| خانه > وقایع وبلاگیه > وقایع وبلاگیه > تکامل قند پارسی از ابوی تا ددی | |||
تکامل قند پارسی از ابوی تا ددیبجهت آنکه در کل بلاد و دهات ممالک محروسه، نظمیه با آنها که به هیات سواسیل و ژواگیل باشند و حتی نسوانی که مختصر مویشان مرئی باشد، جدا مقابله کرده، خیلی ها را که مختصر شباهتی به این طایفه داشته، توقیف می کند، بسیاری از اهل وبلاگستان داخل به این موضوع شده، اکثر قریب به اتفاق این حرکات را تقبیح کردند. از این میان که راپورت سیاهه ایشان هم به جهت کثرت میسور نیست، یکی از ظریفان وبلاگستان که به مرد رند تخلص می کند یک شعر پرمغزی سرود که وصف حال می نماید از این قرار: برخورد ميكنيم و دهان صاف ميكنيم هـرچـه خـلاف شــرع ببـيـنيـم، لاجـرم قـرتيگري و پــردهدري، توي پايتخت؟! مــا نيز معتقد به صفـــا و تسـاهـلــيم اطراف شهر، جاي منـاسب اگر نـبـــود گر خواجهاي مشاهده كرديم ديندرست در تـــنــگـنا نـبــــودن انـــدام بــانــــوان مربوط ميشود به گراني، لباس تنگ؟! اين رختهاي كوته و تنگ از بـر عموم پوشـيـدن لبـاس ملوّن قـدغــن است ابـرو قشنگ، يا پســر مـــــو بلـــــند را روداري و مـغـالطــه گــر كـرد در جــواب هركس كه جلب گشت و به ارشاد منتهي اول كـلانتـــري و سپـس تــوي دادگـــاه قدري به راه راست هدايت نموده، بعد دیگر آنکه یک وبلاگی هست در ناحیه ای از وبلاگستان که تحت اداره یک مردی ست که دائما با لباس منزل آنجا اشتغال به هندوانه خوری و کشیدن غلیان فرط اعلا و نق زدن داشته علی هذا نق نقو نام گرفته لاکن الحق و الانصاف زیاد واقع می شود که اظهارات حسابی و در خور اعتنا را به وجه نق اظهار می کند. مدت قلیلی قبل، مشارالیه شبیه تیاتر یک پیسی ارائه داد که در پرده اول یک محصلی که گویا در فرنگ اشتغال به تحصیل عمل طب داشته، یک نامه ای به کمال فصاحت و بلاغت با کلمات و اصطلاحاتی که این خفیه نویس خیلی پسندید به ابوی گرام نوشته که: مرکب در قلمدان مثل آب است خدمت ابوی بزرگوارم، قربانت گردم مرقومه ی شریفه که به دستخط مبارک مزین فرموده بودید عطای وصول بخشید و رفع نگرانی شد. اگر از احوالات این فرزند حقیر جویا باشید، سلامتی حاصل است والحمدالله جای نگرانی نیست. به تحقیق و تفحص درعلوم طب درانیورسیته شبانه روز اشتغال دارم. بعد در پرده دویم یک جوانکی که یحتمل امروزی تر بود نامه مغلوطی با کلمات عمدتا جلف و سخیف به ابوی اش نوشت که: ای نامه که می روی به سویش و لاکن در پرده بعدی کار از سخافت و جلافت گذشته، جوانکی در نامه خود بکمال بی شرمی کلمات بی سر و تهی خطاب به ابوی گرام خود نوشت که علی رغم آنکه بکل برای این خفیه نویس نامفهوم است، بجهت ادای وظیفه جسارتا راپورت: های دَد اسم این را هم جناب نق نقوی قبل الذکر، سیر تکامل قند پارسی گذاشت، آن را به پرده چهارم که پاک داعی از راپورت آن عاجز است ختم کرد. دیگر آنکه یک عده ای از بلاگرین ذوی الاحترام را میرزا فواد خان خاکی نژاد که وبلاگ قورباغه باز و جمیع وزغ های آنجا به کف با کفایت وی است در یک کافه ای مسمی به تیتر جمع، دیدارها تازه و گئده کردند. از قرار، یک مدت قبلی وی مصمم می شود به آنکه یکتنه فستیوالی را بجهت بلاگرین منعقد، به سرعت برق و باد این کار را انجام، نفرات برگزیده را اعلان می کند و به این وجه، یک فستیوال به یک کرور فستیوالی که هر ساله در وبلاگستان برپا می شود اضافه کرده و این واقعه را بلاگرینی مثل کوروش خان ضیابری و پوریاخان عالمی در وبالیگ خود راپورت کردند که شائقین مختارند مراجعه، مطلع شوند.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |







نظرهای خوانندگان
بدینوسیله ازمجریان برنامه کمال تشکررادارد
-- نق نقو ، May 7, 2007 در ساعت 12:29 PMPlease add the audio link and correct the link of 58th episode
-- Hasan ، May 7, 2007 در ساعت 12:29 PM