نويسندگان


بخش دوم و پایانی
نامه‌ای به شاهرخ مسکوب

ناصر زراعتی: به هر حال، آدم می‌خواهد زندگی کند و در این چهار صباح، آبِ خوشی شاید از گلویش برود پایین (آن‌هم اگر بگذارند که نمی‌گذارند!) من هم اگر می‌خواستم چنین کتابی چاپ کنم، شاید خیلی اسم‌ها را نمی‌گذاشتم یا عوض می‌کردم. (همین الان یادم افتاد، کاش شما هم همین‌کار را می‌کردید و اسم‌ها را عوض می‌کردید. به‌جای این‌که حرف اول اسم و فامیل این و آن را گاه بنویسید و گاه چند نقطه بگذارید... بهتر نبود؟)



بخش نخست
یادی از شاهرخ مسکوب

ناصر زراعتی: فکر کردم نامه‌ای برای‌تان بنویسم و «دست مریزاد»ی بگویم. نشانی و شماره تلفنِ شما را از آقای تقی امینی ـ ناشر کتاب ـ گرفتم. حالا هم این نامه را می‌نویسم تا همراهِ یکی دو کتاب و چند نوشته از خودم برای‌تان بفرستم، به این امید که فرصت کنید نوشته‌های مرا بخوانید و با این آرزو که وقتی خواندید، آن‌ها را بپسندید؛ که اگر شاهرخ مسکوب با آن سلیقۀ والا و دید و نگاهِ دقیق کاری را بپسندد، آن‌کار حتماً ارزش دارد و صاحبِ کار (که در این مورد، منم) باید از شادی، کلاهش را بیندازد هوا!



گفت و گو با نویسنده‌ی رمانِ «خانه‌ی کنار مسجد»:
در هلند به قادر عبدالله اعتماد دارند

ترجمه‌ی نادر یکتا: آخرین رمان ِ حسین سجاد قائم مقام فراهانی، که با اسم مستعار ِ قادر عبدالله می‌نویسد، «خانه‌ی کنار مسجد» نام دارد. این رمان پس از ترجمه‌ از هلندی به آلمانی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های آلمانی داشت. از جمله مجله‌ی قنطره گفتگویی با وی انجام داده است که ترجمه‌ی آن را در زیر می‌خوانید. او می‌گوید: «آیت‌الله‌های ایرانی، امام‌ها، کتابی هزار و چهارصد ساله را به دست می‌گیرند و آن را به عنوان کتاب قانون می‌خوانند و می‌خواهند با آن سیاست بورزند و کشور را رهبری کنند. و این کار را بطرز وحشتانکی خراب می‌کند. وقتی بخواهی با قرآن به کشوری حکومت کنی، آن‌جا تبدیل به جهنم می‌شود. و حاصلش آن چیزی می‌شود که الان می‌شود در ایران دید.»



گزارشی از حضور محمود دولت‌آبادی در دانشگاه پس از ۳۰ سال:
۱۵ سال گرسنگی کشیدم

سیامک فرهی: محمود دولت‌آبادی به تازگی در نشستی در دانشگاه شریف تهران درباره موج تازه علاقه جوانان به ادبیات شرکت کرد. در این نشست دولت‌آبادی در این نشست اشاره کرده که حدود ۳۰ سال به او اجازه حضور در دانشگاه‌ها داده نشده است. او در این نشست گفت: «‌شاهنامه یک اثر بشری است. اگر فرصتی می‌بود و اگر در جامعه ما یک سطحی از آزادی معقول و با حمایت قانون وجود می‌داشت، من می‌توانستم طی چند جلسه به شما بگویم که درک شوونیستی از شاهنامه، یک درک ارتجاعی است. درک نژادی از شاهنامه، درکی ارتجاعی است. حتی درک ناسیونالیستی به آن معنای بدش، درک ارتجاعی است.»



فصل‌نامه سیمیا ویژه ماکس فریش منتشر شد

نخستین شماره از دوره دوم فصل‌نامه سیمیا با سردبیری علی دهباشی منتشر شد. در این شماره بخش بزرگی به ماکس فریش اختصاص یافته، در طی مقالاتی که به صورت تألیف و ترجمه آمده است. ما با زندگی و آثار این نمایش‌نامه‌نویس و رمان‌نویس سوییسی آشنا می‌شویم.



