| خانه > خارج از سیاست > انديشه اجتماعی > آیا هلندیها لاقیدند؟ | |||
آیا هلندیها لاقیدند؟مانی پارسازمانی که به همراه دو نفر از دوستان برای اولین بار به هلند رسیدیم، برای رفع خستگی به یک کافه در مرکز شهر آمستردام وارد شدیم و وقتی که گارسون، مِنو را بهدستمان داد از ترس اینکه توسط پلیس دستگیر شویم پا بهفرار گذاشتیم!
بر روی منو لیستی بود از انواع و اقسام مواد مخدر به اصطلاح سبُک. در خیابانی که به آن گریختیم چیزهای دیگری دیدیم که تقریباً داشتیم قانع میشدیم که این کشور اصلاً پلیس و کلانتری ندارد. مشاهده زنان تنفروش نشسته در پشت پنجرهها و معتادانی که در ملأ عام هروئین میکشیدند نزدیک بود دو شاخ کوچک بر روی سر ما سبز کند. پیش خود گفتیم با اینهمه آزادی مطلق، حتماً همه مردم این کشور یا معتادند یا بدکاره. چند وقت بعد که وارد جامعه و زندگی هلندیان شدیم برعکس این مسئله به ما ثابت شد. نه تنها اعتیاد و تنفروشی از روی نیاز در هلند غوغا نمیکند، بلکه به مراتب خفیفتر و بیآزارتر از بسیاری از کشورهای جهان است. بعد فهمیدیم که "غوغا کردن" این مسائل تقریباً به همان مرکز شهر آمستردام و چند مرکز شهر دیگر محدود میشود و بقیه یا دارند کار شرافتمندانه میکنند یا درس میخوانند یا به تفریحات سالم مشغولند. بعداً تازه معلوم شد که "شرافتمندانه" هم تعریفش در اینجا مثل همهچیز دیگر با تعاریف ما فرق میکند و اکثر تنفروشان پشت پنجره و موادفروشان، خودشان این کار را انتخاب کردهاند و کارشان رسمی است و مالیات میدهند و اتحادیه و صنف دارند و کسی هم به ایشان چپچپ نگاه نمیکند. دو ماه از اقامتم در هلند گذشته بود که برای اولین بار دوچرخهام را دزدیدند. به اولین پلیسی که رسیدم موضوع را با جزئیات تعریف کردم و خواستار پیگیری جریان شدم و گفتم که بدون دوچرخه مشکل پیدا میکنم. پاسخی که از او شنیدم این بود که :"خب تو هم برو یکی بدزد"! بعد فهمیدیم که نه تنها دوچرخهدزدی چندان جرم سنگینی بهحساب نمیآید بلکه کلاً آفتابهدزدها را زندانی نمیکنند. بعد معلوم شد خود زندانها هم در هلند فرق چندانی با هتل ندارد. بعد هم گفتند که مطابق قانون اگر دزدی که به خانه شما وارد شده را کتک بزنید شما را به جرم "ضرب و شتم" دستگیر خواهند کرد، و بعد معلوم شد ... و .... آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است همچنین خواندیم که از راه آمارگیری و پژوهش علمی، هلندیان به این نتیجه رسیدهاند که تنبیه شدید بدنی، زندانی کردن درازمدت و بدرفتاری با زندانیان، تأثیری در کم شدن کمی و کیفی جرایم ندارد و نتیجه معکوس هم میدهد. از سوی دیگر دولت هلند از این اخلاق رواداری و مدارای خود در مواردی سود اقتصادی هم بهدست میآورد. مواد مخدر سبک یا بهقولی غیراعتیادی (حشیش و ماریجوانا) و دیگر مسائل، سالانه هزاران هزار گردشگر را از سراسر جهان به هلند سرازیر میکند و باعث پر شدن هتلها و غذاخوریها و اشتغالزایی میشود و همین شاغل بودن موجب گرایش نداشتن عموم مردم هلند به مواد مخدر و تنفروشی است. هلند قانوناً بایستی هزاران کارگر غیر قانونی که در کشتزارها و بندرهای این کشور کارهای سنگینی انجام میدهند را دستگیر کند ولی دستاندرکاران میدانند که دستگیری و اخراج این نیروی کار ارزان همان، و بالا رفتن شدید قیمت گل هلند و دیگر اقلام صادراتی همان. قانونی