تاریخ انتشار: ۷ خرداد ۱۳۸۶ • چاپ کنید    

کنسرت هنگامه در آمستردام

پژمان
persia_1980@hotmail.com

هنگامه، ‌خواننده ایرانی مقیم کانادا، یکشنبه شب میهمان آمستردام بود. هنگامه که دو سه سالی‌ست کار خوانندگی را به شکل حرفه‌ای آغاز کرده با اینکه تنها دو آلبوم منتشر کرده،‌ طرفداران زیادی به‌ویژه در ایران پیدا کرده است.

کنسرت هنگامه در باشگاه مور آمور (Club More Amor) در مرکز آمستردام و توسط گروه هنری «سیمو سیتو» (SIMO SITO) سازماندهی شده بود.


هنگامه،‌ چند ساعت پیش از اجرای کنسرت (عکس از پژمان)

پیش از آغاز برنامه، با هنگامه درباره کنسرت آمستردام، فضای هنری ایرانی در لوس‌آنجلس و کارهایش گفتگویی کردم.

شنیدن گفتگو

* * *

در برنامه آمستردام چه کسانی با شما همراهی می‌کنند؟

گروهی از سوئد هستند شامل پنج نفر که برنامه‌های عید من هم با این عزیزان اجرا شد: کیبورد (سعید)، بیس (رامین)، افشین (گیتار)، پدرام (پرکاشن) و ادوین که با ما درامز می‌زند.


باشگاه محل اجرای کنسرت هنگامه

در برنامه امشب چه کارهایی خواهید خواند؟

من معمولاً سعی می‌کنم تمام آهنگ‌های آلبوم خودم را اجرا کنم و یک سری از آهنگ‌های خوانندگانی که من قبلاً دوست داشته‌ام کارهایشان اجرا کنم. الان که این فرصت برای من به‌دست آمده که به قول معروف به عنوان یک خواننده حرفه‌ای کار کنم دوست دارم که این کارها را برای عزیزانی که در کنسرت‌ها هستند اجرا کنم.

از ترانه‌های آلبوم تازه‌تان که در دسامبر منتشر خواهد شد هم در کنسرت خواهید خواند؟

نه متاسفانه؛ چون این آلبوم هنوز کارهایش مشخص نشده است.

از «ارتش صلح» برایمان بگویید، از داستان ساخته شدن این ترانه و اینکه چه شد به اجرای آن علاقه‌مند شدید.

اتفاقاً داستان جالبی دارد. ما در آنتالیای ترکیه کنسرتی داشتیم و من وقتی به آنجا رسیدم، رامین زمانی، آهنگساز من، در هتل بود. هتل ما رو به دریا بود و پایین این هتل رستوران‌ها و دیسکوهای مختلف بود. هنگامی که به آنجا رسیدم رامین به من گفت برایت آهنگی ساخته‌ام و می‌خواهم که این آهنگ را گوش کنی. من خیلی تعجب کردم که چطور چنین آهنگی را درست کرده است. از او پرسیدم علت اینکه این آهنگ را ساختی چه بود؟ به من گفت: «داشتم از پنجره، دریا را نگاه می‌کردم، دیدم یک عده کنار دریا ورزش می‌کنند، دی‌جی‌ها موسیقی پخش می‌کنند، همه خوش هستند ولی در تلویزیون در سی.ان.ان دیدم که جنگ نشان داده می‌شود، مادری بالای جنازهء بچه‌اش بود و اولین چیزی که به مغز من آمد این بود که ارتش صلح کجاست؟...» وقتی رامین این قضیه را برایم تعریف کرد و محتوای شعری را که خودش سروده بود را دیدم خیلی خوشحال شدم که اینکار را برای اجرا به من داده است.


بین ایرانیانی که به برنامه‌هایتان در کانادا و آمریکا می‌آیند با ایرانیان مقیم اروپا تفاوتی حس می‌کنید؟

ایرانیان از زمانی که کارم را به صورت حرفه‌ای آغاز کردم بسیار به من لطف داشتند و از تک‌تک‌شان ممنون هستم ولی ایرانیان در اروپا به خاطر اینکه فاصله زیادی دارند با خوانندگانی که در آمریکا هستند گرمای دیگری دارند.

شما در کانادا زندگی می کنید ولی با لوس آنجلس در ارتباط هستید. چرا بیشتر کسانی که در کار هنری هستند دل خوشی از فضای جامعه هنری در این شهر ندارند؟

من از زمانی که کارم را شروع کردم چیز منفی‌ای ندیدم ولی خب زندگی‌ من از زمانی که از ایرانی خارج شدم در کاناداست. لوس آنجلس مرکز همه کارهای هنری ایرانی است به خاطر همین مجبور هستیم که اگر در کار موسیقی باشیم با این شهر در ارتباط باشیم؛ من فکر نمی‌کنم زیاد هم محیط بدی باشد!


بین خوانندگان، چه آنهایی که زنده هستند و چه آنهایی که دیگر در قید حیات نیستند چه خواننده‌ای است که بیشتر از همه به صدایش علاقه‌مند باشید؟

من به خانم هایده بسیار علاقه داشتم. خانم گوگوش را خیلی دوست داشتم، همچنین داریوش و ابی. افراد زیادی هستند. من معمولاً همه نوع موسیقی را گوش می‌کنم و صدای همه را دوست دارم ولی اینها کسانی هستند که از بچگی بیشتر به کارشان علاقه دارم.