گونتر گراس در هشتاد سالگی
همه‌ی ما معلم‌ داشتیم

گونتر گراس در گفت‌وگویی متفاوت با روزنامه‌ی فرانکفورته روندشاو آن‌لاین، به مناسبت هشتادمین سال تولدش چنین می‌گوید: «من به آن دسته از نویسنده‌هایی که طوری رفتار می‌کنند انگار از دماغ فیل افتاده‌اند، بسیار با شک و تردید نگاه می‌کنم. همه‌ی ما معلم‌هایی داشتیم که خودمان دنبال‌شان گشتیم، که مدام با آن‌ها اصطکاک داریم و از آن‌ها چیزهایی می‌گیریم. من این را از هنرهای تجسمی یاد گرفتم. در هنرهای تجسمی این تمایل که معلم‌ را انکار کنی، به هرحال آن‌قدر آشکار نیست که در ادبیات.»



دوریس لسینگ نمایشگاه فرانکفورت را به هم ریخته است

این روزها نمایشگاه بین المللی كتاب فرانكفورت در حال برگزاری است و عباس معروفی، نویسنده ایرانی و همكار رادیو زمانه، مثل خیلی از علاقه‌مندان به كتاب، در این نمایشگاه حضور پیدا كرده ‌است. وقتی خبر برنده شدن خانم دوریس لسینگ به عنوان برنده نوبل ادبیات منتشر شد با عباس معروفی تماس گرفتیم تا بپرسیم این خبر چه تاثیری بر فضای نمایشگاه داشته است؟



سه گفت‌وگو با دوریس لسینگ، برنده جایزه‌ی نوبل 2007:
دست از تحقیر مردان بردارید

دوریس لسینگ، برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۷، سال ۱۹۱۹ از پدر و مادری انگلیسی در کرمانشاه ایران متولد شد. از این نویسنده‌ی انگلیسی رمان‌ها، مجموعه داستان‌ها و مجموعه شعرهای متعددی منتشر شده است اما مشهورترین کتاب او «دفترچه خاطرات طلایی» است که او را به عنوان زنی فیمینیست مطرح کرد. آنچه می‌خوانید ترجمه‌ی متن کامل گفت‌وگوی شبکه تلویزیونی ‌ABC و گزیده‌ای از گفت‌وگوهای Salon و San Francisco Chronicle است با خانم لسینگ.



يک سال از مرگ عمران صلاحی گذشت
او با مرگ شوخی می‌کرد

به‌فرودگاه مهرآباد که رسيدم، فقط بهت‌زده به‌عکسش خيره شدم؛ بدون آنکه عکس‌العمل ديگری بتوانم نشان دهم. پسرم نگاهی به‌صورتم انداخت و از حالم پرسيد. گفتم چيزی نيستی؛ الان در روزنامه خواندم که يکی از دوستانم درگذشته است. ۱۱ مهرماه، درست یک سال از مرگ عمران صلاحی می گذرد، کسی که با مرگ خيلی شوخی می‌کرد. می‌گفت: «من بيشتر شوخی‌هايم درباره‌ی مرگ است. وقتی به مراسم عزاداری می‌روم حتماً مطلب طنز می‌گویم و شوخی می‌کنم».



ایتالو کالوینو؛ نویسنده هزاره جدید

«كالوینو ترسی از آن نداشت كه مبارزه‌ی ادبی خود را با به تصویر كشیدن گیاه آرتیشو به نمایش بگذارد؛ آرتیشو را نشانه‌ی دنیا دانسته بود. دنیایی كه در نگاه ما به شكل برگ‌های خارداری می‌مانست كه باید این برگ‌ها را تا بی‌نهایت كند. شگفتی ادبیات در این است كه می‌توان دنیای ادبیات را به آرتیشو تشبیه كرد و در نهایت به لطافت، سرعت، صحت، قابلیت رؤیت، چندگانگی و ثبات رسید».



ماری شوارتسنباخ در شب بخارا

شوارتسنباخ سال‌ها پیوسته در اندیشه‌ی سفر به شرق بود و سرانجام در پاییز ۱۹۳۳ به ایران و افغانستان سفر کرد. او هنگام اقامت در ایران با دیپلماتی فرانسوی ازدواج کرد و در محل سکونت خود در دره‌ی لار تهران کتاب «مرگ در ایران» را نوشت.



پیمان با شیطان یا ابزار خلاقیت؟

«پیوند میان مواد مخدر و ادبیات، داستانی‌ست بسیار قدیمی. بسیاری از نام‌آوران عرصه‌ی ادبیات برای خلق بهشت مصنوعی‌شان و برای انتقال جهان درون‌شان به جهان بیرون، به سراغ مخدراتی نظیر الکل، تریاک، حشیش، ماری‌جوآنا، اِل.اِس.دی، هرویین، کوکایین، قارچ‌های نشئه‌آور و حتا قهوه رفتند...»



