فرهنگ و جامعه


دانشنامه آن‌لاین و رایگان
درآمدهای ویکیپدیای پارسی از صد هزار گذشت

پژمان اکبرزاده: این روزها در بخش پارسی ویکیپدیا یک جشن برپاست. جشن صدهزار مقاله شدن این بخش. تعداد کاربران و نویسندگان بخش فارسی به هیچ عنوان با بخش انگلیسی قابل مقایسه نیست اما همین تعداد اندک توانسته‌اند جایگاه این زبان را در ویکیپدیا تثبیت کنند؛ دانشنامه آزاد و رایگانی که علیرغم همه انتقادهایی که از آن می‌شود روزبه روز جای بیشتری را برای خود در دنیای اینترنت باز می‌کند.



صمیمیت مجازی- ۳
فروید و توکای مقدس

ونداد زمانی:دغدغه‌ و احساس غیر طبیعی‌ای که به عقیده‌ی فروید اساس آن از حضورهمیشگی مرگ ، ترس از اخته شدن و آرزوی دست‌نیافتنی برای بازگشت به دوران آرامشِ جنینی نشأت گرفته است، دلیل اصلی موفقیت نوشته‌های وبلاگِ «توکای مقدس» است. در حقیقت، حسِ غریبی که در ادبیات روانکاوانه‌ی فروید از آن به عنوان«آنکنی» یاد شده است، مهم‌ترین ویژگی هنری توکا نیستانی طراح، معمار، کاریکاتوریست و نویسنده‌ی وبلاگِ « توکای مقدس» است.



آمیختگی شعر با سنگ‌نوردی

پانته‌آ بهرامی: نقطه‌ی آغازین تاریخچه‌ی کوهنوردی زنان ایرانی با صعود ملوک تیموری در سال ۱۳۱۵ به قله‌ی توچال پیوند خورده است. نقطه‌ی عطف بعدی را باید صعود روح‌انگیز حکیمی بر فراز قله‌ی ۶۵۰۰ متری پوکادله هیمالیا دانست. سهیلا میرزایی، سنگ‌نورد نیز یکی از این انگشت‌شمار کوهنوردان زن ایرانی است. او شاعر نیز هست و همین باعث می‌شود از او بپرسم: چگونه می توان شعررا با سنگ‌نوردی آمیخت؟



یادداشتی بر حاشیه‌ی مرگ محمد‌علی ترقی‌جاه، نقاش معاصر ایرانی
لطفاً کسی او را از خواب بیدار نکند

علی چکاو: محمد‌علی ترقی‌جاه، درسال ۱۳۲۲ در تهران به دنیا آمد و از همان کودکی شیفته نقاشی بود گرچه دست اتفاقات زمانه او را در آغاز به سمت رشته‌های مهندسی کشاند، ولی عشق‌اش به نقاشی، سرانجام او را به کودکی‌اش پس داد. و از آن پس آ‌ن‌چنان تند به سطح سفید بوم نقاشی خیز برداشت که به سرعت توانست جای خود را در این عرصه باز کند و در بیست‌و‌چهارسالگی برنده‌ی مدال طلای مسابقات هنری دانشگاه‌های ایران شد.



«کابینه‌ی گربه‌ها» در آمستردام

پژمان اکبرزاده: گربه‌ها موجودات سیاستمداری هستند، البته برای برای منافع و آسایش خودشان! منظورم این است که آنقدر عاقل هستند که خود را درگیر بازی‌های سیاسی نکنند. نام «کابینه گربه‌ها» را هم در واقع، صاحب یک موزه‌ی کوچک در آمستردام برای نمایش کلکسیون خود از هر آنچه به گربه‌ مربوط می‌شود انتخاب کرده است. موزه‌ای که میزبان دوستداران پیشی از سراسر دنیاست.



دانشنامه‌ی پژوهش‌های جنسی

امیر رسولی: برخلاف قرآن که در آن بارها بر مسائل جنسی تأکید شده است و راهکارهای عملی و وظایف زن و مرد در رابطه‌ی جنسی به دقت تعریف شده، در فرهنگ مسیحی، یعنی در کتاب آسمانی مسیحیان، و در آثار نویسندگان و شاعرانی مانند هومر و دانته و شکسپیر اثر و نشانی از تن‌کامی (سکسوالیته) وجود ندارد. در فرهنگ اسلامی هم هر چند تن و خواهش تن بیشتر از فرهنگ مسیحی اهمیت دارد، اما واژه‌ی تن‌کامی در معنای سکسوالیته پیشینه‌‌ی درازی ندارد.



رونق زبان انگلیسی و بحران ملی

ونداد زمانی: آقای اونیشی از یک تجربه شخصی که در آن شاهد گفت‌و‌گوی انگلیسی سه کودک یک خانواده اندونزیایی در فروشگاهی بوده است مقاله‌اش را پی می‌گیرد. او در مصاحبه با مادر این کودکان، بر این واقعیت گسترده در طبقه متوسط اندونزی انگشت می‌گذارد که: «تسلط به زبان انگلیسی به سمبل موقعیت اجتماعی بهتر در اندونزی تبدیل شده است، تا آنجا که زبان رسمی کشور را از نظر اهمیت به زبان دوم تبدیل کرده است.»



