| خانه > اردوان روزبه > گزارش | |
گزارشگزارشی از کنسرت ابی در مالزی: ابی همیشه خلیج فارس را زنده میکندآمدن ابی، خوانندهای برای چهار دهه موسیقی ایران، به کوالالاکپور بهانه دیدار ایرانیهایی بود که اینجای دنیا نزدیک خط استوا منزل کردهاند. یکی دانشجو، یکی کارمند و یا بازرگان و یکی هم پناه آورده است. بازبینی ماجرای کودک آزاری در مرکز نگهداری کودکان سرپرست بهزیستی زنجان معزول شد، تمامبنابر سنت مرسوم و مثل همیشه رسانهها، پروندهی کودک آزاری زنجان را با یکی دو خبر و گزارش نیم بند بستند. روزی که این گزارش را برای پخش رادیویی آماده میکردم، تصمیم داشتم برای انتشارش در وب سایت زمانه کمی صبر کنم تا بتوانم با خبر های بهتر و چیز های تازه که به هر حال در سرنوشت این بچهها موثر است، منتشرش کنم. اما امروز آنرا میفرستم چون احساس میکنم این خبر لب سوز و لب دوز نیست. خب ببینیم که دوباره چه زمانی یک خبر کودک آزاری دیگر رسانهها را آتشین کند و در کمترین زمان تب تند رسانهها زود عرق کند. آموزش روابط جنسی حلقه مفقوده در ایران سکس، میوه ممنوعه زندگی منعاطفه میگوید: مادرم هم همین قدر میدانست. ما از یکی از روستاهای اطراف شیروان در خراسان بودیم. او میگفت چشمانت را ببند و بعد بگذار شوهرت خودش راهش را پیدا میکند. تازه بعد از شب اول که درد دارد و باید خونش را روی دستمال بدهی تا آبروی ما را حفظ کنی، گاهی خوشت هم میآید. این همه چیزی بود که من از مادرم یاد گرفته بودم. معلمان متحصن در مشهد: «بازی خوردهایم»معلمان بازنشسته خراسانی در روزهای شنبه و یکشنبه در اعتراض به عدم پرداخت پاداش پایان خدمتشان، در مقابل سازمان آموزش و پروش تحصن کردند. یکی از این معلمان میگوید: «معلمی که خود، هنجارهای اجتماعی را آموزش میدهد، کسی که ارزشهای جامعه را به دانش آموزان تفهیم میکند، باید خودش بیاید کاری را انجام بدهد که هنجارهای اجتماعی را زیر پا بگذارد. ما به کجا رسیدیم؟ یعنی حق ما این است بعد از سی سال کار صادقانه، اینگونه با ما برخورد بشود؟» موقعیت زنان ایرانی و مسأله طلاق من مطلقه هستم؛ پس نیستمچندی پیش در خبرها آمده بود که زنی در تهران به دلیل عدم موفقیت در گرفتن طلاق از همسرش، با سم نباتی به زندگی خود پایان داد. به عقیده بسیاری از کارشناسان، اگر چه قانون ایران با شروطی که ضمن عقد ذکر میشود، در مواردی اجازه طلاق را رأساً به زن میدهد، اما به دلیل خلاءهای قانونی، عملاً این کار به سختی صورت میگیرد و یا به قول عاطفه، زنی که از شوهرش طلاق گرفته: «تا شوهر نخواهد، هیچ طلاقی صورت نمیگیرد.» گزارشی از تخریب یک اثر ملی در نیشابورر وقتی میراث فرهنگی زورش به امام جمعه نمیرسدیکی از آثار ملی کشور مدرسهای موسوم به «گلشن» در شهر تاریخی نیشابور است. این مدرسه که بعد از تیموریان تخریب شده بود، در دوران صفویه بازسازی شد و در دوران قاجار و پهلوی مرمت شد و از همان دوران قاجار نیز به عنوان حوزهی علمیه بهکار گرفته شد. این بنای ملی در دو نوبت بدون توجه به کاشیکاریهای عهد تیموری و صفویه با تمام توان تخریب میشود. گزارشی دربارهی امید به زندگی در ایران امیدوارم؛ پس هستمچه کسی از فردای خودش خبر دارد؟ بارها این جمله را شنیدهام؛ از آدمهای مختلف. آدمهایی که وقتی از افقهای کمی دور زندگی با آنها صحبت میکنی، این جواب را به تو میدهند. این نگاه معنادار به زندگی همیشه ماحصلش این جمله نیست. در یک بررسی که توسط سازمان بهزیستی انجام گرفته است، اینک حدود ۳۰ درصد از ازدواجها در کشور منجر به طلاق میشود. این طلاقها به صورت عمده به دلیل فقر مالی، عدم کامیابی جنسی و اعتیاد است. راستی، شما آخرین بار کی خندیدهاید؟ این سؤالیست که شاید پاسخگوی دلیل آن طلاقها نیز باشد. خواستههای صنفی دانشجویان بیرجند در انتظار پاسخدانشجویان دانشگاه بیرجند از روز شنبه چهاردهم اردیبهشت ماه در اعتراض به مشکلات صنفی خود از قبیل شلوغی خوابگاهها، کیفیت نامطلوب غذاهای سلف سرویس و کمبود امکانات رفاهی اقدام به برگزاری یک تحصن کردهاند. مسوولان این دانشگاه در پی آن هستند تا با کسب بودجه بیشتر به درخواست دانشجویان معترض پاسخ گویند. من با نماینده دانشجویان متحصن در همین زمینه صحیت کردم. آزادی مطبوعات در گفت و گو با وبلاگنویسان: آزادی برای مطبوعات یا مطبوعات برای آزادی؟مرضیه کوهستانی، روزنامهنگار در گفت و گو با زمانه دربارهی مرزهای آزادی مطبوعات میگوید: «به نظرم یکسری چیزها هم خیلی تابو است. یعنی ما خیلی چیزها را که ضداخلاق میدانیم، شاید ضداخلاق نباشد. فقط ما آنها را تابو کردیم و به خودمان حق نمیدهیم که درمورد آنها بگوییم، بنویسیم، حرف بزنیم. مثلاً سکس یکی از آن مباحث است. نه، من فکر میکنم مخاطب حق دارد درمورد چیزهایی هم که تابو است و یا ضد اخلاق قلمداد میشود، بداند.» اعتراض دانشجویان در مقابل دفتر سازمان ملل در مشهدروز سهشنبه در مقابل دفتر سازمان ملل در مشهد، گروهی از فعالان دانشجویی و مدنی با تجمعی نسبت به ادعای امارات متحده عربی در مورد جزایر سهگانهی ایران و استفاده از نام «خلیج عربی» بهجای «خلیج فارس» در «گوگل ارث» اعتراض کردند. فعالان دانشجویی گردانندگان این تجمع بودند. به دنبال جامه عمل پوشاندن رویاها - بخش دوم «مالزی فقط یک سکوی پرتاب است»اگر یادتان باشد ما در میزگردی با صفا، شادی، مریم، رضا و سمیرا در آپارتمان او، بحثمان را شروع کرده بودیم. در بخش دوم این گزارش، از زبانِ سمیرا میشنویم: «مالاییها اگر امکاناتی باشد اول دوست دارند در اختیار خودشان باشد. چینیها و هندیها هم قصههای خودشان را دارند، چون من دوستهای چینی و هندی هم دارم و میتوانم بگویم که آنها چطوری زندگی میکنند.» به دنبال جامه عمل پوشاندن رویاها - بخش اول چرا سر از مالزی درآوردم؟یکی از دغدغههای من نشستن پای صحبت بچههای ایرانی در مالزی بود. حرفهایی از چراها و بایدها و نبایدها. با کمک چند دوست خوب توانستم یک میزگرد زمانهای راه بیندازم و بچهها را دور هم جمع کنم و کمی از زندگی با هم صحبت کنیم. قرار پا گرفت. یک بعدازظهر بارانی در خانه یکی از همین بچهها. این برنامه با شیرینیهای خوبی که صفا گرفته بود، صفای ویژهای پیدا کرد و با قهوه ای که سمیرا درست کرد، گرمتر شد. در مالزی مراقب جیبهایتان باشیدوقتی وارد کوآلالامپور، پایتخت مالزی شدم، درست در روزهای اولی که پا به این شهر گذاشته بودم بنا بر پیشنهادی رفتم به سراغ مرکز خریدی به نام مگامال در میدوالی؛ یکی از بزرگترین مراکز خرید در این شهر. دست بر قضا زن و مردی را در جلوی یکی از دکههای سالن وسط دیدم که نمیتوانستند برای پرداخت پولشان به فروشنده، حرفشان را حالی کنند... بعد از رفتنش از دست گرفتن پولهایم توسط او نگران شدم. شمارش کردم. به راحتی آب خوردن چهارصد یورو از پولم کم شده بود. او خیلی تمیز پول را کف زنی کرده بود. طبق گزارش جدید سازمان ملل «کودکان امروز جهانی عاری از ایدز ندیدهاند»طبق گزارشی که از سوی سازمان ملل منتشر شد، تعداد زنان باردار و کودکان اچآیوی مثبت که به داروهای ضد ویروسی دسترسی دارند افزایش یافته