| خانه > انديشه زمانه > انديشه اجتماعی | |
انديشه اجتماعیبخش دوم فرهنگ رسمی، فرهنگ عمومی و فضاهای شهریکیومرث مسعودی: تبلیغات درازمدت و دامنهدار، تصور شهروندان از فضای عمومی و قلمرو عمومی را به شدت تضعیف نموده است. بهطوریکه بسیاری از شهروندان کلیه فضاها را به دو دسته «دولتی» و «خصوصی» تقسیمبندی میکنند و جایگاهی برا ی قلمرو عمومی و فضاهای عمومی شهری قایل نیستند. همانطور که «چادر» بهمثابه حریم خصوصی سنتی در فضای عمومی تعریف میشود، امروزه اتومبیل به حریم خصوصی مدرن افراد در بزرگراهها و خیابانها بدل شده است بخش اول فضاهای شهری و حوزه عمومیکیومرث مسعودی: در کشورهای در حال توسعه، مسوولین بلند پایه به شهرها و کلانشهرها نگاهی منفی دارند، اما با وجود تبلیغات گسترده درباره مزایای روستانشینی و اقدامات گسترده برای ایجاد زیرساختهای رفاهی در روستاها، بیش از چند دهه است که سیل مهاجرتها از مناطق کمتر توسعه یافته روستایی به شهرها و کلانشهرها ادامه دارد. مهاجرتهای مذکور، به دلیل ضعف موسسات اقتصادی مدرن شهری در جذب مهاجرین باعث نابسامانیهای گسترده فرهنگی، جابجاییهای اجتماعی، ثروتاندوزیهای افسانهای در کنار فقر فراگیر شده و موانع متعددی در روند شکلگیری فرهنگ شهرنشینی و هویت شهری پدید آوردهاند. گفتوگو با دکتر محمد توکلی طرقی، استاد تاریخ و مطالعات خاورمیانه دانشگاه تورتتو (بخش دوم و پایانی) «سنتی شدن، یکی از جلوههای تجدد است»محمد تاجدولتی: دکتر محمد توکلی طرقی در ادامهی گفتوگوی خود با رادیو زمانه پیرامون کتاب تازهاش «تجدد بومی و بازاندیشی تاریخ» میگوید: «ایرانیان آستانهی انقلاب مشروطیت میخواستند خودشان را بیشتر مثل برادران و خواهران اروپاییشان بکنند. یعنی دو «دیگری» وجود دارد. یک «دیگری» که «عرب» است و مردم میخواستند خودشان را از او جدا و دور کنند؛ و یک «دیگر» اروپایی هست که میخواستند خودشان را به او نزدیک کنند.» گفتوگو با دکتر محمد توکلی طرقی، استاد تاریخ و مطالعات خاورمیانه دانشگاه تورتتو (بخش نخست) «تجدد همیشه بومی است»محمد تاجدولتی: با دکتر محمد توکلی طرقی گفتوگویی داشتم دربارهی آخرین اثری که تالیف کرده است او میگوید: «تجدد همیشه بومی است. متاسفانه برداشتی که در بین همکاران ایرانی من بوده، این است که تجدد ایرانی یک تجدد عاریتی است و تجدد آن نهادهای فرهنگی و صنعتی است که ما از اروپا به عاریت گرفتهایم. به نظر من تجدد یک روند تاریخی جهانیست که همزمان در سراسر جهان شروع میشود و در هر نقطهای از جهان به شکلی و با ریتمی خاص به پیش میرود.» شهر فرنگ مدرنیسمرضا شوقی: مدرنسازی برای "برگر" قبل از هر چیز عبارت است از پلورالیسم فراگیر در عرصه ارزشها، هنجارها، معانی و سمبلها که در روند خود منجر به تقطیع فرهنگ به سطوح مختلف و ایجاد تکثر در سپهرهای گوناگون زندگی میشود. آنچه از این تکثر حاصل میشود رودررویی دو قطب "عرصه خصوصی" و "عرصه عمومی" زندگی است، در حالی که در درون هر یک از این دو عرصه نیز پلورالیسم دیگری جاری است. درنتیجه این تکثر، دنیای مدرن به شهر فرنگی که دائم در حال تغییر است تبدیل میشود. اندیشه هایی در راهمهدی فتاپور: کشور ما در ۳۰ سال گذشته، تحولات عظیمی را پشت سر گذاشته است. امروز ایران کشوری است که در آن نزدیک به دو میلیون دانشجو وجود دارد و تقسیم کار دوران اولیه رشد سرمایهداری، جای خود را به جامعهای با تقسیم کاری پیچیده و روابطی تو در تو داده است. چنین تحولات عظیم ساختاری که با تحولات و فراز و نشیب های سیاسی همراه گردیده، نمیتوانست در تفکر و روانشناسی اجتماعی ایرانیان دگرگونیهای بزرگی به وجود نیاورد. جامعهشناسی بحران هویترضا شوقی: ساختار هویت همواره در خلال مختصات معین تاریخی و اجتماعی تعیین میشود و درست به همین دلیل است که طیف تنوع «خودها» به لحاظ تجربی محدود است.