«رؤیاهای یک ربات»، نمایشگاه هوش مصنوعی و نمود آن در هنر معاصر در سوئیس
رؤیاهای یک ربات‌

امیر حسین بهرامی: موزه‌ی تینگلی در شهر باسل سوئیس همراه با خانه‌ی هنر شهر گاس، زیر عنوان «رؤیاهای یک ربات» نمایشگاه ویژه‌ای برگزار کرده‌اند با موضوع «هوش مصنوعی و نمود آن در هنر معاصر» که در هر کجا نمی‌توان دید. برگزارکنندگان این نمایشگاه اعلام کرده‌اند که قصد دارند با برگزاری چنین نمایشگاهی آخرین دستاوردهای صنعت تولید ربات را به چالش بکشند. ربات‌هایی که به نمایش گذاشته شده، ظاهرا انتظارات برگزارکنندگان را برآورده نمی‌کند.



عادلانه نیست، نه، اصلا عادلانه نیست

ترجمه‌ی ونداد زمانی: «عادلانه نیست» یکی از پراستفاده‌ترین جملاتی است که بشر در طول تاریخ همواره آن را به کار برده. این اواخر ماجرای سقوط اقتصادی بانک‌های آمریکایی و حمایت دولت آمریکا برای نجات آنها از ورشکستگی، انگیزه بخش تکرار بی‌شمار «عادلانه نیست» بود که در سراسر جهان طنین افکنده است. آخر به چه حقی به مدیران این بانک‌ها فرصت داده شد تا با اهدای چتر طلایی از خطر سقوط، با آرامش تمام فرود آیند و جان سالم به در ببرند؟



رنگ و بوی نظامی و نظارتی ممیزی کتاب

الاهه نجفی: آیا انتصاب بهمن دری اخوی به عنوان یک سپاهی به معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، در ماه‌های آینده سخت‌گیری‌های ممیزان را افزایش می‌دهد یا اینکه به زودی گشایشی در نشر کتاب پدید می‌آید؟ هیچ‌کس نمی‌تواند به این پرسش به درستی پاسخ دهد. معاون نوآمده قصد دارد کاغذبازی‌های اداری را کاهش دهد و به دقت و سرعت کارها بیفزاید. اما آیا ادبیات مستقل ایران از نعمت «دقت» و «سرعت» در صدور مجوز برخوردار خواهد شد؟



مشکل فلسفه با مردم

ترجمه‌ی ونداد زمانی: کتاب‌فروشی‌های مستقل و معتبر که به فلسفه بهای لازم را می‌دهند اگر هنوز مجبور نگشته‌اند که به‌خاطر کسادی، مغازه‌های‌شان را ببندند به ناچار فضای کم‌تری را به این موضوع اختصاص می‌دهند و پرفروش‌ترین آثارشان نیز ترکیبی است از خودآموزهای فلسفی، چون پدیده‌ی آموختن این مبحث مدت‌هاست که از سیستم آموزش عمومی رخت بر بسته است.



آقای «پلی بوی»

ترجمه‌ی ونداد زمانی: به‌جرئت می‌توان ادعا کرد که بخش بزرگی از مردان جهان به‌نوعی مجله‌ی «پلی بوی» را می‌شناسند. دست‌کم این طور است که سرکی نیز به آن کشیده و مصمم شده باشند که در زندگی شخصی‌شان در جست‌وجوی زنان زیبایی باشند که در این مجله دیده‌اند. بعضی‌ها آن‌ قدر با مجله کلنجار می‌رفتند تا آن‌که مجله تکه تکه می‌شد یا این‌که عده‌ای از مردان سراسیمه نزد پدر روحانی می‌رفتند و با شرم تمام اعتراف‌شان را بر زبان می‌آوردند.



در ستایش تالار مولوی - علی‌رضا نادری
پچپچه‌های پشت خط نبرد

مهتاب سعیدی: بچه‌های ادبیات نمایشی ۷۸‌ای هیچ وقت نادری را فراموش نمی‌کنند که ما روی صندلی‌های چوبی یکی از دو کلاس بزرگ دپارتمان تئاتر پرچ شده بودیم و او به وجد می‌آمد و پر از انرژی کار کردن بود که عرض و طول کلاس را راه می‌رفت و حرف می‌زد. یک‌دفعه می‌ایستاد و سری به سوی پسرهای کلاس تکان می‌داد و می‌گفت: سیگار دارین؟ و باز... اما علی‌رضا نادری چندان در هنرهای زیبا دوام نیاورد و عطای تدریس را به لقایش بخشید.



