انديشه اجتماعی


خطاهای روزمره ـ ۷
ثابت کن این طور نیست

مریم اقدمی: طلب برهان از مخالف یک ادعا، مغالطه «انتقال بار اثبات» است و بسیار شبیه استدلال بر اساس نادانی است. در این نوع مغالطه‌ها فرد ادعایی می‌کند و برای فرار از اعتراض‌ها و مستدل جلوه دادن حرفش می‌گوید «ثابت کن این طور نیست.» در واقع با این نوع استدلال «هر» ادعایی درست فرض می‌شود؛ مگر این‌که خلاف آن ثابت شود!



خطاهای روزمره ـ ۶
خلافش ثابت نشده

مریم اقدمی: این‌که تا به حال نادرستی ادعایی ثابت نشده است و یا کسی ادعایی را نقد و نقض نکرده است، نمی‌تواند نشانه درستی آن باشد. در این موارد افراد دچار اشتباه و مغالطه شده‌اند؛ چرا که ناآگاهی از نقض ادعا، دلیلی بر اثبات یک حکم نیست. این مغالطه «استدلال بر اساس نادانی» نام دارد؛ یعنی فرد با توسل به نا آگاهی و بی‌اطلاعی از وجود نقض‌کننده‌های ادعای خود، می‌خواهد آن را اثبات کند.



خطاهای روزمره ـ ٥
تعمیم «فتنه»ساز

مریم اقدمی: سی.یو.۵ از سیاره‌ای بسیار دور با تمدنی قدرتمند و پیشرفته از آن سوی کهکشان آمده است. او مأموریت دارد گزارشی از زمین و ساکنان آن به سیاره‌اش بفرستد تا حاکمان و مردمش زمینِ تازه کشف شده را بیشتر بشناسند. وقتی گزارش او به سیاره‌اش می‌رسد، مردم و حاکمان یکپارچه تصمیم می‌گیرند به زمین حمله کنند تا جهان را از وجود ساکنان خشن و جنگ‌طلبی به نام «انسان» پاک کنند.



خطاهای روزمره-۴
این که مغالطه است

مریم اقدمی: اگر با نشان دادن نادرستی استدلالش بخواهم این نتیجه را بگیرم که چون این استدلالی مغالطه‌آمیز است، پس دو به اضافه دو، چهار نمی‌شود، من نیز مرتکب مغالطه شده‌ام. این مغالطه «استدلال بر اساس مغالطه» است. در واقع هر چه قدر هم استدلالی نامعتبر و مخدوش باشد، ارتباطی با ارزش صدق نتیجه آن استدلال ندارد و هم‌چنان ممکن است نتیجه‌اش درست باشد. تنها اشکال چنین استدلال‌هایی این است که مقدمه، نتیجه را حمایت نمی‌کند.



خطاهای روزمره-۳
من سیاه‌ام؛ تو سفید

مریم اقدمی: در مثال‌های روزمره معمولاً بیش از دو حالت ممکن برای یک گزاره وجود دارد. در صورتی که ما فرض می‌کنیم، تنها دو شق یا انتخاب وجود دارد و با ادعای درستی یکی نادرستی دومی را را نتیجه می‌گیریم. مثال رایج آن مقایسه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشوری با کشور دیگر است. برای همین اگر کسی از شرایط ایران انتقاد کند، اشتباهاً این طور برداشت می‌شود که مدعی است خارج از ایران بی عیب و نقص است.



خطاهای روزمره-۲
قاضی یک‌طرفه

مریم اقدمی در بخش دوم برنامه "خطاهای روزمره"، با نگاهی به نظرهای منتشر​​شده در پای مطالب سایت زمانه، به بررسی مغالطه "یکجانبه بودن" یا "ارزیابی یک‌طرفه" می​پردازد: «تفکر یک‌جانبه یکی از رایج‌ترین اشتباه‌های استدلالی است که همه‌ی ما به راحتی دچار آن می‌شویم. هم در دفاع از ادعاهایی که داریم یک‌طرفه قضاوت می‌کنیم و هم در پاسخ به نقدهایی که دیگران به ما وارد کرده‌اند. دستچین کردن شواهد برای خوب یا بد نشان​دادن عده‌ای از مردم یا فرهنگ و اعتقاداتشان یکی از مصداق‌های چنین مغالطه‌ای است.»



