| خانه > انديشه زمانه > مقالات | |
مقالاتمولوی و تجربه سکوتآرش نراقی: مولانا با ادب سکوت هم در مقام طریقت و هم در مقام حقیقت نیک آشنا بود. او خود اهل سکوتورزی بود، و نهایتاً سیمای حقیقت انفسی را در ماورای پرده سکوت به تماشا نشست. اما تجربه سالها مراقبه احوال باطن و طی مراتب سلوک به وی آموخت که سکوت از جنس واحد نیست، و سالک طریق باید در زندگی معنوی خود مراتب گوناگون سکوت را بیازماید و از سر بگذراند. نقدی بر نوشتاری از اکبر گنجی شاهدبازی حافظ و حافظ بازی دیگرانسعید صحرایی: پیش از گنجی، افرادی چون احمد کسروی، رضا براهنی، و سیروس شمیسا نیز چنین برداشتی از شعر حافظ داشتهاند. کسروی، در «حافظ چه میگوید؟» حافظ را به صراحت بچهباز و چرندگو مینامد. براهنی نیز، دستکم بر مورد اول صحه میگذارد و شمیسا، در «شاهدبازی در ادبیات فارسی» در قسمتی که به حافظ اختصاص داده است، شاهد و معشوق حافظ را از جنس مذکر میداند که حافظ با وی نرد عشق میباخته است. درباره اقلیتهای جنسی - بخش سوم همجنسگرایی؛ انحراف اخلاقی یا خلاف سلیقه برخی مردم؟آرش نراقی: خوردن گوشت قورباغه خلاف ارزشهای اخلاقی نیست؛ اما خلاف ذوق و طبع بسیاری از مردم است. ذوق و سلیقه افراد درباره نوع غذا، نوع معاشران، نوع مناسبات جنسی و امثال آن، با احساساتی بسیار عمیق پیوسته است که در غالب موارد با احساسات اخلاقی اشتباه میشود. بنابراین چه بسا امری به لحاظ اخلاقی نکوهیده نباشد؛ اما ذوق و طبع عمومی آن را بر نتابد و آن را نوعی انحراف به شمار آورد و نسبت به آن احساس اشمئزاز کند. درباره اقلیتهای جنسی - بخش دوم جنسیت، مخاطره و رمزآلودگیآرش نراقی: راجر اسکروتن، فیلسوف انگلیسی معاصر، از جمله کسانی است که برای تقبیح اخلاقی رفتارهای همجنسگرایانه استدلال کرده است. به اعتقاد وی رفتارهای همجنسگرایانه به دو دلیل مهم، به لحاظ اخلاقی در خور نکوهش است: نخست آنکه، روابط میان همجنسگرایان (خصوصاً مردان همجنسگرا) بسیار سطحی و ناپایدار است. دوم آنکه، روابط میان همجنسگرایان (خصوصاً مردان همجنسگرا) به نحو نامتعارفی بیبندوبارانه است؛ و نهایتاً به نوعی زندگی هرزهگرایانه میانجامد. آنها که لیبرال نیستندبازنشر پاسخ مراد فرهادپور: کسانی که برای آزادی و تفکر انتقادی به دنبال مبنایی میگردند، ظاهراً قادر به درک این نکته ساده نیستند که در این صورت، نقد خود این مبنا ناممکن خواهد بود و در نتیجه ما صرفاً با یک نظام جزمی و اسطورهای و بنیادگرایانه دیگری سر و کار خواهیم داشت که هیچ فرقی با استبداد فکری کلیسای قرون وسطا نخواهد داشت. درباره اقلیتهای جنسی - بخش نخست اخلاقی و غیراخلاقی، طبیعی و غیرطبیعیآرش نراقی: آنچه میتواند موضوع داوری اخلاقی واقع شود، فعل مختارانه است. اگر چیزی بیرون از اختیار ما رخ دهد، ما را به خاطر آن نمیتوان اخلاقاً ستود یا نکوهش کرد. ظاهراً تمایل جنسی فرد همجنسگرا به همجنس خود، مانند تمایل جنسی فرد غیر همجنسگرا به غیر همجنس خود غیر اختیاری است. در این صورت همجنسگرایی، به مثابه تمایلی بیرون از اختیار فرد همجنسگرا، مشمول هیچ داوری اخلاقی نمیشود. تجربه هستی عدمآمیز در اندیشههای خیام و مولوی- بخش دوم و پایانی گریز از خویش یا بیگانهآرش نراقی: از نظر مولانا، راه حل خیامی، اولاً راه حلی انفعالی است؛ نه فعالانه؛ یعنی نوعی تسلیم و وانهادگی است؛ نه تلاش و تقلایی مثبت برای یافتن برون شو. ثانیاً راه حلّی غیرصادقانه است؛ زیرا نهایتاً مبتنی بر انکار و فریب خویشتن است. انسان صادق باید