| خانه > انديشه زمانه > عقايد دينی | |
عقايد دينیبازنشر دومین نامهی دکتر سروش به آیتالله سبحانی سروش: گفتوگو، تحمل میطلبدآنچه در ادامه میآید، متن کامل دومین نامه سرگشاده دکتر عبدالکریم سروش خطاب به آیتالله جعفر سبحانی است. او در بخشی از این نامه مینویسد: «اسلام را در همین رنگارنگیاش باید دید. اسلام فقط آن نیست که امروز حوزههای شیعی ایران یا حوزههای وهابی عربستان میآموزند. اسلام مجموعه درکها و تفسیرهایی است که تا کنون از اسلام شده است. تنها راه بقا و دوام دیانت، گشودن ریهها و پنجرهها برای تنفس از هواهای تازه است. به گذشته پر تنوع فرهنگ اسلامی بنگرند و به چالاکی مسلمانان و بیباکیشان در درک و اخذ حکمت از چین و هند و ایران و یونان.» کامنتی بلند از مخاطبان زمانه در پاسخ به دکتر سروش مکانیسم نزول وحیمحمد نیما: به نظر میرسد قبل از پرداختن به «چیستی» بحث باید از «چرایی» آن بپرسیم و این که اساساً چرا چنین مباحثی در ذهن بشر طرح میشود و کدام ضرورت و مشکل باعث طرح این مسائل میشود. این سؤال یک جواب کلی دارد و آن این که پیشینهی سیر فکری بشر نشان میدهد که دغدغه همیشگی و لاینفک و ناگزیر بشر «معقول سازی» و «مفهوم سازی» دنیایی بودهاست که در آن زندگی میکند. پیامبران هم برای پاسخ به این دغدغه آمدهاند. آسیبشناسی انقلاب 57 چرا اخباریگری و ظاهر گروی در شیعه هنوز معنا دارد؟دکتر حسن رضایی: «هر چند شریعت و فقه اسلامی در عصر اولیه خود از ترجمه منطق صوری یونانی فوائد زیادی برد، اما آسیبها و ضررهای آن بسی بیشتر و وخیمتر بوده است، زیرا فقه و فقها را به جای اصرار بر براهین قرآنی و توحیدگرایانه، منطق تجربی و فهم اجتماعی شریعت به سمت شکلگرایی و جمود بر معانی لفظی و بر اشکال خاص تاریخی سوق داد. پدیدهای که به عقیده بسیاری کماکان مانع فقه و فقها در درک و هضم درست واقعیات جامعه مدرن است.» بار دیگر مجتهد شبستری و «ماهیت کلام وحیانی»آرش نراقی: نظریه آقای مجتهد شبستری در خصوص ماهیت کلام وحیانی، هم از حیث مدلول و هم از حیث بنیان استدلالی آن ابهامات دشواری آفرینی دارد. البته خواننده منصف لاجرم تصدیق میکند که بحث درباره انحای ارتباط خداوند با انسان و خصوصاً ماهیت آنچه «کلام وحیانی» خوانده میشود، از جمله دشوارترین موضوعات در قلمرو الهیات است، و بنابراین، نظرورزی در این خصوص گام نهادن در راهی تیره و درشتناک است. اما بدون شک تشریک مساعی در تحلیل و نقد این مباحث میتواند تا حدّی از ابهامات و تیرگیهای اینگونه نظرورزیها بکاهد. کلام خدا و کلام انسان - بخش دوم آیا کلام خدا به زبان انسان است؟