایی میشوند. ولی این را به نظر من باید از مسوولین بپرسید که چرا به فیلمهای من اجازه ی نمایش نمیدهند." گفتوگوی زمانه با ابوالفضل جلیلی، کارگردان سینما را در ادامه می خوانیم. گفتوگو با نیما سروستانی، کارگردان فیلم «حراج کلیه» مستند خرید و فروش کُلیه در ایراندر فیلم مستند «حراج کلیه»، نیما سروستانی فیلمساز ساکن سوئد، گزارشی تاثیرگذار از داد و ستد کلیه که همچون یک کالای تجاری در ایران خرید و فروش میشود، در اختیار بیننده قرار میدهد. دو شخصیت اصلی فیلم، سهیلا و مهرداد دو نفر از صدها جوان ایرانی هستند که تنها راه نجات از مشکلات مالیشان را در فروش کلیههایشان یافتهاند. آثار کيارستمی در مرکز ژرژ پمپيدواين نخستين بار است که مرکز ژرژ پمپيدو چنين ستايشی از يک هنرمند ایرانی میکند. البته در اين برنامه از ويکتور اريک هم تجلیل خواهد شد؛ سينماگر و نقاش اسپانيايی که در يک سال و يک ماه به فاصلهی چند روز با عباس کیارستمی به دنيا آمده و با او مکاتبهی فيلمی دارد. مردی که به سینما رهایی بخشیدنوشتهای از مارتین اسکورسیزی در رثای آنتونیونی و فیلم ماجرا: «آنتونیونی در ما یک حس عجیب، و یکجور ناآرامی به وجود میآورد. چیزی که پیش از او هیچوقت در فیلمها ندیده بودیم. شخصیتهایش در زندگی شناور بودند. در نهایت هم روشن میشد که همه چیز یک جور بهانه است؛ جستوجو بهانهای بود برای با هم بودن؛ و با هم بودن خود بهانهای بود برای آنچه زندگیشان را شکل داده و به آن معنا بخشیده بود...» مردی که سوالهای سخت میپرسيدنوشتهای از وودی آلن در رثای برگمان: «وقتی از دنیا رفت خیلی از روزنامهها و مجلات برای اظهار نظر یا گفتوگو با من تماس گرفتند. اما چیزی نداشتم بگویم. جز اینکه بزرگیاش را ستایش کنم. از تأثیرگذاریاش بر من می پرسیدند. و من در پاسخ میگفتم او نتوانست بر من تأثیر بگذارد. او یک نابغه بود و من نیستم. یک نابغه نه میتواند فراگیرد و نه میتواند جادویش را به کسی منتقل کند...» گفتوگو با ابوالحسن داوودی، کارگردان فیلم «تقاطع» قهرمان فیلم من «تهران» استابوالحسن داوودی: «شاید مهمترین ویژگی فیلم تقاطع این است که قهرمان نخست یا همان شخصیت اول به آن تعبیر که ما معمولا در فیلم به کار میبریم ندارد. شهر تهران قهرمان یا ضدقهرمان اصلی فیلم است و تمام ماجراها را با فرهنگ شهرنشینی خود و شرایط خاصی که به ساکنینش تحمیل کرده بهوجود میآورد. اگر در یک جمله بخواهم بگویم: تقاطع یک فیلم است در مورد شهر تهران و خصوصیات شهری آن.» بهمن قبادی در بزرگراههای تهرانبا بهمن قبادی در حالی گفتوگو کردم که در بزرگراههای تهران دنبال لوکیشن برای فیلم آیندهاش میگشت. بله درست شنیدید، فیلمساز ایرانی با نگاه شاعرانهاش اینبار از کوهستانهای کردستان کنده اما دل نکنده و به بزرگراههای تهران آمده تا فیلمی بسازد با اسمی کاملا شهری: «اتوبان». «تبریز، تصاویر دنیای فراموششده»«فیلم به تاریخ تبریز و وقایع سیاسی و اجتماعی آن از دوران مشروطه تا به امروز میپردازد که راوی آن یک پیرمرد عکاس ارمنیست. چراکه او به همراه خانوادهی عکاس و هنرمندش در صد سال گذشته تاریخ تبریز و آذربایجان و همین طور ارامنهی تبریز را عکاسی کردهاند. اما آن چه را که او امروز شاهد آن است فراموشی مطلق این تاریخ و روند رو به تخریب و نابودی آن است. گویی دیگر در شهر هیچ نشانی از یادگارهای گذشته باقی نمانده و تبریز با آن تاریخ عظیم و قهرمانانهی ملیاش افسانهای بیش نیست و رو به زوال ابدیست.» |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