از کافه نادری تا سوپ کافکا

شبنم آذر: حدود سه دهه است که مجسمه‌ی سفید فرشته‌ای متروک در حیاط پشتی کافه نادری محبوس است. فرشته‌ای رو به زوال که روزی در پایش بزرگان هنر و ادبیات معاصر ایران می‌نشستند. زوال اما، تنها سرنوشت این فرشته که مثل روح سفید ادبیات معاصر ایران منزوی مانده، نبود، بلکه سرنوشتی بود که دامان کافه نادری، معرف‌ترین پاتوق روشن‌فکری ایران در دهه‌های سی وچهل را هم گرفت و قرار است به زودی آن را به کل نابود کند.



چه كسی از نویسندگان و شاعران ما می‌ترسد؟

الاهه نجفی: خبرگزاری فارس روز گذشته، ٢٤خرداد ماه، در گزارشی مفصل با عنوان «نقش عناصر ادبی برانداز در فتنه‌ انتخابات» از برخی شخصیت‌های ادبی نام برد و آنها را به زیر پا گذاشتن ارزش‌های ملی و دینی متهم کرد. نویسنده‌ی این گزارش مشخص نیست و زبان و ساختار آن به برخی گزارش‌های روزنامه‌ی کیهان، چاپ تهران شباهت دارد. گزارشی بخوانید در این زمینه.



چرا ما انگلیسی‌ها آدم‌های رکیکی هستیم

ترجمه‌ی ونداد زمانی: این روزها نمایشگاه «بریتانیای رکیک» آثار هجو و طنز هنرمندان انگلیسی را در معرض نمایش عمومی قرار می‌دهد، یکی از چشم‌گیرترین آثار بازوی پلاستیکی است که روی دیوار نمایشگاه تصب شده است. «بازوی فوق به یک دست تقریباً مشت شده ختم می‌شود که در حال بالا و پایین رفتن است.» هیچ رمز و رازی در این اثر نیست و اسم اثر نیز به نقل از خانم سارا لوکاس هنرمند سازنده‌ی بازو، همانی است که همه می‌توانند حدس بزنند.



مسلح و آماده سفر

ترجمه‌ی ونداد زمانی: کمپانی‌های خصوصی نظامی با بیش از ٢٠ هزار عضو، بعد از ارتش امریکا، بزرگترین لشگر نظامی مستقر در عراق هستند. در بخش کاریابی مربوط به شغل‌های حفاظتی در «شرکت‌های نظامی غیردولتی» امریکایی و در ستون درخواست شغل، تعداد بسیار زیادی ایمیل از طرف امریکایی‌های علاقمند به کار در سایت ارتش‌های خصوصی ثبت شده است. نمونه‌هایی که می‌خوانیم توسط یکی از قدیمی‌ترین مجله‌های مستقل امریکا «هارپر» انتخاب و منتشر شده است.



دوزبانگی و دشواری‌های آن

سمیه دهبان: در دنیای امروز، چه در کشوری زندگی کنیم که همه به زبان مادری ما صحبت ‏می‏کنند و چه در کشوری که زبان مادری ما اصلاً جزو زبان‏های مورد استفاده نیست، یاد‏گیری زبان دوم و یا حتی سوم، از اهمیت بالایی برخوردار است. در برنامه‏ای که امروز برای‏تان تهیه کرده‏ام، تعاریف موجود برای واژه‏ی و یا دوزبانه بودن را مطرح کرده‏ام و به بررسی مزیت‏ها و دشواری‏های یادگیری زبان دوم و یا سوم پرداخته‏ام.



«هِرّ را از بِرّ تمیز نمی‌دهد»

مهدی پرتوی: چوپانان ورزیده و كاركشته با تمام صداهای چوپانی آشنا بودند، ولی دو صدای «هِرّ» و «بِرّ» را هر چوپان تازه‌كار و مبتدی هم می‌دانست، زیرا «هِرّ» و «بِرّ» در واقع الفبای اصطلاحات چوپانی بود و فراگرفتن آن حتی برای بچه چوپان‌ها نیز دشواری نداشت، پس دراین‌صورت اگر كسی هیچ نداند و هیچ نفهمد مثل چوپانی است كه از فرط نادانی «هِرّ» را از «بِرّ» تمیز ندهد؛ به همین جهت این عبارت ابتدا در منطقه‌ی غرب و رفته‌رفته در سراسر ایران مصطلح گردید.



گفت‌وگو قنطره با علویه صبح، نویسنده‌ی لبنانی
«مریم به دنیا آمد که صدای من باشد»

ترجمه‌ی میترا داودی: نویسنده‌ی لبنانی، خانم علویه صبح در سال ۱۹۵۵ در بیروت متولد شده. او جنگ‌های داخلی لبنان را از نزدیک تجربه کرده و هم ازین روست که رمانی که اخیراً از او به آلمانی ترجمه و تحت عنوان «داستان‌های مریم» منتشر شده، به موضوع جنگ و پیامدهای زیانبار آن برای فرد می‌پردازد. خانم مونا نگار از طرف نشریه‌ی قنطره با این نویسنده‌ی لبنانی مصاحبه کرده است. ترجمه‌ی این مصاحبه را می‌خوانیم.