آن چه در ادامه میآید، بخش دوم از قسمت دوم مقاله «قرائت نبوی از جهان» نوشته محمد مجتهد شبستری است که چاپ آن در شماره ۶ فصلنامه «مدرسه» توقیف این نشریه را در پی داشت. وی در بخشی از این نوشتار مینویسد: «مخاطبان پیامبر نمیتوانند مستقیماً و بلاواسطه از چگونگی و ماهیت سخن گفتن خدا یا پیامبر آگاه شوند ولی آنان میتوانند با گوش کردن به کلام پیامبر و تأمل کافی در آن بفهمند که اثر سخن خدا با پیامبر در وی چه بوده است. تنها تأمل در سنخ و نوع ادبی ـ زبانی کلام پیامبر و آثار اجتماعی ـ تاریخی مترتب بر نبوت میتواند نشان دهد که خدا در روند سخن گفتن پیامبر با او چه کرده است.» کلام خدا و کلام انسان - بخش نخست پیشفهمهای تفسیر آزاد قرآنآن چه در ادامه میآید، بخش نخست از قسمت دوم مقاله «قرائت نبوی از جهان» نوشته محمد مجتهد شبستری است که چاپ آن در شماره ۶ فصلنامه «مدرسه» توقیف این نشریه را در پی داشت شد. وی در بخشی از این نوشتار مینویسد: «این مدعا که این متن مستقیماً و بلاواسطه با همه الفاظ و جملات و معانی آن کلام خداست که به پیامبر داده شده و او مانند یک بلندگو و یا ضبط صوت بدون هیچ دخل و تصرفی آن را عیناً به مخاطبان منتقل کرده، متن را برای غیرمؤمن غیر قابل فهم میسازد. برای غیرمؤمن نه خدا میتواند گوینده فرض شود و نه پیامبر.» بخش دوم پیشینهی نظریههای وحی در فلسفهی اسلامیامیر مازیار: «نبی» در الگوی فارابی دارای یک قابلیت عظیم انسانی است که اگرچه نادر است، اما غیرممکن نیست و آن کمال قوهی خیال است. همچنین ابنسینا پیامبر را دارای ویژگی ممتاز دیگری میداند و آن کمال قوهی حدس است. حدس یعنی تشخیص دقیق حد وسط در استدلال بدون نیاز به تفکر طولانی. یعنی پیامبر بدون نیاز به تعلیم و تأمل بسیار و بدون نیاز به ردیف کردن مقدمات طولانی و استنتاج حقایق عقلانی از آنها، که مشی فلاسفه است، مستقیما و به سرعت در مواجهه با حقایق افاضه شده بر او، به نتایج آنها منتقل میشود. بخش نخست پیشینهی نظریههای وحی در عالم اسلامامیر مازیار: تکلم خدا صفتی از صفات ذات اوست، بنابراین باید همچون ذات او قدیم باشد. این نظریه یعنی نظریهی قدیم یا نامخلوق بودن کلام الهی نظر اشاعره، حنابله و برخی دیگر از فرقههای اهل تسنن است. اما چگونه ممکن است، قرآن به شکل الفاظ و کلمات و اصوات که از امور مادی و مستلزم تغییر و تبدیل و حد و حدودند در خداوند به عنوان امری بسیط و غیر مادی موجود باشد؟ دولت شریعتمدار در بنبستکریستین ساینس مانیتور، برگردان محمدحسین صبوری: عبداللهی احمد النعیم، محقق اسلامی معتقد است که حکومت و دین باید از یکدیگر جدا نگاه داشته شوند. البته با آزاد گذاشتن مسلمانان در عمل به احکام شریعت، آنچنان که درست میدانند، دین همچنان جایگاه درخور خود را در حیات سیاسی خواهد داشت. او میگوید که ایران و عربستان سعودی، هر دو ادعا میکنند که حکومتهایی اسلامی هستند، اما هرکدام از اینها در تلقی دیگری بدعت گذارند. پس آخر مراد از «اسلامی بودن» چیست؟ روشنفکری فقیهانه ـ بخش دوماکبر گنجی: «اگر نگران حفظ دین هستیم، باید بدانیم که صاحب این دین وعده داده است که دینش را برای همیشه حفظ خواهد کرد. اما اگر نگران ایمان دیندارانیم و بر این باوریم که آدمیان میتوانند با سخنان و اعمال خود باعث زوال دینداری دینداران شوند، منصفانه از خود بپرسیم در ایران امروز سخنان و اعمال چه کسانی باعث دینگریزی و دینستیزی شده است؟ سخنان نواندیشانی چون عبدالکریم سروش که قرائتی اخلاقی ـ معنوی ـ عرفانی از دین ارائه میکنند؟ یا سخنان و اعمال آنان که قرائتی فاشیستی ـ توتالیتر از دین ارائه میکنند؟» روشنفکری فقیهانه ـ بخش نخستاکبر گنجی: «ارتداد و تکفیر جزء مهمی از سنت فقهی بوده است. اما اینک با این خطر روبرو هستیم که سنت روشنفکری ما نیز با تکفیر و ارتداد پیوند یابد و "روشنفکری فقیهانه" پا به عرصهی هستی بگذارد. ایران به اندازهی کافی فقیه برای تکفیر در اختیار دارد، مشکل ما کمبود "روشنفکر حوزه عمومی" است تا با آرای نو، گفتوگوی انتقادی مستدل، ارائهی مدلهای بدیل و رقیب، یک قلمرو عمومی رها از سلطهی ایدئولوژی و دولت و سرمایه پدید آورد.» بشیر ما بشر بودپاسخ سروش به سبحانی: معنای بیصورت از خدا و صورت از محمد است، دم از خدا و نی از محمد، آب از خدا و کوزه از محمد است، خدایی که بحر وجود خود را در کوزه کوچک شخصیتی بنام محمدبنعبدالله (ص) میریزد و لذا همه چیز یکسره محمدی میشود: محمد، عرب است. لذا قرآن هم عربی میشود، وی در حجاز و در میان قبایل چادرنشین زندگی میکند، لذا بهشت هم گاه چهره عربی و چادرنشینی پیدا میکند: زنان سیاهچشمی که در خیمهها نشستهاند. خرمشاهی: اصلاحگران دینی اصول اعتقادی را خدشه دار کرده اندگروههاي اصولگرايي در عالم مسيحيت پيدا شدهاند كه كتاب مقدس (Bible) را كه كتاب مقدس يهوديت و مسيحيت است و حتي بزرگترين علماي دين پژوه و روحانيان بزرگ مسيحي آن را عيناً وحي نميدانند، عيناً وحي تلقي كردهاند. آري در چنين شرايطي، زير سوال بردن و خدشهدار كردن حقانيت پيامبر اسلام (ص) و وحيانيت قرآن، چه سودي دارد، يا چه مشكلي حل مي كند؟ كاري كه نه فقط بي فايده است بلكه دهها توالي فاسد دارد. گفتگو با دکتر عبدالکریم سروش درباره قرآن کلام محمّدسروش در «بسط تجربهی نبوی» روشن میسازد که نظرش دربارهی خطاپذير بودن معرفت دینی تا حدی دربارهی قرآن نيز صادق است. سروش در کنار انديشمندان ديگری چون نصر حامد ابوزيد و محمد ارکون، در شمار گروهی اندک از اصلاحگران راديکالی است که مدافع رهيافتی تاريخی به قرآن هستند. اما او در کتابش از بسیاری از همکاران رادیکالش فراتر رفته است. او مدعی است که قرآن نه تنها محصول شرایط تاریخی خاصی است که در بستر آن شکل گرفته است، بلکه برآمده از ذهن حضرت محمّد و تمام محدودیتهای بشری او نیز هست. رستگاریلنگستون هیوز، شاعر آمریکایی در بخشی از زندگینامه خود مینویسد: «به ۱۳ سالگی پا میگذاشتم که به راه راست هدایت شدم. اما رستگار نشدم. داستان از این قرار بود: کلیسایی که خاله ریید من عضو آن بود، احیای بزرگی را از سر میگذراند. برای هفتههای متوالی، هر شب موعظه