عمل کردن در این موارد یعنی شکستن کمر اقتصاد هلند و ایجاد فقر و فساد گسترده. پلیس نامرئی حتی اگر در پرداخت بدهی به نهادها هم دیرکردهای مفرط داشته باشید این مسئله وارد پروندهتان میشود و همان بلا بهسرتان میآید. به طور کل، زمانی که پرونده خراب شد شخص در استفاده از بسیاری از مزایای اجتماعی با مشکل روبرو میشود. برای کنترل تخلفات رانندگی هم نیروهای انتظامی هلند نیاز چندانی به پلیسهای حاضر در صحنه ندارند. اگر حد اکثر سرعت را رد کردید بهقول مردم هلند بهتر است لبخند بزنید چون سریعاً از شما و خودروی شما عکسبرداری میشود. قبض جریمه هم بهطور خودکار به نشانی شما پست میشود و پس از سهبار هشدار (که جریان آن را هم رایانه دنبال میکند)، اگر قبض پرداخت نشد شخصی بهنام مصادرهچی زنگ خانهٔ شما را می زند و وسایلی به قیمت همان جریمه با خود میبرد. مزرهای رواداری به هر صورت دستاندرکاران سیاسی در هلند همواره کوشش دارند تا فشار نظارت و کنترل را تا اندازهای زیاد نکنند که دنیای تخلفات و جرایم به زیر زمین هجرت کند و کلاً از دید دولت خارج شود و از سوی دیگر تلاش میشود که کنترل، آن اندازه هم کم نشود که سررشتهٔ اوضاع از دست دولت بهدرآید. ------------------------------ (۱) Gedoogbeleid ------------------------------ مرتبط: |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |
![]() |
از دست ندهید | ||||
دانشجویانی که از ایران میروند |
گفتوگو با باقی درباره اعدامهای اهواز |
سرنوشت تراژیک یک رادیو |
"زمانه" می تواند یک مفهوم جديد بشود |
تهران مهمان جشنواره روتردام |
![]() |










نظرهای خوانندگان
اهالی گرامی رادیو زمانه، من تنها به پذیرائی جانانه ی پلیس سیاسی هلند از یک دوست، که در تظاهراتی با رنگ و بوی چپ در همان هلند دستگیر شده بود اشاره کرده بودم و خدمات شایان توجهی که در زندان به او نموده بودند. منظورم هم این بود، که پلیس سیاسی گفتگوئی جز خشونت نمیشناسد. و شما هلند را در مقاله تان بیش از آنچه مینماید نرم ونازک تصویر کرده بودید. برخورد آن هواپیما با محموله اتمی به آن محله مسکونی در میان آمستردام که به آلودگی محیط زیست و مرگ صدها بیگانه بیچیزانجامید یادتان هست؟ بیدادی که دولت هلند نسبت به بازماندگان آن نگون بختان روا داشت یادتان هست؟ یادتان مانده، که چه زود قضیه را خاک مال کردند؟ چرا؟ چونکه شایع بود، آن هواپیمای محترم، محموله ای کشنده از اسرائیل به هلند میاورد یا میبرد؟ تنها همین یک فقره بیداد، چهره ای زشت از هلند در ذهن بازماندگان و جامعه بیدار بر جا گذاشته. چرا واقعیتی را که اشاره کرده بودم، منعکس نکردید؟ من، همان ترسوی سابقم، که از وحشت زندان سکندر دوست میدارم نامم را کماکان بروز ندهم. مرا درک کنید. با سپاس.
-- ترسو ، Jan 30, 2007 در ساعت 10:00 PM----------------------------
خواننده گرامی، زمانه معمولا کامنتهايی را که حاوی اخبار تاييد نشده باشد منتشر نمی کند. اما در اين مورد کامنت شما منتشر می شود تا تاکيد کنيم که آنچه کامنت گذار به عنوان خبر مطرح می کند بايد با ارجاع/لينک به منبعی معتبر همراه باشد و گرنه از نظر زمانه و خوانندگان آن اعتباری نخواهد داشت. اميدواريم که کامنت نويسان عزيز حساسيت زمانه را برای اينکه به منبع انتشار شايعات تبديل نشود درک می کنند. - سردبير