یاد دکتر حمید زرین‌کوب در شب بخارا

دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در رثای برادرش نوشته بود: «‌در بین نامه‌ها و اشعاری که دانشجویان بر سبیل تسلیت برای من فرستاده‌اند، این قول یک تن از آنها را می‌پسندم که صریحاً به من نوشت: باید بگویم نسبت به شما دارای بسیاری خصایص بهتر بود. این را از صمیم دل تصدیق می‌کنم».



گفت‌و‌گو با اریک امانوئل اشمیت
موسیقی کلمات

اریک امانوئل اشمیت نویسنده فرانسوی در 1960 در حومۀ لیون به دنیا آمد و با اولین اثرش «شب والونی» به نویسنده‌ای مطرح تبدیل شد. از آثار بعدی‌اش می‌توان به «مسیو ابراهیم و گل‌های قرآن» ، «انجیل به روایت پیلاطس» ، «اسکار و خانم رز» ، «سهم دیگری» و «زندگی من با موزار» اشاره کرد. گفتگو با این نویسنده را در زمانه می خوانید.



وصیت‌نامه‌های کافکا

از این وصیت‌نامه‌ها چنین برمی‌آید که کافکا می‌خواست مانع دو اتفاق بشود. یکم نوشته‌ها و نامه‌های خصوصی‌اش به دست دیگران برسد و دو دیگر آثار نیمه‌کاره‌اش، از جمله سه رمان ِ ناتمام، منتشر شود. اما این را هم می‌توان از وصیت‌نامه‌ها دریافت، که کافکا مایل نبود، پس از مرگ‌اش هیچ ردی از او باقی نماند.



شب بزرگداشت امیرهوشنگ کاووسی، منتقد باسابقه‌ی فيلم
همچنان پرتوان و با پشتكار

در هشتادوپنجمین سالروز تولد دکتر امیرهوشنگ کاووسی، منتقد باسابقه‌ی فيلم، شب بزرگداشت وی از سوی مجله‌ی بخارا و با همکاری انجمن دوستی ایران و فرانسه، و با حضور سفیر فرانسه در ایران برگزار شد.



بزرگداشت دکتر پرویز رجبی

سی‌و‌هفتمین شب از شب‌های بخارا، به دکتر پرویز رجبی، استاد ایرانشناس و پژوهشگر تاریخی اختصاص داشت. در این مراسم دکتر توفیق سبحانی، دکتر روزبه زرین‌کوب، رضا مرادی غیاث‌آبادی، هوشنگ اینانلو و فرید وحدت به سخنرانی پرداختند و فیلم مستندی از فعالیت‌های دکتر رجبی نیز به نمایش درآمد.



‌‌گفت‌‌وگو با ابوتراب‌ خسروی، نويسنده‌
ابوتراب خسروی: ادبيات‌ ما بايد متصل‌ به گذشته‌ باشد

ابوتراب‌ خسروی‌ مثل‌ هيچكس‌ نمی‌‌نويسد. البته‌ كه‌ اكثر نويسنده‌ها مثل‌ ديگران‌ نمی‌‌نويسند. اما شيوه‌ی‌ نگارش‌ خسروی‌ خيلي‌ منحصر به‌ فرد است. می‌شود گفت‌ تلفيقی‌ از نثر قديم‌ و جديد شاكله‌ی‌ كارهای‌ اين‌ نويسنده‌ی 51ساله‌ را به‌ وجود می‌‌آورد. او رمانی‌ با نام‌ «ملكان‌ عذاب» آماده‌‌ی انتشار دارد كه‌ به‌ گفته‌ی خودش‌ در شرايط‌ فعلی‌ ترجيح‌ می‌دهد آن‌ را به‌ نشر نسپارد.



شب دكتر امیر هوشنگ كاوسی

دكتر كاوسی از زمره اولین نویسندگان ایرانی است كه ادبیات سینمایی را در زبان فارسی رواج داد. مجله بخارا با همكاری انجمن دوستی ایران و فرانسه شب دكتر امیرهوشنگ كاوسی را دوشنبه هفتم خرداد ماه در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌كند.



شب محمد گلبن در خانه هنرمندان

محمد گلبن از محققان و پژوهشگرانی است كه در زمینه بررسی و تحلیل تاریخ مطبوعات ایران به ویژه دوره مشروطه دهها مقاله و چندین كتاب منتشر کرده است. سی و هفتمین شب بخارا به نام او رقم خورده است.