| خانه > مجتبا پورمحسن > ادبیات | |
ادبیاتگفت و گو با سعید کمالی دهقان، روزنامهنگار: «پل استر گفت چرا به ایران دعوتم نمیکنید»سعید کمالی دهقان، روزنامهنگار جوان ایرانی که با نویسندههای بزرگی مثل ماریو بارگاس یوسا، پل استر، اریک امانوئل اشمیت و کارگردانی مثل دیوید لینچ گفت و گوی اختصاصی کرده است، میگوید: «من یادم است که هفت ماه طول کشید تا من یوسا را به گفت و گو متقاعد کنم. برای همین وقتی هم که قرار گذاشتیم، برخورد ایشان خیلی خوب بود. من اصلاً انتظار نداشتم که بتوانم یک ساعت با یوسا گفت و گو کنم. چرا که شنیده بودم روزنامههای بزرگی مثل گاردین یا تایمز، وقتی که با یوسا تماس گرفتند، نتوانستند بیشتر از بیست دقیقه یا بیست و پنج دقیقه صحبت بکنند.» نگاهی به رمان «در رویای بابل» نوشتهی ریچارد براتیگان براتیگان ادا در میآورد«در رویای بابل» روایت جهانی است که در آن همه چیز اصالت خود را از دست داده و کلاً مفهوم «اصالت» در آن منهدم شده است. بنابراین تمام شخصیتهای این جهان نیز مجبورند برای ادامهی بقا،کپیهایی باشند که برابر اصل نیستند، چون دیگر«اصل» مفهومش را از دست داده است. گفت و گو با شیما کلباسی، شاعر و مولف کتابِ «هفت شهر عشق»: معرفی شاعران زن ایرانی در آمریکااخیراً کتاب «هفت شهر عشق» که آنتولوژی شعر زنان ایران است، توسط یک ناشر آمریکایی منتشر شده است. شیما کلباسی، شاعر ایرانی مقیم واشنگتن مولف و مترجم این کتاب است که بهتازگی منتشر شده است. کلباشی میگوید: «در تاریخ ایران، در مقابل قریب به هشت هزار شاعر مرد ایرانی، فقط از چهارصد شاعر زن ایرانی نام برده شده است. همچنین تنها حافظ و خیام و شاید یکی دو شاعر دیگر باشند که اشعار دو زبانهشان در غرب به چاپ رسیده است. با این آنتولوژی سعی کردهام زنان شاعری را كه قربانیان تبعيض جنسيتي و فرهنگی بودهاند، به جهان غرب معرفی کنم.» نقدی بر کتابِ «تاکسینوشتِ دیگر»، نوشتهی ناصر غیاثی تاکسیرانی با عقاید دکارتینویسنده یا هنرمند مدرن، در جهانِ شخصیتِ مخلوقاش چیزهایی فراتر از این قیاسهای دکارتی میبیند. شخصیتِ مخلوقِ داستانِ مدرن در گستردگی جهانِ «این» و «آن» تا حد یک توریست تقلیل داده نمیشود. این یکی از نقاط قوت مجموعهی تاکسی نوشت بود که متاسفانه در کتابِ «تاکسی نوشت دیگر»، مقایسههای دکارتی شرقی و غربی، مثبت و منفی و... بهطرز آزاردهندهای تکرار میشود. مطمئناً برای مطالعهی اینگونه قیاسها میتوان به سراغ سیاحتنامههای متعدد رفت. بهار پراگ به روایت کوندرا- ۴ ترکِ زبانِ خیانتکاردر رمان «سبکی تحملناپذیر هستی» توما احساس میکند وقتی حتا یک گفت و گوی دوستانه از رادیو پخش میشود، «دنیا تبدیل به اردوگاه کار اجباری شده است.» مردم چک درگیرودار افشاگریها، متوجه میشوند چه چیز مهمی را از دست دادهاند.اگر آنها قبل از این گمان میکردند، آزادی عمومیشان تامین نمیشود، حالا زندگی خصوصیشان را از دست رفته میدیدند. انحلال زندگی خصوصی، از مسیر زبان میگذرد. اگر ناهمگونی زیباییشناسی زبان، خاستگاه خلق زندگی خصوصی است؛ در کشوری که حتا دیالوگهای اتاق خواب، میتواند سندی علیه فرد شود، زبان، چنان سبکی تحملناپذیری پیدا میکند که ادامهی هستی در آن ناممکن شود. بهار پراگ به روایت کوندرا- ۳ سمفونی فراموشی در پراگدولت چک که در واقع نمایندهی ایدئولوژی کمونیسم بود، در فاصلهی سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۸۹ به حذف تمام تعلقات فرهنگی و اجتماعی مردم چک پرداخت. اینکه در این زمینه موفق بود یا نه، الان مورد بحث نیست، اما تلاش برای حاکم کردن ایدئولوژی کمونیسم، نیازمند محو کردن گذشته است و برای این کار، قدرت با حافظه در ستیز