دو نوع هویت سنتی و مدرن از جمله این هویتها هستند که بخش بزرگی از مباحث برگر در این زمینه را به خود اختصاص دادهاند. تلویزیون و روشنفکران ایرانیامین بزرگیان: «نخبگان یا تحصیلکردههای ما گرفتار دو رویی و ریاکاری عجیبی در مواجهه با تلویزیون هستند. آنها غالبا بهگونهای رمانتیک مدعی میشوند که تلویزیون تماشا نمیکنند و خود را خصم آن نشان میدهند؛ در حالی که اوقاتی از خود را صرف تماشای تلویزیون میکنند. تلویزیون توسط آنها با پا پس زده و با دست پیش کشیده میشود. نفرت از چیزی را نشان میدهند که همان لحظه به آن وابستهاند.» در ستایش دروغ، شرارت و عبید زاکانیداریوش برادری: دروغ معمولا به معنای نظر و خبری مخالف حقیقت، مخالف واقعیت و شواهد است که فرد، باوجود آگاهی کامل یا نسبی بر دروغ بودنش، برای دستیابی به سودی و یا جلوگیری از تنبیه و ضرری آن را بیان میکند. میتوان به طور معمول سه «دروغ مصلحتی» (مثلا برای جلوگیری از ضرر و دعوا)، «دروغ اجتماعی» برای حفظ هارمونی روابط خانوادگی و اجتماعی و یا «دروغ خطرناک» برای دستیابی به سود خویش و ضرر دیگران را از یکدیگر جدا ساخت. خدا را باید از زمین به آسمان برداحسان عابدی/ روزنامه اعتماد ملی: به ياد ميآورم شبي از شبهاي احيا در اين سال را كه مجتهد شبستري سخنران ميهمانان حسينيه ارشاد بود. ميگفت كه خدا را بايد از روي اضطرار خواند و لحظه اضطرار هميشه است، نه لحظه تنگدستي. و در آن شب بود كه گفت خدا را بايد از زمين به آسمان ببريم. اعتراض كرد به زميني كردن وجود مقدس پروردگار و استفادههاي ابزاري از او. کسی جوابی برای این پرسشها دارد؟شاید فکر کنی که من دیوونه شدم ولی من واقعا فکر می کنم که دستگاه کاملا داره بر اساس اشاعه زشتی و پلشتی و خشونت و مردم آزاری و حماقت حرکت می کنه و جز این، کارهاش هیچ اساس دیگه ای نمی تونه داشته باشه. مساله مساله ایران و این حرفها نیست، من که می گم اصلا (...) تو اون تمدن کهن و کوروش و داریوشی که تخم و ترکه شون ما باشیم. حرفم اونا نیست، این منو عصبی می کنه که می بینم اصلا سیستم در پی حرکت در جهتی ست که در هر کاری دقیقا بر خلاف حرکت عاقلانه باشه. ارزیابی تفاوتهای انسانی و میان گروهی در فرهنگ ایرانیرضا کاظمزاده: اگر تمامی دنیا از یک وحدت یکپارچه و همگونی پیوسته شکل پذیرفته بود، احساس تنهایی معنا نمییافت. احساس بیگانگی، از کشف خویشتن به عنوان موجودی متفاوت و مجزا از محیط ناشی میشود. نوزاد انسان به هنگام تولد از آنجایی که هنوز دستگاه روانی (appareil psychique) وی نظام نیافته است، درست در نقطهی مقابل این وضعیت قرار دارد و تصوری از "خود" به معنای موجودی مستقل، یکپارچه و جدا از دنیای بیرون ندارد. در گفت و گوی روزنامه دیولت با نورمن میلر، نویسنده فقید آمریکایی: هیتلر نازک نارنجی بودترجمه، ناصر غیاثی: به نظر نورمن میلر هیتلر آلت دست شیطان بود، اما قصد ندارد با این حرف گناه آلمانیها را پاک کند. روزنامهی دیولت دو ماه قبل از مرگ ِ نورمن میلر به مناسبت ِ انتشار ترجمهی آخرین رماناش " قصر ِ میان جنگل" به آلمانی گفتگویی با او داشت که ترجمهاش را میخوانید. روستا بهترین محل برای تمرین دموکراسی استسعید صحرایی: اگر روستانشینی به دموکراسی نمیانجامد، پس چگونه دموکراسی آزادترین کشور جهان یعنی آمریکا را روستائیان پیش بردند؟ و چگونه هند با بیش از ۶۵٪ جمعیت روستایی، بزرگترین دموکراسی دنیاست؟ نقد ارادهگرایی و نگاهِ یکجانبه در پژوهش های علوم انسانی -بخش دوم دشواری فهمِ نزدیکتر به واقعیتبهروز علیخانی، بخش دوم از مقالهی نوربرت الیاس «تدوین یک تئوری دربارهی فرایندهای اجتماعی»: از یک طرف قرن بیستم عصر اختراعات و نوآوریهای گسترده است. اما از سوی دیگر و به صورت همزمان، انسان با شک رو به گسترشی در مورد ارزشِ این همه پیشرفت روبرو میشود. انسان از مزایای چنین پیشرفتی خشنود و از خطراتش بیمناک است. پاسخی به مقالات نیلگون در باره بومیگرایی چالش با ایده پیشرفتدو تن از بزرگان و به نوعی پایهگذاران رشتهی جامعهشناسی، کارل مارکس و اگوست کنت هستند. هر دوی آنان کوشیدند خود را از نگاه اسطورهای فلسفهی کلاسیک اروپایی برهانند. البته هر کدام به شیوهی خاص خود به این تلاش پرداختند. کنت بر این نکته انگشت گذاشت که تصور فلسفهی کلاسیک از جهانشمول بودن «عقل» و تحولناپذیری «خرد» چیزی جز یک انتزاع ایستا و پیشفرضی اسطورهای نیست. حقوق بشر و وجدان عمومی بشریکی از نگرانیها این است که اندیشه مبارزه و دفاع از حقوق بشر در واکنش به چپگرایی استالینیسم، بر پاشنه لیبرالیزم چرخیده است. چه سنخیتی میان آنچه که لیبرالیسم به عنوان عقلانیت سیاسی و فلسفی چون اقتصاد بازار، رقابت، سلطه بازار، مصلحتاندیشی و تبعیضهای ناشی از نابرابریها و رقابتها یاد میکند، با مبارزه کردن، از خود گذشتن، خطر پذیرفتن و جامعهای را به خطر و فداکاری و مقاومت علیه استبداد خواندن میتواند وجود داشته باشد؟ روزنامهی کیهان و زندان اوین؛ پرسشی فلسفیهدف ترساندن، بازداشتن از اندیشیدن و پرسیدن است. کیهان و اوین، بازدارندههای اصلی اندیشیدن در ایران هستند. هر کس قدرت سیاسی را به هر نحوی – حتا اگر مانند درویشان گنابادی ناخواسته و ندانسته – به پرسش بگیرد، ناماش در کیهان «افشا» میشود و سایهی دیوارهای اوین بر سرش میافتد. طرح هیچ پرسش جدی دربارهی هیچ امری که به شکلی به قدرت سیاسی پیوند دارد، بدون هراس از کیهان و اوین ممکن نیست. کیهان و اوین منطق گفتوگو و بحث نظری یا عمل سیاسی را برهم میزنند. پاسخی به چند نکته انتقادی درباره مقاله «ملاحظاتی در خصوص نقش اخلاقی دولت آمریکا» حق در مقام اثبات، حق در مقام احقاقآرش نراقی: روشن است که مدعای مقاله «ملاحظاتی درباره نقش اخلاقی دولت آمریکا در جامعه جهانی» بحثی در مقام اثبات یک حق است؛ نه مقام احقاق آن. در مقام احقاق حق، فرد صاحب حق میتواند از حق خود بهرهمند شود یا به هر دلیلی از حق خود به نحو موقت یا دائم چشمپوشی کند. اما از این نکته که طرف صاحب تکلیف، موجودی شریر است، مطلقاً نتیجه نمیشود که حق مرجع صاحب حق منتفی شده است یا تکلیف فرد مکلف از دوش او ساقط گردیده است. نقدی بر مقالهی اکبر گنجی: «تهدید فاشیسم اسلامی» حکومت غیر توتالیتر ایرانمقالهی «تهدید فاشیسم اسلامی» گنجی، آشکارا برای خواننده غربی طراحی شده. عنصری که در این مقاله غایب است مردم و عنصر ایرانی است. مردم ایران بهدنبال راه حل مشکلشان در حل بنیادگرایی در دیگر ادیان و یا حل جهانی مسئله اسلام و یا حل مسئله فلسطین و این قبیل موضوعات مطروحه در مقاله گنجی نیستند. مشکلات داخلی و بین المللی برای مردم ایران ناشی از ماهیت و رفتار حکومت است که اکنون تهدید جنگ نیز به آن اضافه شده است. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






