|
رادیو زمانه
>
خارج از سیاست
>
وقایع وبلاگیه
>
محله جوادیه وبلاگستان
|
وقایع وبلاگیه پنجاه و پنجم
محله جوادیه وبلاگستان
وقايع را با صداي خروسك گرفته ميرزا بگيريد و بشنويد
سیدابراهیم خان نبوی صاحب دوم دام، چند شب قبل به یک حالت غریبی در وبلاگ خود علیه میرحسین خان درخشان رجز خواند و گفت که با فن هجاگویی که اوستاد مسلم آنم عن قریب تو را مضحکه عموم ساخته، تدریجا مضمحل خواهم ساخت و این را هم به صورت یک نامه ای نوشته کرده آنجا گذاشت تا همه ملتفت موضوع باشند و لاکن فردا که اهل وبلاگستان به آنجا رجوع کردند رد و آثاری از آن نبود، به احتمال قریب به یقین بتوسط خود صاحب دوم دام براشته شده که باعث تعجب شد. استدلالا بعضی معتقدند به مرض خوابگردی و هذیان گویی سید ابراهیم خوان که بسبب آن این کار را کرده و بعد نادم شده و یک عده ای هم به این اعتقاد دارند که معظی الیه به کمال هوشیاری و به تلافی هجویات اخیر میرحسین خان علیه خودش مصمم به مضحکه ساختن مشارالیه گرفته و لاکن بعدا متوجه شده که مسیرحسین خان درخشان خودش با اعمال و رفتاری که در پیش گرفته خویش را در مهلکه و مضحکه انداخته، نیازی به اقدامات اضافی نیست.
دیگر آنکه صنم باجی محترمه، در خورشید خانوم اعلان داد که بر عموم نسوان و مسلمات اعم از راقیه و غیر آن فرض است که اگر یک نفری قصد همبستری با ایشان را داشت و ایشان میل به آن نداشتند، از آن احتراز کنند و چنانچه کرهاً مشارالیه خواست منظور خود را حتی در حد بوس و کنار و لاس خشک و تر عملی کرده، بدین سبب تمدن و مدنیت و مدرنیت را مستمسک ساخت، فریب نخورده؛ ملاحظه هیچکس اعم از غریبه و آشنا و بلکه حتی شوی خود را هم نکنند. و موکد هم ساخت که مبادا کسی گمان کند که از این قبیل اتفاقات بهیچ وجه من الوجوه بجهت وی واقع نخواهد شد بلکه این شتری ست که درب خانه عموم نسوان احتمال خوابیدن آن هست و یک زن عاقله قبل خوابیدن اشتر باید فکری بحال آن و بویژه خود بکند.
که این مقبول کثیری از اهل وبلاگستان شد و حتی نازلی خاتون شارب مطلا هم که یلی بوده یک تنه حریف ده شتر خوابیده و ایستاده می شود هم تایید این مطلب صنم باجی را کرد و حتی یک شماره تله فونی بنمره 9 دو مرتبه یک را کرد که در کثیری از ممالک راقیه برقرار بوده، هر زنی بمحض مواجهه با اشتران قبل الذکر، می تواند با آن راپورت کند، از مخمصه نجات یابد یا حداقل از شتر خوابیده، عارض شود.
دیگر آن که شراگیم خان زند بسبب آنکه می خواست، هجو یک نفری که از وبلاگ وی دزدی کرده بود را بگوید، یک مقدمه دلنشینی گفت که بلاتشبیه، مثل مقدمه ابن خلدون از اصل مقبولتر شد. از قرار اظهارات مشارالیه، یک وسائط نقلیه ای مسما به پیکان جوادی در شوارع اکثر بلاد ایران موجودند که با جد و جهد بلیغ صاحبان آنها که عضو فرقه جوادیه اند به این صورت درآمده که اراده های پهن داشته، فنرهای آنها خوابیده، یک کرور زلم زیمبو به آنها آویزان، دائما ناله های حمیرابانو یا جوادآقا یساری آوازه خوان از آنها ساطع و در ظهر آنها هم اشعاری در کمال بند تنبانیت، خلق الله را در ذم دنیا و رفقای ناجوانمرد و مدح رفیق بی کلک یعنی مادرشان اندرز داده و خلاصه بالذات شهرفرنگی اند بجهت خود و معرف بیواسطه صاحبانشان یعنی جوادیون. بعد از این شراگیم خان منتقل شد به وبلاگ های جوادیه در وبلاگستان به این ترتیب که اسامی عجیب و نشانيهاي غريبتري داشته به محض ورود به آنها، از مراجع اسم وی را سوال کرده، بعد دانستن آن پیغام های خوشامد مخصوص وی صادر کرده، بعد زلزله وبلاگ را گرفته، به محض اتمام آن نغمات طربناکی به سمع رسیده به موازات آن یک پیرمرد موی و وریش سپیدی ظاهر شده، کمثل الجن زیر و زبر پریده، از در و دیوار پیغامات عجیب داده، ناغافل یک ساعتی در معرض دید مراجع قرار گرفته و خلاصه یک کرور صناعات و زلم زیبوجات تکنیکی مجانا و اجبارا به هر کس که از آنجا گذر کند، ارائه می شود. که این خفیه نویس تا بحال چند کرت بدام این قبیل وبلاگ ها در ناحیه جوادیه وبلاگستان افتاده، بعد مشقات زیادی از آنها خارج شده علی هذا تایید شراگیم خان زند را در این فقره می کند.
تمت. شانزدهم فروردین 1386 جلالی مطابق پنجم آوریل 2007 سال مسیحی
میرزا محمود خفیه نویس دارالصوت زمانه
|