است، اما هنوز راه درازی برای رسیدن به نسلی عاری از ایدز در پیش است. مالزی میزبان فیلمهای ایرانی، اما با کمرنگیاز بیستم مارس تا دوم آوریل، سینماهای گلدن اسکرین در کولالامپور و شهر پیننگ در کشور مالزی نمایشدهندهی مجموعهای از آثار فیلمسازان ایرانی بود. این فیلمها که تحت عنوان «هفتهی فیلمهای ایرانی» در مالزی به اکران درآمد، دومین دور از برنامههای هفته فیلمهای ایرانی در این کشور به حساب میآمد. اگر چه سابقهی پخش فیلمهای ایرانی در این کشور برمیگردد به سالها پیش از این و اواسط دههی ۹۰. گزارشی از واکنش ایرانیان مقیم مالزی به فیلمِ «فتنه»: اینجا حرف از میانهرو و تندرو نیستاین روزها صحبت از فتنه، خیرت ویلدرس، سیاستمدار راست افراطی هلندی را بر سر زبانها انداخته است. از فتنه زیاد میشنیدم. اما آیا رویکرد ویلدرز واقعگرایانه است؟ در گزارشی، نظر چند ایرانی مقیم مالزی را دربارهی این فیلم پرسیدم. نازنین دانشجوی دانشگاه Lim Kok Wing در مالزی میگوید: «شاید اسلام را نه او شناخته و نه خود ما. در حقیقت آنچه که ما هم میبینیم چیزی جز این نیست.» دو حادثه، باز هم راهیان نور عیدمان هم عزا شددر کمتر از دو هفته گذشته، دو اتوبوس از بازدیدکنندگان مناطق جنگی جنوب با عنوان راهیان نور تصادف کردند. در حادثه اول اتوبوسی که مربوط به دانشجویان دانشگاه علمی-کاربردی خیام مشهد بود، در مسیر برگشت از مناطق جنگی در تصادف با تانکر سوخت، آتش گرفت و 22 دانشجو به طرز دلخراشی در آتش سوختند. مجموع کشتهها و زخمیهای این اتوبوس 40 نفر میشود. در حالی که در بیشترین حالت، ظرفیت اتوبوسها 32 نفر است. گزارشی از برگزاری ایام نوروز در مالزی نوروز با ایرانیان مالزیایرانیها در طول چند سال گذشته ذوق و استعداد به خصوصی در یافتن راههای مناسب سفر برای رفتن به سایر کشورها که رفتن به آنها مشقت کمتری دارد، پیدا کردهاند. کشورهایی که فصل مشترکی دارند که موجب جذب همه نوع توریست ایرانی از مومن و مکتبی تا اهل دیسکو و کلاب میشود: امکان بهرهبرداری از حداقلهای سفر بدون تشویشهای مرسوم در جامعه سیاست زده ما. اما نوروز داستان دیگری دارد. همه از چند ماه پیش چمدآنها را بستند و منتظرند که سفرهای نوروزی را آغاز کنند. در چهارمین سالگرد انفجار قطار نیشابور با اما و اگرها جهنمی به نام ایستگاه خیام در ساعت نه و چهل پنج دقیقههادی پژوهش معاون سیاسی، اجتماعی وقت استانداری خراسان رضوی: « در کشورمان بنا بوده با تصویب در مجلس و دنبال کردن وزارت کشور که یک سازمان مستقل برای بحرانها ایجاد شود. البته یک ستاد حوادث غیر مترقبهای در استانها داریم که من اعتقادم بر این است که آن ستاد بیشتر شبیه فقط یک تابلو است. یک مسئول و چند کارشناس که یک حادثه یا اتفاقی رخ داد اینها بتوانند بین دستگاههای امدادی سریع هماهنگی کنند تا بروند کمک کنند. » گزارشی در مورد پرویز کامبخش روزنامهنگار افغان – بخش اول خیلی ساده، تو باید اعدام شویتقریبن چهار ماه از زندانی شدن پرویز کامبخش، روزنامهنگار اهل ولایت بلخ در شمال افغانستان، میگذرد. آنهم با انتظار حکمی که خانواده و خودش نیز باور نمیکردند میتواند تا به این حد برای جرمی که امنیت ملی برای او متصور بود، سنگین باشد: «اعدام». با سید یعقوب ابراهیمی، برادر سید پرویز کامبخش و روزنامهنگار و عضو آژانس خبری انستیتو گزارش جنگ و نقض حقوق بشر، و خالد خسرو، روزنامه نگار و فعال اجتماعی افغان در اتاوا، در این باره گفتگو کردم. |
لینکدونی
آخرین مطالب
آرشیو ماهانه
|
![]() |