حقیقت خویشتن را بشناسد، بپذیرد و مشفقانه و صبورانه بپیراید و بپروراند. اما آن کس که خویشتن خویش را انکار میکند، و میکوشد حقیقت را به خود بفراموشاند، به خود خیانت ورزیده است. تجربه هستی عدمآمیز در اندیشههای خیام و مولوی- بخش اول شک در یقینیترین پدیدهی عالمآرش نراقی: سرانجام حکیمی که فناپذیری عالم و مرگپذیری آدم را با تمام وجود شهود میکند، به مرتبه «آگاهی دردناک» میرسد. یعنی خود را یکباره با پرسش سهمناک معنای زندگی روبهرو مییابد، و بیاختیار از خود میپرسد که اگر بناست تمام این صحنه یکباره برچیده شود، پس این همه صحنهآرایی برای چه بوده است؟ به بیان دیگر، وقتی که غایتمندی جهان و هدفمندی هستی آدمی، مورد تردید قرار میگیرد، روح حکیم با بحران بیمعنایی روبهرو میشود. مولانا و تجربه وجودی غربتآرش نراقی: حقیقت این است که مولانای ۳۴ ساله به تمام این معانی در این عالم «غریب» و «بیخانه» بود. او در دوران کودکی لاجرم بلخ را ترک کرد و به قونیه ترکزبان کوچید. این به معنای از کف دادن «خانه» به معنای وطن بود. این غربت و بیخانگی میباید برای مولانا تجربه دردناکی باشد. فراموش نکنیم که مولانا، اگر چه بخش عمده عمر خود را به دور از وطن و در دیار ترکزبانان زیست، اما تا پایان عمر، ژرفترین تأملات و مواجید خود و محرمانهترین احوالاتش را به زبان پارسی باز میگفت. وبلاگ، صحنه جدید بازیلوا زند: «محیط وبلاگ صحنهی بازی است. نویسنده وبلاگ، بازیگر صحنه و خوانندگان گذری یا وفادار وبلاگ هم تماشاچیانش که مانند تماشاچیان بقیه نقشها میتوانند موافق یا مخالف نقش بازیگر باشند و میتوانند با بازیگر همتیم شوند یا علیهاش شعار دهند. عرصه جدید نشان از هویت تازه دارد. هویتی که برای ساختنش، فقط اختیار نویسنده دخیل است و نه سابقهی خانوادگی و شغلی یا جبر زمانی و مکانی بازیگر.» کند و کاوی در ساختار القاب قاجاری دسپوتیسم سلطانی و شغالالملکهای درباریواروژ میناسیان: «تودهای که در جهان سلطانباره میزیست، بسیار آسیبپذیر بود، به همینخاطر در مواجهه با سلطان، یا تسلیم میشد یا از او قدرت مشروط میگرفت؛ در هر دو صورت، شخصیتپرست میشد، قائم به دیگران بود و کیش شخصیت پیدا میکرد. اریک فروم در تحلیل چنین شخصیتی مینویسد: "فردی که دچار ناامنی خاطر شود سعی در یافتن مکانیسم فرار از وضعیت مزبور میکند و با مستحیل کردن خود در دیگران به دنبال احساس امنیت میگردد." در تاریخ دربار ایران هم "ناامنی، چهره غالب و بدل به هنجار عمومی اجتماعی شده بود."» نگاهی جامعهشناسانه به بحثهای رضا کاظمزادهبهروز علیخانی: «ساختار زبان و آداب و رسوم مربوط به تنظیم روابط اجتماعی گاهی اوقات از واقعیت تغییر و تحول روابط اجتماعی عقبتر میمانند. این مساله بهخصوص آنجایی بیشتر بهچشم میخورد که تغییر و تحولات اجتماعی روند سریعی به خود میگیرند.» روانکاوی «بومیگرایی» کلانتری و رادیو زمانهنگاه انتقادی داریوش برادری به برنامه های نیلگون عبدی کلانتری و محدودیت هایی که به زعم نویسنده از طرف زمانه بر نوشته های او اعمال شده است. کامنتهای بلند خوانندگان سایت زمانه «خطاپذیری قرآن؟»