شهر فرنگ مدرنیسم

رضا شوقی: مدرن‌سازی برای "برگر" قبل از هر چیز عبارت است از پلورالیسم فراگیر در عرصه ارزش‌ها، هنجارها، معانی و سمبل‌ها که در روند خود منجر به تقطیع فرهنگ به سطوح مختلف و ایجاد تکثر در سپهر‌های گوناگون زندگی می‌شود. آن‌چه از این تکثر حاصل می‌شود رودررویی دو قطب "عرصه خصوصی" و "عرصه عمومی" زندگی است، در حالی که در درون هر یک از این دو عرصه نیز پلورالیسم دیگری جاری است. درنتیجه این تکثر، دنیای مدرن به شهر فرنگی که دائم در حال تغییر است تبدیل می‌شود.



خطاهای روزمره-۱
چگونه اشتباه می‌کنیم

مریم اقدمی: مغالطه‌ها همه جا سر و کله‌شان پیدا می‌شود، در تفکرات روزمره‌، مناظرات انتخاباتی، آگهی‌ها و تبلیغات بازرگانی، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و مقاله‌های روزنامه‌ها. با گسترش وبلاگ‌نویسی و رسانه‌های مشابه که ارتباطی دوسویه با مخاطب برقرار کرده‌اند؛ بخش نظرخواهی وبلاگ‌ها و وبسایت‌ها به جای مناسبی برای بحث تبدیل شده‌اند. اما همین بحث‌ها معمولاً منبع مغالطه‌های زیادی هستند.



اندیشه هایی در راه

مهدی فتاپور: کشور ما در ۳۰ سال گذشته، تحولات عظیمی را پشت سر گذاشته است. امروز ایران کشوری است که در آن نزدیک به دو میلیون دانشجو وجود دارد و تقسیم کار دوران اولیه رشد سرمایه‌داری، جای خود را به جامعه‌ای با تقسیم کاری پیچیده و روابطی تو در تو داده است. چنین تحولات عظیم ساختاری که با تحولات و فراز و نشیب های سیاسی همراه گردیده، نمی‌توانست در تفکر و روانشناسی اجتماعی ایرانیان دگرگونی‌های بزرگی به وجود نیاورد.



جامعه‌شناسی بحران هویت

رضا شوقی: ساختار هویت همواره در خلال مختصات معین تاریخی و اجتماعی تعیین می‌شود و درست به همین دلیل است که طیف تنوع «خودها» به لحاظ تجربی محدود است.دو نوع هویت سنتی و مدرن از جمله این هویت‌ها هستند که بخش بزرگی از مباحث برگر در این زمینه را به خود اختصاص داده‌اند.



تلویزیون و روشنفکران ایرانی

امین بزرگیان: «نخبگان یا تحصیل‌کرده‌های ما گرفتار دو رویی و ریاکاری عجیبی در مواجهه با تلویزیون هستند. آن‌ها غالبا به‌گونه‌ای رمانتیک مدعی می‌شوند که تلویزیون تماشا نمی‌کنند و خود را خصم آن نشان می‌دهند؛ در حالی که اوقاتی از خود را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند. تلویزیون توسط آن‌ها با پا پس زده و با دست پیش کشیده می‌شود. نفرت از چیزی را نشان می‌دهند که همان لحظه به آن وابسته‌اند.»



در ستایش دروغ، شرارت و عبید زاکانی

داریوش برادری:‌ دروغ معمولا به معنای نظر و خبری مخالف حقیقت، مخالف واقعیت و شواهد است که فرد، باوجود آگاهی کامل یا نسبی بر دروغ بودنش، برای دست‌یابی به سودی و یا جلوگیری از تنبیه و ضرری آن را بیان می‌کند. می‌توان به طور معمول سه «دروغ مصلحتی» (مثلا برای جلوگیری از ضرر و دعوا)، «دروغ اجتماعی» برای حفظ هارمونی روابط خانوادگی و اجتماعی و یا «دروغ خطرناک» برای دست‌یابی به سود خویش و ضرر دیگران را از یکدیگر جدا ساخت.



خدا را باید از زمین به آسمان برد

احسان عابدی/ روزنامه اعتماد ملی: به ياد مي‌آورم شبي از شب‌هاي احيا در اين سال را كه مجتهد شبستري سخنران ميهمانان حسينيه ارشاد بود. مي‌گفت كه خدا را بايد از روي اضطرار خواند و لحظه اضطرار هميشه است، نه لحظه تنگدستي. و در آن شب بود كه گفت خدا را بايد از زمين به آسمان ببريم. اعتراض كرد به زميني كردن وجود مقدس پروردگار و استفاده‌هاي ابزاري از او.



