| خانه > مجتبا پورمحسن | |
مجتبا پورمحسنژولیت بینوش: برو جلو، بگذار زندگی تو را پیش ببردژولیت بینوش صرفاً یک بازیگر نیست. اگر هم او را فقط بازیگر بدانیم، شبیه همهی بازیگرها نیست. زندگی پر فرازونشیب او، سرشار از اتفاقاتی است که او را از دیگران متمایز میکند. همین که این ستاره سینما برای بازی در فیلمی از عباس کیارستمی دو بار به ایران سفر کرده، نشان میدهد که او، بازیگری خاص است. بینوش در گفت و گویی با گاردین، به سوالاتی درباره زندگیاش پاسخهایی کوتاه داده است که ترجمه آن را در اینجا آوردهام. گفت و گو با فرزاد ادیبی به مناسبت برگزاری کارگاه آموزشی تایپوگرافی کارگاه آموزشی گرافیک در مترو تهراناین هفته فضای متروی تهران متفاوت است. قرار است تعدادی کارآموز زیر نظر یک مدرس در کارگاهی آموزشی کار کنند که در ایستگاه مترو نمایش داده شود. فرزاد ادیبی، طراح گرافیست که آثار او در چندین کشور به نمایش گذاشته شده است، از این هفته در یک حرکت جدید، یک دوره کارگاه آموزشی در تهران برگزار میکند. در این زمینه با فرزاد ادیبی، مدرس این ورکشاپ گفت و گو کردم. نگاهی به کتاب «کافه پیانو»، نوشتهی فرهاد جعفری احوالاتِ نسل ما، به صرف نقطه ویرگولمهمترین نقش را در «کافه پیانو»، زبان دارد. نثر «کافه پیانو» طنزی خفیف، اندیشهی کلبی و اعتراض به هستی اجتماعی را توامان دارد. با جملههای کتاب «کافه پیانو» گاهی هم میتوان خندید و گاهی به بسیاری از یقینها شک کرد. فرهاد جعفری با خارج کردن جملات از اندازهی معمولشان و با به تعویق انداختن نقطهی پایانی جملات؛ از یک سو فضای خمیازهآور و تردیدآمیز اجتماعی را خلق میکند و از سوی دیگر، با مطرح کردن مداوم گزارههای اعتراضی، اعتراضی هستیشناختی و عاری از ایدئولوژیزدگی را به نمایش میگذارد. اسلاوی ژیژک: کمونیسم پیروز خواهد شدپرسیدن سوالات کوتاه و شنیدن پاسخها کوتاه از فیلسوفهایی که دربارهی هر مسالهی کوچک، کلی فلسفه میبافند، میتواند در نوع خودش جالب باشد. اسلاوی ژیژک، فیلسوف، جامعهشناس و منتقد فرهنگی، ۵۹ ساله و متولد شهر لیوبلیانا اسلوونی است. شنبه همین هفته چنین گفت و گویی با اسلاوی ژیژک در گاردین منتشر شد. ژیژک در این مصاحبه گفت: «من با سوفوکل موافقم که بزرگترین خوشبختی این است که آدم به دنیا نیاید، اما طنز آمیز است، آدمهای معدودی در این مورد موفق شدهاند.» نگاهی به فیلم کتاب سیاه، ساختهی پل ورهوون خیانت هلندیکتاب سیاه، گرانترین فیلم تاریخ هلند است. پل ورهوون، فیلمساز هلندی هالیوود، با ۱۶ میلیون یورو اقتباسی سینمایی از رمان کتاب سیاه را کارگردانی کرد. نمایش عمومی فیلم در هلند با استقبال کمنظیری مواجه شد و بیش از یک میلیون هلندی، فیلم را تماشا کردند. کتاب سیاه در سال ۲۰۰۷ از سوی کشور هلند برای شرکت در بخش فیلمهای خارجی هفتاد و نهمین دورهی اسکار معرفی شد که علیرغم حضور در فهرست ۹ فیلم، به لیست پنج فیلم نهایی راه پیدا نکرد. اصلیت هلندی فیلمساز و بازیگرانِ فیلمی بینالمللی که دربارهی بخش مهمی از تاریخ هلند است، کتاب سیاه را به مهمترین فیلم هلندی تبدیل کرد. گفت و گو با سعید طباطبایی، دبیر جایزه ادبی والس: والس، جایزهای علیه سانسور