: در نقد نظرات عبدالکریم سروشم. نوری: «راز آمیزی و استخراج معانی عمیق و عظیم از این کتاب آسمانی عاملی تعیینکننده و اساسی بر ظهور و پرورش عارفان و اندیشمندان بزرگی از جمله مولانا که دکتر سروش فراوان از آن جناب تاسی میجوید و خیل بسیاری دیگر از این دست بوده است که نمیتوان این توانایی در رمز آمیزی و محتوا آفرینی و فرهنگسازی را تنها در تعیینکننده دانستن قالب وحی در متن نازل شده حسب ادعای دکتر سروش دانست.» جنگ و صلح و ما ايرانيانخسرو ناقد: «بى ترديد اصلاحات آرام و دگرگونىهاى بنيادى هزينههايى دارد که هر ملتى ناگزير بهپرداخت آن است؛ اگر که بخواهد از دور باطل انقلاب- خشونت- انقلاب بهدرآيد. دردا و دريغا که هزينهها را کمابيش نسل جوان ميهنمان بايد متحمل شود. ولى چاره چيست؟ هميشه و همه جا چنين بوده است.» نگاهی به مقاله «شبی با اکبر گنجی درباره ایران و آمریکا» بخش دوم جهان دو قطبی گنجبخشها و جهان پیچیده گنجیها (۲)دکتر محمد برقعی: «آقای گنجبخش معتقد است این همه سر و صدا راه انداختن آقای گنجی و دیگران در محکوم کردن جنگ، به نفع جمهوری اسلامی است و ندانسته آلت دست دستگاه تبلیغاتی آن شدن. زیرا، طبق شواهد، آمریکا قصد حمله قریبالوقوع به ایران را ندارد. اگر جنگی درگیرد بیشتر ناشی از تحریکات جمهوری اسلامی است "عمده کردن خطر جنگ توطئه دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی است."» تمام معانی را در ترجمه نمی توان احضار کردپارسا پویا: در هر ترجمه ی فلسفی، گاه عناصری از زبان مبدأ با تغییر (گسترده یا محدود تر شدن) دامنه ی معنایی واژگان یا از دست رفتن برخی عناصر معناشناختی یا فرهنگی به زبان دیگر منتقل می شوند. از طرف دیگر نمی توان فعل بودن یا هستن را خارج از بافت فلسفی و بیرون از متن، در گستره ی معناییِ لغتنامه ای آن، مورد بحث قرار داد و نتیجه گرفت که مترجمان همگی اشتباه کرده اند. نگاهی به مقاله «شبی با اکبر گنجی درباره ایران و آمریکا» بخش نخست جهان دو قطبی گنجبخشها و جهان پیچیده گنجیها (1)دکتر محمد برقعی: «از زاویه همین نگرش دو قطبی بر جهان، آقای گنجبخش به آقای گنجی ایراد میگیرند که چرا در سخنرانیشان در جلسه «شورای روابط خارجی آمریکا» به جای آنکه تنها به نقد جمهوری اسلامی بسنده کنند، یعنی «همان مسایلی که انگیزه دعوت از ایشان به چنین مجلسی شده بود»، زبان به انتقاد از آمریکا هم گشودند؛ همان ایرادی که رادیو و تلویزیونهای لوس آنجلسی و پارهای از سلطنتطلبانی که همه امید خود را به یاری آمریکا بستهاند به خانم شیرین عبادی گرفتند و او را عامل و بلندگوی جمهوری اسلامی خواندند.» فضیلت گیاهخواری را درک کنیمآرش نراقی: آیا رژیم غذایی گوشتخوارانه از منظر اخلاقی دفاعپذیر است؟ به بیان دیگر، آیا انسانها اخلاقا حق دارند که برای تأمین خوراک خود جان حیوانات دیگر را از ایشان سلب کنند؟ حیوانات ردههای تکاملی بالا نظیر گاو و گوسفند به علت سلسله اعصاب پیشرفتهای که دارند هم درد را بشدت تجربه میکنند و هم وحشت را. ظاهرا گوسفند یا گاوی که برای ذبح آماده میشود پیشاپیش خطر مرگ را احساس میکند و پیش از آنکه ذبح شود وحشتی عمیق را میآزماید. طراحی دکوراسیون راهی برای «متفاوت» بودن در ایران تفاوت تولید میشود، نه مصرفوحید ولیزاده: «تفاوت» در دو گفتمان نشانهای از پایان فلاکت و شروع خوشبختی است. گفتمانی که کمونیسم را مرتبط با یکسانی و سرمایهداری را مرتبط با تفاوت میداند. در این گفتمان کمونیسم به معنای مجتمعهای آپارتمانی بزرگ سیمانی و یک شکل، اتومبیلهای همشکل و کالاهای مصرفی کوپنی و یکسان است و سرمایهداری به معنای خانههای ویلایی متنوع و رنگارنگ، ایستگاههای رادیویی متعدد با سبکهای متفاوت موسیقی و آواز، مدلهای حیرت انگیز اتومبیل و سوپر مارکتهای لبریز از مارکهای مختلف اجناس در بستهبندیهای رنگی و شاد. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