کسی جوابی برای این پرسش‌ها دارد؟

شاید فکر کنی که من دیوونه شدم ولی من واقعا فکر می کنم که دستگاه کاملا داره بر اساس اشاعه زشتی و پلشتی و خشونت و مردم آزاری و حماقت حرکت می کنه و جز این، کارهاش هیچ اساس دیگه ای نمی تونه داشته باشه. مساله مساله ایران و این حرفها نیست، من که می گم اصلا (...) تو اون تمدن کهن و کوروش و داریوشی که تخم و ترکه شون ما باشیم. حرفم اونا نیست، این منو عصبی می کنه که می بینم اصلا سیستم در پی حرکت در جهتی ست که در هر کاری دقیقا بر خلاف حرکت عاقلانه باشه.



ارزیابی تفاوت‏های انسانی و میان گروهی در فرهنگ ایرانی

رضا کاظم‌زاده: اگر تمامی دنیا از یک وحدت یکپارچه و همگونی پیوسته شکل پذیرفته بود، احساس تنهایی معنا نمی‏یافت. احساس بیگانگی، از کشف خویشتن به عنوان موجودی متفاوت و مجزا از محیط ناشی می‏شود. نوزاد انسان به هنگام تولد از آنجایی که هنوز دستگاه روانی (appareil psychique) وی نظام نیافته است، درست در نقطه‏ی مقابل این وضعیت قرار دارد و تصوری از "خود" به معنای موجودی مستقل، یکپارچه و جدا از دنیای بیرون ندارد.



در گفت و گوی روزنامه دی‌ولت با نورمن میلر، نویسنده فقید آمریکایی:
هیتلر نازک نارنجی بود

ترجمه، ناصر غیاثی: به نظر نورمن میلر هیتلر آلت دست شیطان بود، اما قصد ندارد با این حرف گناه آلمانی‌ها را پاک کند. روزنامه‌ی دی‌ولت دو ماه قبل از مرگ ِ نورمن میلر به مناسبت ِ انتشار ترجمه‌ی آخرین رمان‌اش " قصر ِ میان جنگل" به آلمانی گفتگویی با او داشت که ترجمه‌اش را می‌خوانید.



روستا بهترین محل برای تمرین دموکراسی است

سعید صحرایی: اگر روستانشینی به دموکراسی نمی‌انجامد، پس چگونه دموکراسی آزادترین کشور جهان یعنی آمریکا را روستائیان پیش بردند؟ و چگونه هند با بیش از ۶۵٪ جمعیت روستایی، بزرگترین دموکراسی دنیاست؟



نقد اراده‌گرایی و نگاهِ یکجانبه در پژوهش های علوم انسانی -بخش دوم
دشواری فهمِ نزدیک‌تر به واقعیت

بهروز علیخانی، بخش دوم از مقاله‌ی نوربرت الیاس «تدوین یک تئوری درباره‌ی فرایندهای اجتماعی»: از یک طرف قرن بیستم عصر اختراعات و نوآوری‌های گسترده است. اما از سوی دیگر و به صورت همزمان، انسان با شک رو به گسترشی در مورد ارزشِ این همه پیشرفت روبرو می‌شود. انسان از مزایای چنین پیشرفتی خشنود و از خطراتش بیمناک است.



پاسخی به مقالات نیلگون در باره بومی‌گرایی
چالش با ایده پیشرفت

دو تن از بزرگان و به نوعی پایه‌گذاران رشته‌ی جامعه‌شناسی، کارل مارکس و اگوست کنت هستند. هر دوی آنان کوشیدند خود را از نگاه اسطوره‌ای فلسفه‌ی کلاسیک اروپایی برهانند. البته هر کدام به شیوه‌ی خاص خود به این تلاش پرداختند. کنت بر این نکته انگشت گذاشت که تصور فلسفه‌ی کلاسیک از جهان‌شمول بودن «عقل» و تحول‌ناپذیری «خرد» چیزی جز یک انتزاع ایستا و پیش‌فرضی اسطوره‌ای نیست.



حقوق بشر و وجدان عمومی بشر

یکی از نگرانی‌ها این است که اندیشه مبارزه و دفاع از حقوق بشر در واکنش به چپ‌گرایی استالینیسم، بر پاشنه لیبرالیزم چرخیده است. چه سنخیتی میان آن‌چه که لیبرالیسم به عنوان عقلانیت سیاسی و فلسفی چون اقتصاد بازار، رقابت، سلطه بازار، مصلحت‌اندیشی و تبعیض‌های ناشی از نابرابری‌ها و رقابت‌ها یاد می‌کند، با مبارزه کردن، از خود گذشتن، خطر پذیرفتن و جامعه‌ای را به خطر و فداکاری و مقاومت علیه استبداد خواندن می‌تواند وجود داشته باشد؟