و آواز و دعا و جیغ و داد فراوان صورت گرفته بود؛ بسیاری گناهکاران قصیالقلب به آغوش مسیح باز گردانده شده بودند و عضویت در کلیسا به سرعت برق بالا رفته بود.» نگاهی به «کتاب مقدس ملحدان» نوشتهی «یوآن کانر» خدای سهضلعی مثلثهاخانم کانر، در «کتاب مقدسِ ملحدان» مجموعهی خواندنی و تأملبرانگیزی از سخنان اندیشمندان و نویسندگان بزرگ جهان را درباره مفهومِ خداوند گرد آورده که برای هر خوانندهای با هر سطح معلومات، پرکشش و گیراست. این کتاب، سراسر نقل قول است؛ بی هیچ شرح و تفسیری. خواننده آزاد و رهاست تا در میان گفتاوردها درنگ کند و بیندیشد. تمایزهای واقعی اسلام آزادی و اسلام خونپارهای از روشنفکران در «واکنش» به استبداد دینی حاکم در ایران، کوشش دارند تا آن دسته از گفتمانهای روز را تبلیغ کنند که با خصائل شخصی و تفنن ذهنی خود، سازگار باشد. گفتمانهای دینی احیاگرانه، همواره نزد آنها مزاحمی است که به آسانی نمیتوانند در پاتوقهای روشنفکرانه و در محافل خصوصی آن را نادیده بگیرند. از این نظر کوشش میشود تا با انواع تحلیلهای تقلیلگرا، قرائتی از اسلام ارائه بدهند که مثل یک گوسفند زبانبسته در مراسم و اقتضائات روشنفکر مآبانه، به آسانی ذبح شود و نفس از هیچ جایش هم بلند نشود. از دید من کارهای آقای خلجی نمونه بارزی از این دسته است. آیا نواندیشی در اسلام ممکن است؟مهدی خلجی: واژهی «نو» در نواندیشی و ترکیبات دیگر، سخت فتنهانگیز و شیداگر است. گرایشهای دینی که به ويژه در ایران امروز «نو اندیشانه» به شمار میآیند، طیف وسیعی از اندیشههای رهبر جمهوری اسلامی یا فقیهانی چون یوسف صانعی یا روشنفکرانی چون عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری را در بر میگیرند. پس بهتر است از کاربرد کلمهی «نواندیشی» تا جای ممکن پرهیز کنیم و اصطلاح دقیقتری چون «اصلاحگری» را برای پیشبرد بحث پیش بکشیم. کمیسرهای فقهی و صوفیان خانقاهیسعید حجاریان: این درگیری بین فقیه و صوفی تا زمانی كه امام زنده بود، چندان جلوهای نداشت. ما نمونهای نداریم كه جایی گزارشی از آن شده باشد. اما كمكم با تبدیل نهاد تشیع به church، گروهی محتسب دینی و یا میتوان گفت كمیسر فقهی به وجود آمدند كه نمونه بنیادگرای آن را در زمان ضیاءالحق در پاكستان شاهد بودیم كه به آنان، «شرطهالخمیس» میگفتند. حق، تاریخ و اتوپیامهدی خلجی مینویسد: اگر همهی سود سه نوشتهی من دربارهی ارتداد و اجتهاد، برانگیختن صاحبان دو دیدگاه دیگر، احمد قابل و حسن رضایی، به بیان پارهای از پیشفرضهای خود دربارهی فقه، حق و تاریخینگری باشد، خود را کامیاب میبینم. از آنجا که نمیخواهم پاسخ به ۱۲ مقاله (۹ مقاله از احمد قابل و سه مقاله از حسن رضایی) به درازا بکشد، میکوشم در همین نوشتار، یکجا، برخی از اهم مفروضات و مدعیات آن دو دیدگاه را پیش بکشم و بسنجم. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
![]() |






