بنای اعتراض هادی افندی خرسندی به ریگی در کفش صدای امریکاجناب هادی افندی خرسندی که از اکابر طنازان و هجاگویان وبلاگستان بوده، مریدان و دوستاران زیادی دارد معترض شد به تله فیزیون صدای امریکا که یک چندی قبل یکی به اسم عبدالمالک ریگی که در منطقه بلوچستان طاغی شده، مفتخرا سینماتوگراف سربریدن آدم و قتل اطفال از خود و آدم هایش می دهد را آورده، وی را ملقب به رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران کرده بود. از قرار اخبار بعد آن یکی از بلاگرین یک فتوگرافی از آن مجلس که ریگی مذکور را عمال صدای مذکور مشغول به خلعت پوشان و لقب دادن بودند را در وبلاگستان نشر داده، معرکه ای بالا می گیرد تا شرح ماوقع به عمارت اصغرآقای هادی افندی رسیده، معظی الیه که سابقه رفاقت و مراودتی با اصحاب آن تله فیزیون داشته، چندین بار به خواهش ایشان آن جا رفته پروگرام های مفرح و کثیرالمخاطبی داده، بنای اعتراض را گذاشت، فعلا پیغام داده که یا از بابت این خبط توضیحات وافی بدهید یا منبعد با شما و میز گردتان قطع هرگونه رابطه ای نموده، با همان ریگی که به کفش خود دارید پروگرام داده خبرها و نظرهایش را منعکس نمایید. دیگر آنکه آزاده بانوی عصاران از قول میرزا جعفر شهری که صاحب کتب متعدده در باب اوضاع طهران است در وبلاگ خود ماجرای اول حبیب خدا در عکاسی ژورنالیستی ممالک محروسه را گفت که از قرار، یک موسیوی فرانسوی باسم شوبن در ناصرخسرو دکان دوافروشی داشته لوازمات ظهور و ثبوت فتوگراف هم می آورده. یک روز، یک عکاس دوره گردی از مشتریان به وی رجوع، توامان تقاضای شیشه ای شراب و یک عکس یادگاری از موسیو و ایضا پنجاه تومان وجه دستی می کند. مشارالیه دو خواسته اول را اجابت، خواهش سوم را رد می کند و لاکن از آنجهتی که گویا عکاس مذکور مومنی مستجاب الدعوه بوده، فردای آنروز، دستی از عالم غیب عکس موسیوشوبن را در معیت شیشه ای شراب و نوشته غیرت برانگیزی که وااسلاما شوبن کافر تا کی شراب و عرق به مملکت اسلام وارد کند، در روزنامه ای چاپ می زند. آن کافر ملتفت می شود که عکاس مربوطه نظر کرده و مستجاب الدوه بوده، تا قبل رسیدن متعصبین فراراً دکان را بسته، دفعه بعد بعوض پنجاه، صدتومان به آن حبیب خدا که ملبس به لباس عکاسی بوده می دهد، و روز بعد از اثر انفاس قدسی معظم الیه، عکسش در حالی که مشغول دادن خیرات به یک مسلمه بوده، در معیت تعاریف و تمجیدهای مفصل درهمان روزنامه نشر و توزیع می شود. مرحبا له! دیگر آنکه یک مدتی ست که مابین حاجی مجید زهری و کورش خان علیانی حرب و مرافعه جاری، اخیرا بواسطه آنکه حاجی مجید به یکی از عناصر اناث گفته قربانت بروم و اظهار تمایل برای اکل جگر مشارالیها را کرده و کورش خان به این معترض شده و حاجی مجید هم جوابا کامنت نشر داده که مادر این کورش شکنجه گر اوین است... کار بالا گرفته. از قرار اخبار، حاجی مجید که علی رغم میلش به اکل جگرجات و دأب سنگ پرانی اش، به کمال دل نازکیت هست، عارض شده از کورش خان علیانی بجهت آنکه مشارالیه را نلینکیده این قبیل کارها را نشانه بی حرمتی به شعور اهل وبلاگستان و ناشی از استبداد دانسته، نفرین های جگرسوزی بابت این ظلم نثار وی داشته منتظر اجابت است.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
||
![]() |







نظرهای خوانندگان
يعني آخرشي.... بازم فايل صوتي كار نمي كنه....
-- بدون نام ، Apr 11, 2007 در ساعت 11:57 AM