تاریخ انتشار: ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
وقایع وبلاگیه شصتم

حکایت آن زوجی که غیر قانونا به حریم آبهای ایران محروسه وارد شده بودند

بگیرید و بشنوید

بجهت آنکه جناب منصف المورخین پرویز خان رجبی کفر گفته، شتم و رجم وبلاگ وی رونق گرفته. از قرار مسموع بعد آنکه جمع کثیری از اهل وبلاگستان بسبب آب انداختن پشت سد سیوند در ولایت فارس کفن پوشان بساط لعن و نفرین آب اندازان را به پا کرده حتی یک چند نفری بنای اعتراضات عملی تری را می گذارند، این جناب پرویز خان رجبی علیرغم آنکه کامل مردیست و قاعدتا باید جانب حزم و احتیاط را بیش از دیگران نگه دارد، برداشته بخلاف آمد رسم زمانه و خوش آمد استصلاحیون پروتست کرده که اصلا آبِ ظهر این سد هیچ دخلی به مقبره کوروش شاه کبیر نداشته، بلکه بعضی، از این همه اعتراضات، اغراض شخصیه و حزبیه پلوتیکی و غیر آن را دنبال می کنند.
به مجرد این حرف، غلغله ای درگرفت شب نامه علیه معزی الیه توزیع کردند و وی را متهم به خودفروشی، که پرویزخان هم جوابا گفت اگر آبگیری سد مذکور فاجعه باشد، من در ماجرای این فاجعه با یک فاجعه بزرگتری آشنا شده ام و آن اینکه یک عده ای هزار راست و دروغ را به هم بافته تا اغراض خود را به بهانه سیوند دنبال کرده، هرکس که کرتیک کند یا عقیده ای مخالف ایشان داشته باشد از هیچ تهمت و ناسزا و عمل شنیعی با وی ابا ندارند؛ به نحوی که یقینا برخی از شنیدن خبر توقف آبگیری آن کمتر مسرور و مشعوف می شوند تا آنکه واقعا به اثر این کار یک عمارتی بزیر آب برود، که نمی رود.

مقداراتی هم بواسطه آنکه اظهار شده بود در حکومت پهلوی بخلاف فعلی خیلی قدر آثار و اماکن باستانی و تاریخی را می دانستند، مشارالیه که مورخ است گفت اگر اینطور باشد پس دوازده دروازه طهران و تکیه دولت و عمارت امیرکبیر و کاخ تلگرافخانه و امثال ذلک در کدام دوره مضمحل شدند؟ یک خاطره ای هم نقل کرد که در همان دوره، وقت افتتاح یک تالاری از آثار نقاشی، عالیجناب پهلبد وزیر وقت فرهنگ و هنر که دیدن آن موزه را می کرده، وقتی به تابلوی رنگ و روغن تمام قد شاه شهید، ناصر الدین شاه قاجار که روی زمین تکیه به دیوار داشته، مي‌رسد چنان لگدی به آن می زند که فی الفور پاره، نعره که این قرمساق را کدام قرمساقی به اینجا راه داده.

که این خفیه نویس احتمال زیاد می دهد بواسطه این اظهارات ثانوی، کار معترضین با جناب منصف المورخین از بهتان و سخط گذشته، عن قریب جناب وی سنگسار یا به توپ بسته شود.


دیگر آنکه در ناحیه ادبی وبلاگستان، برخی بلاگران مثل آقا سیدرضا شکراللهی و علیرضاخان بهنام، این روزها خیلی در جوش و خروشند بواسطه آنکه یکی از رفقای ایشان باسم یعقوب بیگ یادعلی که ذاتا لر اصفهانی الاصل و در یاسوج مشغول به نویسندگی بوده را محکمه آنجا امر به گرفتن داده، از سه روز مانده به عید تا الان در حبس است. علی الظاهر دلیل گرفتن مشارالیه هم آن بوده که یکی دو تا از کتب وی را که قبلا نوشته بوده از زیر خاک درآورده، مشاهده که یک زنی در یکی از صفحات آن به لهجه الوار با یک مرد اجنبی حرف های نامربوط می زند. از قرار مدعی العموم آنجا بسبب چندتایی از این دست اتهامات برای یعقوب بیگ تقاضای مجازات شدیدی کرده به نحوی که بیم جان وی می رود. رفقای وی هم صرفا التماس دارند که محکمه وی بطهران منتقل شود تا بلکه بدست یک قضات و بازپرسانی بیفتد که بین مقاله و اظهارات شخصی را با داستان و رمان فرق می گذارند.


دیگر آنکه میرزا ارژنگ حاتمی در وبلاگ خود یک راپورت مهیجی از ورود غیرقانونی دو تن به حریم آب های ایران محروسه داد که چون بلاگ رولینگ که حکم جارچی وبلاگستان را دارد این روزها به کمال خرابی است و لاجرم خوب اخبار رد و بدل نمی شوند مقدور نشد که صحت و سقم آن را داعی وارسی نماید و علی رغم اینکه این ماجرا خیلی غریب و مضحک است چون اینجا هم دست کمی از سرزمین عجایب ندارد، فلذا بی دواری صرفا راپورت می شود:

از قرار اظهارات میرزا ارژنگ صبح روز واقعه، یک زوج که مدعی بوده اند در نکاح همند غیرقانونا ورود به حریم آبهای ایران، بعد دستگیری مرد جوان که خود را تونی و اهل مملکت قیصریه بریطانیا معرفی کرده اظهار داشه که یک سال است با این دخترعموی خود عقد کرده و لاکن پول کافی جهت تهیه ملزومات زندگی نداشته تصمیم گرفتیم که جهت اخذ کت و شلوار و ایضا پول حاصل از فروش خاطرات، به اینجا آمده و چنانچه لباس عروس را هم تامین کنید بهتر است.

ظهر همان روز پرزیدنت امریکا اعلان می هد که یا اين اسرایی که به عنف گرفته اید را رها کنید یا علیه شما قطعنامه صادر می کنیم و اگر فایده ندهد یکی دیگر و آنقدر مداومت می کنیم تا رهایشان کنید. لاکن عصر روز مذکور رئیس الوزرای بریطانیا میجر تونی بلر اعلام که ما اتباع خود را شمارش کرده، یک نفر هم کم نشده چه رسد به دو.

علی هذا جد و جهدی برای یافتن آن زوج انجام که منتج می شود به یافتن کارت های ملی ایشان که معلوم می دارد یکی مسمی به غضنفر غضنفریان و آن دیگری کبری غضنفریان بوده، محبوس می شوند. غضنفر هم بنای عربده کشی را گذاشته که پس البسه ما چه می شود که یکی از مرتبطین جواب داده 'چون این دو از اتباع ممالک محروسه بوده، لذا ورود ایشان تجاوز محسوب نشده، از مزایایی که بجهت متجاوزین منظور بوده محروم می باشند و حتی اطمعه ای را هم که در این چند ساعت لمباردمان کرده اند وجه آن را به تمام گرفته، بتمام به بیت المال مرجوع می کنیم.'

تمت دویم اردیبهشت 1386 جلالی مطابق بیست و دویم آوریل 2007 سال مسیحی
میرزا محمود، خفیه نویس دارالصوت زمانه

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)



موضوعات


از دست ندهید


نگاهی به «هیچ»

«نگرش‌های ایرانی» در ایالات متحده

مهستی و ۲۷ سال‌‌‌‌ِ بدون ِخاطره

اینترنت در خدمت انتخابات فرانسه

گزارش اشپیگل از پایتخت ایران