است. در رمان«سبکی تحمل ناپذیربارهستی»، کوندرا اشاره میکند که کمونیسم در قالب کلمات درصدد حذف گذشته چک است. مکانها مزین به اسم قهرمانان و افراد مشهور روسی میشوند. خیابان استالینگراد، خیابان لنینگراد، آسایشگاه پیتر چایکوفسکی، سینما گورکی، قهوهخانه پوشکین و... همهیاین نام ها قرار است جایگزین حافظهی تاریخی مردم چک شوند. بهار پراگ به روایت کوندرا- ۲ تن و وطن در بهار پراگتن، نقشهای است که کوندرا تاریخ سیاسی کشورش را در آن بازخوانی میکند. بهار پراگ، نقطهی عطفی در برداشتهای نویسنده از«تن» است. کوندرا به دور از هرگونه توصیف تغزلی، تن و چک را یکی میانگارد و هر یک را با رفتارهای دیگری به پرسش میکشد. بهار پراگ تلاشِ «تن» برای جبران خیانتی است که بر او میرود. بهار پراگ به روایت کوندرا -۱در رمان «شوخی»، استحالهی واژهها و مفاهیمی نظیر «شوخی» و «انتقاد از خود» نشاندهندهی سقوط هولناک جهان بینی مردم چک تحت تاثیر دیکتاتوری کمونیسم است. در جامعهای تحت تاثیر استبداد کمونیستی، فردیت باید به نفع «جمع» کنار برود. در حالیکه مقصود از جمع، منافع افرادی هستند که به نام کمونیسم حاکم هستند. در چنین فضایی شخصیت رمان «شوخی» با یک شوخی در چنان مخمصهای میافتد که «شوخی»اش به فاجعهای جدی تبدیل میشود که زندگی فردیاش را به مخاطره میاندازد. نگاهی به مجموعه داستان «سیامین حکایت سیتا»، نوشتهی رضا مختاری متفاوتنویسی به جای داستاننویسیدر حالی در ایران متفاوتنویسی، به پستمدرننویسی تعبیر میشود، که در ذات این عبارت، به آوانگاردیسم و نهایت مدرنیسم برمیگردد. از این زاویه هم داستانهای مختاری حرف تازهای برای گفتن ندارد. داستانهای مختاری، اگرچه کلاسیک نیستند، نشانی از آوانگاردیسم و اعتقاد به کشفِ تکنیکهای تازه هم در آنها دیده نمیشود و تکنیکزدگی متنها هم مانع از آن میشود که آنها را داستانهای پستمدرن بدانیم. پس متفاوتنویسیِ رضا مختاری، نوشتن داستانِ متفاوت نیست؟ نگاهی به مجموعه داستان «تقدیم به چند داستان کوتاه»، نوشتهی حسن شهسواری تقدیم به فیلمفارسینمیدانم چه اتفاقی میافتد که نویسندهی داستانهای مجموعهی «کلمهها و ترکیبهای کهنه» به مجموعه داستان «تقدیم به چند داستان کوتاه» می رسد. گفت و گو با علی باباچاهی دربارهی نقش عشق در شعر: عاشقیت اتهام است؟ میپذیرمدر این روزها که حال و هوا، عاشقانه است با علی باباچاهی درباره عشق در شعر گفت و گو کردم. در ششمین دهه از زندگی باباچاهی، عشق همچنان حجرف اول را در شعر او میزند. باباچاهی از گرایش شاعران به جاری کردن عشق در شعرهایشان میگوید. نگاهی به کتابِ «معمای هویدا» از منظر ادبیات دروغهای حقیقیعباس میلانی نویسندهی کتابِ «معمای هویدا»، از همان ابتدا تکلیفش را با مخاطب روشن میکند. اینکه کتاب به سیاق زندگینامههای منتشر شده دربارهی کارگزاران رژیم پهلوی، نوشته نشده و اصراری بر مستند بودن اطلاعاتش ندارد. هر چند که میلانی هوشمندانه هنگام ذکر روایتهای نقیض روایت خود، با زبانی آکنده از میل و امتناع، از امکانات زبان برای رسیدن به مقصود خود، یعنی رد نظریات دیگر گام برمیدارد. نگاهی به رمان«اپرای شناور» نوشتهی جان بارت چیزهایی باارزش دربارهی چیزهای بیارزش«اپرای شناور»، تحت تاثیر دو جریان مهم در آمریکا است. این رمان، بازتابی از نیهیلیسم تجربی دههی شصت آمریکا و همچنین انقلاب سترگ در اندیشهی سکس است. تاد اندروز، از یک طرف درگیر مسالهی «بودن یا نبودن» است و از سویی دیگر سکس به عنوان یکی از بنیادهای «هستی»، برایش امری مضحک به نظر میرسد. نگاهی به رمان «سیاهاب» نوشتهی جویس کرول اوتس زوال رویای آمریکاییرمان «سیاهاب» داستان فرو رفتن یک سیاستمدار برجستهی