ادبیقرار است سایت ادبی والس، چهارمین جایزهی ادبی خودش یعنی والس را با موضوع رمان منتشر نشده برگزار کند. سعید طباطبایی، دبیر جایزهی ادبی والس میگوید: «در حوزهی رمان و داستان و شعر و بهطور کل حوزهی ادبیات، وضعیت خیلی آشفتهای است که البته مسوولان وزارت ارشاد همیشه این را به مسایل اداری تا مسایل ایدئولوژیک و سیاسی ربط دادند. ما هم امیدواریم واقعاً اینچنین باشد. یعنی نظر ایدئولوژیکی در بین نباشد و هرچه زودتر رمانها، مجموعه داستانها و کتابهای شعری که بیشمار هم هستند و در بایگانی وزارت ارشاد ماندهاند، مجوز بگیرند.» گفت و گو با حسین خسروجردی، نقاش معاصر: «آرزوهای بزرگی برای نامی پتگر داشتم»نامی پتگر، نقاش نامدار ایرانی، بعداز ظهر روز سه شنبه بر اثر سکته قلبی در نوشهر درگذشت. نامی پتگر، نمایشگاههای متعددی از کارهایش در داخل و خارج از ایران برپا کرده بود. حسین خسروجردی، نقاش معاصر در گفت و گو با زمانه دربارهی نامی پتگر میگوید: «او در نقاشی روح بزرگی داشت و خیلی به دنبال نشانههای جوهری هنر ایران بود. وقتی کار ایشان را نگاه میکنیم، عمیقاً یک اتصال خیلی درونی با این هنر میبینیم.» دروغهایی که احمد شاملو به من گفتزندگی شاملو، سرشار از تناقضهایی است که برعکس جهان پیچیدهی شعر؛ یکدیگر را نفی میکنند. شاملو در مهمترین سالهای شاعریاش هم خواسته شاعری بزرگ و ادیبی ارزشمند باشد و هم علاقمند بوده نقش مصلح اجتماعی را ایفا کند. در حالیکه شاعر برعکس قهرمان، مامور به نتیجه نیست. ساحت شعر پیچیدهتر از آن است که به استخر شنایی برای قهرمانپروری تبدیل شود. شعر شاملو در هشتیمن سالمرگش در گفت و گو با پگاه احمدی و مهرداد فلاح: مهرداد فلاح: پایان شاملو، حرف ژورنالیستهاستوقتی خواستم به مناسبت هشتمین سالمرگ شاملو برنامهای بسازم در تماسی که با تعداد زیادی از چهرههای ادبی و نزدیکان او داشتم، همهی آنها گفتند که درباره شاملو همهی گفتنیها گفته شده است. برای من عجیب بود که چطور در اروپا برای شاعری که مثلاً ۴۰۰ سال پیش زندگی میکرده، هنوز کنفرانس میگذارند و آثار او را بررسی میکنند، اما در ایران فقط هشت سال بعد از مرگ یکی از مهمترین شاعران عصر ما؛ همه به این نتیجه رسیدند که نمیشود حرف تازهای درباره او زد. درباره این مساله با پگاه احمدی، شاعر، مترجم و محقق ادبی و مهرداد فلاح، شاعر گفت و گو کردم. قصاب سربرنیتسا، شاعر بودمیگویند هیتلر، عاشق موسیقی واگنر بود. اما آدولف هیتلر آنقدر «خاص» بود که نمیشد علایقش را به کمک استقرا، به قاعده تبدیل کرد. اما دیروز روزنامه گاردین، و روزنامههای معتبر دیگر زوایایی از زندگی رادوان کارادزیچ را فاش کردند که جالب به نظر میرسد. آقای رادوان کارادزیچ که به خاطر نسلکشی در بوسنی و هرزگوین لقب «قصاب» را گرفته، در سال ۱۹۶۰ به سارایوو رفت که در رشتهی روانپزشکی درس بخواند. در همان سالها او خود را در جرگهی روشنفکران یافت و به همین دلیل شروع به سرودن شعر کرد. اظهارات رییس دیوان عدالت اداری در گفت و گو با حسین مرتضاییان آبکنار و مهری جعفری: مرتضاییان آبکنار: لغو مجوز کتاب، با پول جبران نمیشودحسین مرتضاییان آبکنار، نویسندهی رمان لغو مجوز شدهی «عقرب روی پلههای راه آهن اندیمشک» که با این کتاب برندهی جایزهی گلشیری هم شده، دربارهی اظهارات رییس دیوان عدالت اداری دربارهی جبراخسارت لغو مجوز کتابها میگوید: «انگار یک سری چیزها را در این مملکت با پول میشود خرید. ولی به نظر من، همهچیز را نه. در بخش فرهنگی این خسران را نمیشود با پول جبران کرد. نویسندهای که دوست دارد اثرش خوانده شود، نمیدانم چه مبلغی قرار است به او تعلق بگیرد یا در واقع چه میخواهند بکنند یا از لحاظ قانونی چه مدارجی را میخواهد طی شود که او به حق و حقوق معنوی خودش برسد.» ۱۰ اندیشهای که مسیر تاریخ را عوض کردنشریه گاردین بخشی دارد به نام تاپ تن (Top 10) که در آن چهرههاس سرشناس ۱۰ کتاب یا موسیقی یا فیلم و یا اندیشهی برتر یا بدتر را در زمینهای مشخص انتخاب کنند. یکی از این موارد، انتخاب ۱۰ اندیشهی تاریخ است. سه گزارشگر گاردین در گفت و گو با اساتید دانشگاه، ۱۰ اندیشهای که مسیر تاریخ را عوض کردهاند، به بحث گذاشتهاند. گفت و گو با سعید کمالی دهقان، روزنامهنگار: «پل استر گفت چرا به ایران دعوتم نمیکنید»سعید کمالی دهقان، روزنامهنگار جوان ایرانی که با نویسندههای بزرگی مثل ماریو بارگاس یوسا، پل استر، اریک امانوئل اشمیت و کارگردانی مثل دیوید لینچ گفت و گوی اختصاصی کرده است، میگوید: «من یادم است که هفت ماه طول کشید تا من یوسا را به گفت و گو متقاعد کنم. برای همین وقتی هم که قرار گذاشتیم، برخورد ایشان خیلی خوب بود. من اصلاً انتظار نداشتم که بتوانم یک ساعت با یوسا گفت و گو کنم. چرا که شنیده بودم روزنامههای بزرگی مثل گاردین یا تایمز، وقتی که با یوسا تماس گرفتند، نتوانستند بیشتر از بیست دقیقه یا بیست و پنج دقیقه صحبت بکنند.» نگاهی به سریال تلویزیونی «مرگ تدریجی یک رویا» «نیمه پنهان» آقای فریدون جیرانیرویکردِ سریال «مرگ تدریجی...» به مقولهی زن چنان است که انگار، زن فقط زمانی مفید خواهد بود که مهمترین دغدغهاش تولید مثل باشد. اینکه در سریالهای تلویزیونی، تصویری غیرواقعی از زنِ ایرانی ارائه میشود، اتفاق عجیبی نیست. اما علاقمندان سینما به هیچوجه انتظار نداشتند که فریدون جیرانی در اولین تجربهی کاریاش در تلویزیون، به تخریب وجههی جنبش زنان بپردازد. نگاهی به رمان «در رویای بابل» نوشتهی ریچارد براتیگان براتیگان ادا در میآورد«در رویای بابل» روایت جهانی است که در آن همه چیز اصالت خود را از دست داده و کلاً مفهوم «اصالت» در آن منهدم شده است. بنابراین تمام شخصیتهای این جهان نیز مجبورند برای ادامهی بقا،کپیهایی باشند که برابر اصل نیستند، چون دیگر«اصل» مفهومش را از دست داده است. گفت و گو با شیما کلباسی، شاعر و مولف کتابِ «هفت شهر عشق»: معرفی شاعران زن ایرانی در آمریکااخیراً کتاب «هفت شهر عشق» که آنتولوژی شعر زنان ایران است، توسط یک ناشر آمریکایی منتشر شده است. شیما کلباسی، شاعر ایرانی مقیم واشنگتن مولف و مترجم این کتاب است که بهتازگی منتشر شده است. کلباشی میگوید: «در تاریخ ایران، در مقابل قریب به هشت هزار شاعر مرد ایرانی، فقط از چهارصد شاعر زن ایرانی نام برده شده است. همچنین تنها حافظ و خیام و شاید یکی دو شاعر دیگر باشند که اشعار دو