هیچگاه احساس کرده‌اید که گاهی در کارتان تحت تاثیر یکی از این خوانندگان قرار گرفته باشید؟

اصلاً! تحت هیچ شرایطی. من نظرم این است که اگر کسی می‌خواهد در کارش موفق باشد باید تک‌رو باشد و استیل خودش را داشته باشد. اگر کسی بخواهد تقلید کند هیچگاه موفق نیست.

نظرهای خوانندگان

ترانه هایشان یه کمی تکراری هست اگر تنوعی در ترانه داشته باشند بهتر است موزیک و ترانه باید برای یک خواننده متنوع باشد تا تاثیر بهتری بر شنونده بگذارد.می توانست البوم قبلی شان به یاد ماندنی باشد اما تکرار دوباره این البوم در همبین شکل و فرم کمی تو ذوق می زند وحوصله ی شنونده را سر می برد اگر این ترانه ها را یک خواننده دیگری می خواند تاثیر گذارتر بود و ایشان به تغییر ترانه و موزیک بیشتر بها می دادند بهتر از این می توانست باشد در هر حال خانم هنگامه تلاش خودشان ا می کنند و دستشون درد نکنه اگر ترانه اجتماعی هم داشته باشند که بهتر خواهد بود موفق باشند

-- بدون نام ، May 28, 2007 در ساعت 09:55 PM

به نظر من در نسل جدید خوانندگان زن ایرانی دو چهره جای رشد بیشتری دارند هنگامه و هلن

-- محمد/ ، May 29, 2007 در ساعت 09:55 PM

هنگامه آخه چه هنری داره ؟ من نمیدونم چی بگم ؟ خدا شانس بده آدم از هیچی همینطور الکی پولدار بشه و .... با خیال راحت به به و چه چه اروپایی ها را بشنوه و نقل و نبات بنددازه بالا و از ارتش صلح صحبت کنه و برا ی ما اینور آبی های فلک زده دل بسوزونه ؟! می خوام نخونه و دل نسوزونه هزار سال سیاه

-- salman ، May 30, 2007 در ساعت 09:55 PM

به نظر من سرکار خانم هنگامه صدای گرمی دارند ولی نوع خواندن ایشان کاملا متفاوت .که این نوع صدا نا خود آگاه آدم را یاد خوانندگان قدیمی با موسیقی سنتی می اندازد ولی نوع خواندن ایشان جدید است و شعر های بامفهوم را به گونه ای جدید اجرا میکند که به شنونده انرژی خاصی مدهد و زیباست .خسته نباشید و ادامه دهید .

-- اعظم ، Jun 2, 2007 در ساعت 09:55 PM

اگر سن خود را بگوييد كه ما بدانيم بهتر است

-- آرش ، Jun 5, 2007 در ساعت 09:55 PM

من هنگامه جون رو خیلی دوست دارم و از اینجا میبوسمش

-- عارفه کرمی ، Jun 7, 2007 در ساعت 09:55 PM

هنگامه صداي گرم ودلنشيني داره صداشو خيلي يدوست دارم

-- زهره ، Jun 10, 2007 در ساعت 09:55 PM

هنگامه صداي گرم ودلنشيني داره صداشو خيلي دوست دارم

-- زهره ، Jun 10, 2007 در ساعت 09:55 PM

هنگامه هنر خاصی نداره اون فقط شانس آورده که این جور بالا و ائین میپره هنر خاصی نداره هنگامه هم مثل باقی هنرمندا البته جسارت به هنرمندانمون نمیکنم ولی هنگامه حتی اول راه هم نیست

-- ماری ، Jun 12, 2007 در ساعت 09:55 PM

خيلي نازي هنگامه جون ترانه هاتو برام بفرست
من از اصفهان

-- سميرا ، Jun 13, 2007 در ساعت 09:55 PM

yaani man enghadr khanoom hengmeh ro doos daram ke be khatere ishoon chand bar mikhastam bam oonja

-- amir_fakhri ، Jun 15, 2007 در ساعت 09:55 PM

خیلی دوستتان دارم

-- بدون نام ، Jun 16, 2007 در ساعت 09:55 PM

این پیغام من را به هنگا مه خانم بدهید. من مرتضی از اراک شما را خیلی دوست دارم و به عشق ایشان زنده هستم .و با صدای ایشان زندگی می کنم .حواستان به من باشد من عاشقتان هستم

-- مر تضی ال طه ، Jun 19, 2007 در ساعت 09:55 PM

زیباترین صدایی را که شنیدم صدای تو نازنینم است عاشقانه تو را دوست دارم وبا شعرهایت زندگی میکنم

-- نسرین از اصفهان ، Jun 21, 2007 در ساعت 09:55 PM

من که مخلصانه چاکر خودش و صداش هستم حالا هرکی می خواهد هرچه بگوید ... من در هر لحظه او را دعا می کنم و از خدا کوری چشم حسودهایش را می خواهم

-- (S-M-A) ، Jun 24, 2007 در ساعت 09:55 PM

هنگامه جان خیلی دوستت دارم به امید روزی که از نزدیک ببینمت

-- ارمان ، Jun 24, 2007 در ساعت 09:55 PM

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)