آمریکایی در گنداب زندگی سیاسی در آمریکاست. او مثل هر سیاستمدار «خوبی» سعی میکند از آرمانها حرف بزند و به هوادارانش امید بدهد. اما پشت شعارهای خوب و ماسکی که سناتور به عنوان یک سیاستمدار به چهره زده، بیاعتقادی به این شعارها موج میزند. کرول اوتس برای نشان دادن واقعیتهای سیاست آمریکایی، وارد عرصهی سیاست نمیشود، او تنها چند پرده از زندگی غیر سیاسی یک سیاستمدار را به تصویر میکشد. گفت و گو با ناصر غیاثی، نویسنده و برندهی جایزه کتاب طنز سال: فکرش را هم نمیکردم جایزه کتابِ طنز سال را بگیرمناصر غیاثی، نویسنده ایرانی مقیم آلمان اخیراً دو ماهی است که به ایران آمده بود. سفری که برایش خوشیمن بود. چرا که جایزه کتاب طنز سال به او و کتابش، «تاکسینوشت» تعلق گرفت. اخیراً هم ترجمهی غیاثی از کتابِ «سقراط زخمی» نوشتهی برتولت برشت منتشر شد. به همین بهانهی با ناصر غیاثی گفت و گو کردم. نگاهی به رمان «عقرب روی پلههای راه آهن اندیمشک یا از این قطار خون میچکد قربان!» نوشتهی حسین مرتضاییان آبکنار شهیدان زندهاند ...رمان «عقرب روی پلههای راه آهن اندیمشک یا از این قطار خون میچکد قربان!» نوشتهی حسین مرتضاییان آبکنار با این جمله آغاز میشود: «تمام صحنههای این رمان واقعی است.» و با توجه به فضای نامتعارف رمان باعث شده که مخاطب در تعیین جغرافیای ذهنی رمان به مشکل بر بخورد. جالب اینکه بعضی منتقدین با مشاهده این مشکل، «عقرب ...» را رمانی مرتبط با رئالیسم جادویی دانستهاند. گزارش گاردین دربارهی سیمون دوبوار صدمین سالروز تولد بانوی شورشی فرانسهگاردین / آنجلیک کریزافیز: امروز نهم ژانویه ۲۰۰۸، صدمین سالروز تولد سیمون دوبوار، نویسنده مشهور فرانسوی است. سیمون دوبوار یکی از بزرگترین چهرههای اندیشهی فرانسه در قرن بیستم بود. او را مادر فیمینیسم مدرن و قهرمان آزادی جنسی نامیدهاند. دوبوار با رابطههای سهنفره و آتشیناش، هم با همجنس و هم با جنس مخالف، پاریس را تکان داد. نگاهی به مجموعه داستان «شبهای چهارشنبه» نوشتهی آذردخت بهرامی آزمونی در مکتب گلشیریکتاب «شبهای چهارشنبه» نوشته آذردخت بهرامی، امسال برندهی جایزهی روزی روزگاری و جایزهی منتقدین مطبوعات شد. این کتاب مجموعهی هشت داستان کوتاه است. بهرامی در داستانهایش میکوشد از رهگذر توجه به فرم، قصه را خلق کند. دو داستان خوب کتاب، «شبهای چهارشنبه» و «بیدلیل» محصول فرم مناسبی است که نویسنده انتخاب کرده؛ اما در بعضی داستانهای کتاب، فرمگرایی محض به کلیت اثر لطمه زده است. گفت و گو با امیر حسین خورشیدفر، نویسنده و برنده چند جایزه ادبی: «من داستاننویسِ شکمسیرها هستم»امیرحسین خورشیدفر، نویسنده مجموعه داستان «زندگی مطابق خواسته تو پیش میرود» که برنده چند جایزه ادبی شده است، در گفتگو با رادیو زمانه میگوید: «من برداشتی از تعهد برای ادبیات دارم که فکر میکنم در این داستانها نمود دارد و آن این است که نمایش واقعگرایانهی شکافها و حیات یک طبقه، یک نوع ادبیات متعهد است که شاید شناختش، به امروزیتر فکر کردن احتیاج داشته باشد.» نگاهی به مجموعه داستان «ها کردن» مهندسی نثر«ها کردن» سومین مجموعه داستان پیمان هوشمندزاده است که یکی از مهمترین ویژگیهای آن خلق بیشکلی فرهنگی جامعه ایران است که باعث بهوجود آمدن طبقهی متوسط شکننده شده است. بازی مهمترین نقش را در چهار داستان مجموعه دارد اما نثر نویسنده، خالق بازیهاست. فاصلهی معناداری که بین راوی و داستان وجود دارد با بازیگوشیهای زبانی خلق میشود و طنز خوشایندی را بهوجود میآورد که بیش از آنکه مفرح باشد، تلخی زندگی آشفتهی شخصیتها را در وضعیت بیشکلی فرهنگی تشدید میکند. |
لینکدونی
آخرین مطالب
|
![]() |