زبانهشان در غرب به چاپ رسیده است. با این آنتولوژی سعی کردهام زنان شاعری را كه قربانیان تبعيض جنسيتي و فرهنگی بودهاند، به جهان غرب معرفی کنم.» نقدی بر کتابِ «تاکسینوشتِ دیگر»، نوشتهی ناصر غیاثی تاکسیرانی با عقاید دکارتینویسنده یا هنرمند مدرن، در جهانِ شخصیتِ مخلوقاش چیزهایی فراتر از این قیاسهای دکارتی میبیند. شخصیتِ مخلوقِ داستانِ مدرن در گستردگی جهانِ «این» و «آن» تا حد یک توریست تقلیل داده نمیشود. این یکی از نقاط قوت مجموعهی تاکسی نوشت بود که متاسفانه در کتابِ «تاکسی نوشت دیگر»، مقایسههای دکارتی شرقی و غربی، مثبت و منفی و... بهطرز آزاردهندهای تکرار میشود. مطمئناً برای مطالعهی اینگونه قیاسها میتوان به سراغ سیاحتنامههای متعدد رفت. گفت و گو با دکتر حامد فولادوند، دربارهی شباهتهای جنبش می ۶۸ و انقلاب ایران: فولادوند: «۱۲بهمن هم فکر نمیکردیم انقلاب شود»دکتر حامد فولادوند، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم آثار فلسفی است که خارج از کشور شهرت بیشتری از داخل ایران دارد. او بهعنوان یکی از برجستهترین نیچهشناسان ایران از دید اهالی فلسفه معروف است. فولادوند در روزهای شکلگیری جنبش ماه می ۱۹۶۸ در فرانسه زندگی میکرد و خودش هم یکی از شورشیان این جنبش بوده است. او یکی از سرنشینانِ دومین هواپیمایی بود که روز ۱۲ بهمن از پاریس به تهران آمد. با این نویسنده که سابقهی تدریس به افرادی نظیر ابراهیم یزدی و حسن حبیبی را هم دارد، دربارهی جنبش ماه می، و نسبتاش با انقلاب اسلامی ایران گفت و گو کردم. بهار پراگ به روایت کوندرا- ۴ ترکِ زبانِ خیانتکاردر رمان «سبکی تحملناپذیر هستی» توما احساس میکند وقتی حتا یک گفت و گوی دوستانه از رادیو پخش میشود، «دنیا تبدیل به اردوگاه کار اجباری شده است.» مردم چک درگیرودار افشاگریها، متوجه میشوند چه چیز مهمی را از دست دادهاند.اگر آنها قبل از این گمان میکردند، آزادی عمومیشان تامین نمیشود، حالا زندگی خصوصیشان را از دست رفته میدیدند. انحلال زندگی خصوصی، از مسیر زبان میگذرد. اگر ناهمگونی زیباییشناسی زبان، خاستگاه خلق زندگی خصوصی است؛ در کشوری که حتا دیالوگهای اتاق خواب، میتواند سندی علیه فرد شود، زبان، چنان سبکی تحملناپذیری پیدا میکند که ادامهی هستی در آن ناممکن شود. بهار پراگ به روایت کوندرا- ۳ سمفونی فراموشی در پراگدولت چک که در واقع نمایندهی ایدئولوژی کمونیسم بود، در فاصلهی سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۸۹ به حذف تمام تعلقات فرهنگی و اجتماعی مردم چک پرداخت. اینکه در این زمینه موفق بود یا نه، الان مورد بحث نیست، اما تلاش برای حاکم کردن ایدئولوژی کمونیسم، نیازمند محو کردن گذشته است و برای این کار، قدرت با حافظه در ستیز است. در رمان«سبکی تحمل ناپذیربارهستی»، کوندرا اشاره میکند که کمونیسم در قالب کلمات درصدد حذف گذشته چک است. مکانها مزین به اسم قهرمانان و افراد مشهور روسی میشوند. خیابان استالینگراد، خیابان لنینگراد، آسایشگاه پیتر چایکوفسکی، سینما گورکی، قهوهخانه پوشکین و... همهیاین نام ها قرار است جایگزین حافظهی تاریخی مردم چک شوند. |
لینکدونی
آخرین مطالب
|
![]() |






