تاریخ انتشار: ۱۰ فروردین ۱۳۸۶ • چاپ کنید    
وقایع وبلاگیه پنجاه و سیم

قصه جاشویی باسم هولمز که شازده پسر فهمیده در وبلاگ خود کرد

بگیرید و بشنوید

شازده پسر فهمیده، ناغافلی در وبلاگ خود شرح یک واقعه‌ای که در یکی از کشتی‌های حمل مسافر از مملکت قیصریه بریطانیا به ایالات متحده امریکا رخ داده بود را گفت که از قرار آن، کشتی مذکور با یک کوهی از یخ شدیدا تصادم و به یک نحوی آسیب می‌بیند که شروع به غرق شدن کرده، از قریب هشتاد تن مسافر آن حدودا نیمی توفیق سوار شدن به قایق نجات می‌یابند و لاکن چون آن قایق بجهت سی نفر ساخته شده بوده، روز دوم دوچار مشکلات شده در شرف زیر آب رفتن قرار می‌گیرد.

کشتی‌بان که وضع را اینطور مشاهده می‌کند تصمیم به سبک کردن قایق گرفته، امر می‌کند به آنکه نفراتی به دریا ریخته شوند که این را یک جاشویی به اسم هولمز اجرا کرده مجموعا ۱۶ نفر را پرتابا پیاده می‌کند و باقی مسافرین نجات می‌یابند. و لاکن بعد رسیدن به ایالات متحده که مقصود بوده، جان بدر برده‌ها بعوض تقدیر و تشکر، از هولمز مفلوک بجرم قتل عمد شکایت کرده استدلال می‌کنند که اولا جان مسافرین مقدم بر جان خدمه کشتی بوده و اگر قرار به دریا ریختن بوده اول باید بجهت ایشان اعمال می‌شد و ثانیا باید برای مقرر کردن اینکه یک‌عده‌ای باید بجهت نجات دیگران فدا شوند، اول رای گرفت و انتخابات منعقد کرد.

علی هذا هولمز مذکور به نیم سال زندان محکوم شد و لاکن شازده پسر فهمیده نگفت که مقصودش از ذکر این قصه نسبتا مهمل چه بوده، استبعادی ندارد که چون این ایام مصادف است با تحریم ایران در شورای امنیت دول متحد و اصرار و ابرام زعمای قوم بر اتحاد و ایثار و از جان گذشتگی و اینکه رعایا جملگی حاضرند در راه حقوق مسلم مقاصد عالیه حضرات همه قسم فداکاری کرده، به قلزم حوادث داخل، انواع مصائب را تحمل کنند؛ این را طعنتا گفته باشد و یک منظورهای قبیحی ظهر ظاهر این قصه باشد که واجب التبری اند.

دیگر آنکه خورشید خانوم که از سابقات وبلاگستان است خبر داد که یک سینماتوگراف مستندی از تله فیزیون‌های فرنگی دیده که بقرار آن یک آدم جنگ رفته‌ای بوده که متشرع و عازم عتبات عالیات و لاکن والده او یک زن متجدده و بی حجابی که حتی استعمال دخانیات هم علنا می‌کرده و زوجه وی هم به یک فند و رنگ دیگری بوده و خلاصه خیلی شیرتوشیریت مضحک و جذابی بوده.

شکرلله که بعد طیار کردن یک کرور سینماتوگراف درخصوص جماعت ترانسکشوالیه در ممالک محروسه، هنروران یوروپ متوجه معضلات و مسایل مهمه دیگری شده، یحتمل منبعد خانه به خانه دنبال چنین رعایایی زیرخاکی گشته، در سنوات مستقبل ملت ساکن در آن ممالک متوجه خواهند شد که علاوه بر جماعت ترانسشکشوالیه، از این دست آدم‌های متشرع با مادران بی لچک هم در این جایی که اسمش ایرانست، مشغول به زندگی اند و البته باقی رعایا هم به علت قلّت قابل به ذکر و فیلم شدن نیستند.

دیگر آنکه میرحسین خان درخشان هودریه چون شایع شده که مشارالیه به این سبب بد ایالات متحده را می‌گوید که با تمدید اقامتش در آن مملکت موافقت نشده و حکم به خروج وی از آنجا داده‌اند و میرحسین خان هم بعد این واقعه مولمه، شهودا متوجه جنایات دولت و ملت آنجا در کل عالم شده؛ اعلان داد که هیچ اینطور نبوده و موارد عدیده‌ای از ایام ماضی مدرک و شاهد آورد که مشارالیه چندین مرتبه بدگویی دولت و ملت آنجا را پیش از آن واقعه کرده بوده و از همان اول هم نسبت به آنجا ظنین و عاصی و طاغی بوده. بعد هم به کمال مسرت خبر داد که با تقاضای من موافقت شده عن قریب به مملکت امریکا می‌روم که این البته باعث حیرت عوام شد و لاکن خواص و مطلعین به امور تعجب نکرده، معتقدند به اینکه در ایالات متحده بعلت وفور مهره مار، اکثر مبارزین و مجاهدین و انقلابیون و خلاصه کسانی که نفرت آنها از امپراطوری امریکی و ایضا حب وطنشان شهره بوده، بعد یک مدتی جذب آنجا شده، در این فقره رجوی و افشاری و سازگارا توفیر ندارد، چه رشد به میرحسین خان که اصولا عذرش موجه است.

تمت. نهم فروردین ۱۳۸۶ جلالی، مطابق بیست و نهم مارس ۲۰۰۷ سال مسیحی
میرزا محمود خفیه نویس دارالصوت زمانه

نظرهای خوانندگان

ممنون جناب خفیه‌نویس که بنده را به لقب شازده مفتخر فرمودید. :))

-- پسر فهمیده ، Apr 1, 2007 در ساعت 01:08 PM

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)



موضوعات